راه زیادی باقیست...

سلام همسایه آسمونی!

بعضی ها چه زود حقیقت وجودیشونُ آشکار می کنن!

صحبت زیادی با آنها نیست.....فقط :

خیلی جوانتر و خامتر از اونی هستی که فکر میکردم!.

هنوز راه بسیاری مونده تا معنیِ خیلی از مفا هیمی رو که گمان میکنی خوب فهمیدی رو واقعآ درک! کنی!!!

میگن :هر چه از دل بر آید لا جرم بر دل نشیند،

اما انگار....نه، فکر نمی کنم..!!

 سهراب زیبا گفت:« چشم ها را باید شست ،جور دیگر باید دید»!

اول چشمهایت را بشوی،تا  گام اول را برای شفاف وصاف دیدن ظواهر حقیقی! بر

داری ؛تا چشمانت با « دیدن» آشنا شوند!

آنگاه ، شایددر خلال بینش هایت ،شعاع نوری از فضای تاریک وجود گذر کند؛

بلکه لحظه ای نشانی از دل ببینی.!

ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة

 

دل من دریای طوفانی ست....،مواج پر خروش،

که به لمحه ای نمی لرزد.

طوفان از نسیم  نهراسد.

با یاری هم آوازه ام که ، پشتیبان من است.

در هوایش وبرایش تنفس را دوره می کنم.

هوالمحبوب

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
عليرضا

سلام ....... وبلاگ زيبايی داريد ...... و البته سليقای زيباتر ..... تبريک می گم .................... راستی عيد ولادت مولا علی رو هم تهنيت عرض می کنم

رضا

سلام دوست عزيز ... برای اولين باره که به وبلاگت ميام ... ولی کلی از وبلاگت خوشم اومد ... بوی اون بالا بالاها ميده نوشته هات ... اگه منو قابل بدونی و يه سری به وبلاگم بزنی خوشحالم ميکنی ... يه خبراييه آخه ... موفق باشی و شاد ... يه دوست ... رضا

عليرضا

سلام عقيق جان ......... اومدم تا مطلب جديدت رو بخونم ولی سعادت نبود ..... به هر حال از آشنايی با شما خيلی خوشحالم ........ بازم به من سر بزنيد