حسرت ...

یا الله

نمیدونم باید غمگین باشم یا شاد به هر حال اه از نهادم در اومد وقتی اون خانم با لهجه ای شیرین به فارسی بعد از سلام بهم گفت:

خوشا به حال شما که در کشوری زندگی میکنید که صدای اذان را میشنوید ... و اشک از چشمانش جاری شد...

با شنیدن این جملات یه خلعی در قلبم ایجاد شد...

گفتم: همیشه در جایی هستیم که عده ای دلشون می خواد که جای ما بودند،خیلی از ایرانی ها بدون اینکه احساس شما رو داشته باشن دلشون می خواست جای شما بودن و شما دوست داشتید در کشور من تنفس میکردید!!!

الان موقع اذان است!

 

خدایا این بلا ست که بدان مبتلاییم یا ...؟

الهی به فریاد دلم رس...

مهر آمد،مهربانی کن و رخصت بودن ده،

این ویرانه را آباد کن ...

اللهم عجل لولیک الفرج

/ 0 نظر / 25 بازدید