یوسف زهرا ...

یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها!
این غــزل خوانـی ها، معرکـــه گردانی ها
سر بازار شلوغ است،‌ تـــو تنهــــا ماندی
همه جمع اند، چه شهری، چه بیابانی ها
چیزی از سوره یوسف به عزیزی نرسید
بس کـــه در حق تـــو کردند مسلمانی ها
همه در دست، ترنجی و از این می رنجی
کـــه بـه نام تــــو گرفتند چـــه مهمانی ها
خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده ام
ای کــــه تعبیر تــــو پایان پریشانــی ها
عشق را عاقبت کار پشیمانـــــی نیست
این چه عشقی است که آورده پشیمانی ها؟ "این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست؟"
این چـــه پروانه کـــه کرده است پــــر افشانـــی ها؟
یوسف گمشده! دنباله این قصه کجاست؟
بشنو از نــــی که غریب اند نیستانی ها
بــوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها
مهدی جهاندار

/ 1 نظر / 52 بازدید
فرجام

سلام ماشاء الله چه همتی من سال 82 مطالبتون رو می خوندم و به وبلاگ تون سر می زدم باور نمی کردم بعد از 11 ، 12 سال همت ادامه داشته باشید که امشب بعد ار سالها سر زدم و دیدم... بله خدا توفیقتون بده و ولی الله، اذن وصال...