سلام همسايهءآسمونی

سلام،به تو ،به او ،به همه که زير اين سقف کبود ،سايه يه خدای خوب بر سرمونه!!!
داره يواش يواش روز ديدار نزديک ميشه،ديدن اون کوه کبود که روشو چمنزار پوشونده .و از ميون اون شهر دود زده دل ميبره....
اما ...ميترسم ...برای خودم نه!!!برا اون...نميدونه که چی در انتظارش!!!
اينا راست ميگن:Good News is ,No News....
اما تا کی بی خبری؟
هرچی ميگذره.....کمتر دلم ميخواد برگردم....شايد شهامتم رو برای مواجه شدن با يه سری حقايق از دست دادم................

۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵
By His ordinance He sends down the angels with the Spirit of His divine inspiration to those among His servants that He chooses, enjoining them: "Warn humankind that there is no other God save Me. Therefore remain devoted to Me."
2-Qur'an, An-Nahl, Surah 16

**********************************************************
Yuhanaa
Your pleas shall be answered, but wait patiently for the Lord to respond. Do not lose hope and begin to complain .

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
uohan

salam oon faghat nazare shomaast dige na choon dar jahan faghat zarorathaast ke khodnamaai mikonam ...baraat doaa mikonam oon biyaad age biyaad midoonam faghat khoob va bad ro tarif mikone

shamila

سلام ممنون که اومدی به من سر زدی

لوقا

سلام برادرم همانگونه که می خواهم صدايت می کنم با اينکه می دانم تو عقيق دلی آری من نزد تو و خدای تو مرتد هستم چون اخلاق برادرنمان را رعايت نکردم چون چيزی می گويم که شايد نزد خدايت تاوان سنگينی داشته باشد اما آدمی همواره به خاطر اعمالی که انجام می دهد ريسک هايی را قبول می کند انتخاب هر راهی خود ريسکی دارد ما بنا نيست بجای برويم اينجا همانجاست که می رويم بازگشت تو بخاکت همانجايی است که می زييد ما همه اهل خاکيم کاش عقده ء دل می گشودم کاش می توانستم يقينم را به گونه ای به اثبات برسانم اما زبانم قفل دارد دوست خوبم لختی درنگ کن دهانم تعفن ندارد ما با هم می رويم با هم نمی جنگيم صحبت از توپ و طياره نيست صحبت از يک صدای مشتر ک است ...

لوقا

گاهی ما آوای شيطان می شنويم و گاه صدای خوش دلمان هر گاه به خلوت خويش باز می گردم صدايی به گوش می رسد همواره صدايم می کند او می گويد و من می نويسم من خود چه دارم برای عرضه که او خود عرضه می کند ...بسياری از من رميده اند که اين شور چشم چشمانش داغ می نهد ...قدری درنگ کن من همانی هستم که تو.. اما شايد طنين صدايم فرق می کند خدای قديم بدعتهای قديم بايد بميرد بايد گورش را گم کند ما خدايی پويا و دينی پويا می خواهیم تا کی در گير يک وجب و چهار انگشت برای کروقليل بودن آب بود ما گرفتار مسائلی جديد هستيم ما برای نفس کشيدن ...

مسافری از زمین

با سلام و احترام و تبريک به خاطر حس لطيف و حسن سليقتون برای انتخاب آهنگ (راستی بيشتر معرفيش نمی کنيد؟)و رنگ آميزی اينجا؛اين خونه گرم و آرامش بخش و ممنون به خاطر همه چيز.می دونم که دلتون اينجاست و زود زود بر ميگردين چون باورداريد که آغوش مادر هر چی که باشه بيتاست بويژه اگه اسمش ايران باشه(حتی اگر نحيف و سردش کرده باشن بازم گرمتر از همه جاست ؛حتی اگر دامنش زبر و وصله پينه هم باشه؛مخملینتر ینه و اگرخالی از عطر های مصنوعی هم باشه اما بوی خوش اون ...).لبريز آرامش و پاکی.

samira

سلام عقيق عزيز.ترس سوغات آشناييه.سبز بمان و هميشه شاد .

لوقا

سلام خوب ومهربان تو همه چيز بمن آموختی از زرهای ناب بهره مندم نمودی اما من چه دارم آدميان را بگذار سبکتر بمانند بمن آموختند که بار بستانم مرا بهل کنيد ..بگذاريد اين شور چشم به حال خود و خدای خود درنگ کند سالهاست که خار چشم بوده ام حضورمن در هر جايی خود اعتراضی است کافيست تنها کسی که خون کثيف در رگهايش جاری است بوی مرا حس کند ...

مهدی ( داستانهای مرد سیاهپوش در سکوت شب )

سلام .. مثل هر دفعه خیلی زیبا بود .. وبلاگ چه اهنگ قشنگی داره .. رویایی .. راستی یه چیز برام خیلی جالب بود .. اینکه برام کامنت گذاشتی و گفتی که سه شنبه ۲۸ اردیبهشته اما بالای کامنتت تو قسمت تاریخش نوشته چهار شنبه ۳۰ اردیبهشت .. دیدی من درست گفتم و ۲۹ یعنی سه شنبه تولدم بوده !!!!!! ............شاد باشی دوست همیشگی من

اشک عشق

عقيق من.......نگرانی....آری ميدانم از چه سخن ميگويی........امتحان.........امتحان........و معلم به شاگرد اول ها.....امتحان های سخت تری ميدهد......زيرا که بيشتر دوستشان ميدارد......زيرا که ميداند قبول ميشوند!........ميداند!!!!!.........دوست کوچولويی که دوست داره..

غريق

سلام.لحظه ديدار نزديک است...باز ميلرزد دلم٬دستم...