غروب...آغاز فردا...

یا حبیب

این سمت آسمان امید میرود که در سمتی دیگر امیدی بدمد!

/ 3 نظر / 6 بازدید
ziba

چی شده آخه؟؟//

Ahoora

سلام رفيق . هميشه غروب اعصاب منو بهم ميريزه . نمی دونم ولی يه جورايی ياد تموم شدن دوران محکوميتمون می افتم . از نوشته هاتم نگران نباش اگه تو ليست نوشته هات تو پرشين ، ثبت شده باشه ، مطمئنن نشون ميده . موفق باشی.

باران

سلام هر غروبی طلوعی به دنبال داره . با چشم بهم زدنی شب صبح می شه و از اون تاريکی ديگه خبری نيست ! البته شب خودش يه عالمه تو خودش خاطر خواه داره ! تو عالم خودمونيش که کلی طرفدار داره ..بعضيهام که با سختی حال می کنند . يکی درد و يکی درمون پسنده ... يکی وصل و يکی هجرون پسنده ...(بقيشم بگير تا آخر خط برو )