با ز هوای کوی تو بر سر دارم...

سلام همسايه آسمونی

معبودم

صدای پرستو هايی که بر گرد خانه ات در طوافند در  گوشم ميپيچد....

چگونه عاشقانه بر گرد کعبه ات ميگردند.

در آن همهمهءپر سکوت٬نسيم جان بخش مهرت ٬روح متلاطمم را مينوازد....

بار ديگر شميم خوش تو را ناباورانه ٬در خانه دنياييم حس کردم...

دل بيتابم٬به سوی خانه ات پرواز کرد...

با تمام وجود ٬آن همه عطر مهر را در آغوش خود کشيدم....مرا بردی...

من از خود رستم و به تو پيوستم...

آن مهر لايزال...آن عطر ....مرا به مستی رساند.....

کاش همان لحظه ميرفتم...

من در پيکره خانه ات ٬نفوذ کرده از نابودی به بود رسيدم......

از عطر تو پرم از مهر تو سرشار....از خود گريزان.....

ای معبود يگانه

دلم هوای معرفت ِ عرفا تت را دارد...

بر جبل الرحمه پای گذاشته ٬بخوانمت ٬

 دلم هوای شعور مشعرت را دارد......تا بسوزم در تب تو....

بسوزم درهوای سوزان عطشناکی تو....

دلم ميخواهد نفس نادان را در منا يت به قربان گاه ببرم....

وبعد از فرمان آفتاب ٬خشم خود را نثار شيطان وشيطان صفتان نمايم....

الهی !

چگونه در کوی تو٬راه بپيمايم واز شراب طهور تو نوشيده باشم٬

و توان پای گذاشتن بر روی اين خاک را پيدا کنم!

باز هم ديوانه شده ام ٬

باز هم مجنون وار دلم هوای کوی تو را دارد!

باز غربت من سنگين شد ٬

باز بانگ رحيل ميآید ٬و مرا ميطلبد....

کاش لحظه ای به شعورت ميرسيدم....

تو به راستی کيستی ؟که مرا اينگونه به  فناکشانده ای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

eyghom.jpg

/ 39 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ayandesazan_shiraz

سلام . اشعار زيبايی بود به من هم سری بزن خوشحال ميشم

باران سرخ

سلام به مهربانم ... سلامی به گرمای عرفات ... لحظه های با او بودن در تو زياد است ... مبادا دلبر را بی ما صدا کنی ... ياس کبود و محزون است ...برايم طلب دوست نما ... اشک ها جاری است ..گرمای مهر از ما بريده شد ... گويد خدايا آخر چرا ...چرا تنهايم گذاردی ؟! مگر من با تو نبودم ..آخر چرا با من نبودی ..چرا همسفره زيارتم را ستاندی و کوچ دادی ... آه از اشک او امروز اشکبارم ... کاش بيايد ..کاش بيايد ... کاش بيايد .

Seyed Ali

سلام خانومی ............ نمی دونم چرا مدتيه اين همه من جا می مونم .......... ای قوم به حج رفته کجاييد کجاييد *** معشوق همين جاست بياييد بياييد /// معشوق تو همسايه و ديوار به ديوار *** در باديه سرگشته شما در چه هواييد ؟ /// گر صورت بی صورت معشوق ببينيد *** هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید /// ده بار از این راه بدان خانه برفتید *** یک بار از این خانه بر این بام برآیید /// آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید *** از خواجه آن خانه نشانی بنمایید /// یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید ؟ *** یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید ؟ /// با این همه آن رنج شما گنج شما باد *** افسوس که بر گنج شما پرده شمایید /// ............... موفق باشید ........... قربان شما ............ داداش سایه

Sara

:) بازم اومدم. به روز نکردی هنوز. تو کجايی؟

ّباران سرخ

سلام عيدتون مبارک باشه ... راستی بالاخره آپديت کردم ... آسمانی و بارانی باشيد .

sahar

دوست خوبم سلام ...خوش بحالت من که مدتها است دلتنگی هامو بهش نگفتم ....با خوندن اين متن يادش افتادم .....ممنون

سياوش

براستی که دل مجنون کوی اوست.............

maryam

سلام دوست عزیز . اسم وبلاگ تو سایت مارو مزین کرده . خوشحال می شیم که در ساحل آرامش ببینیمت . تندرست باشی .

عقيق

سلام٬براستی خانه دوست کجاست؟....سرسرای دلم خانه اوست...اما يار طناز با هزار غمزه ز من ميگريزد... سرگشته ٬پريشان هنوز بعد از دويدنها در اول جاده مانده ام....ميروم باز ميروم............گرنروم نيستم.... ياعلی