جمعه دوم،باران ...

یا حنان

هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب  

   باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

کاش باران

دانه های ظهور و رستن را در راه امدنت می رویاند

کاش دلم از عبرت سخت انتظار می آموخت:

بهاری باش هر دم

هر لحظه، تا شاخسار انتظار زمزمه ظهور را درگیسوان سبز درخت نجوا کند...

بیاموزم که  گوشه چشمی از  ربیع الانام دهر را عیدی گرفتن لیاقت می خواهدو لیاقت یافتن عملی میطلبد و ان عمل تنها بندگی محض الرحمن راحمین است و بس...

السلام علیک یا ربیع الانام

یاریم کن تا هر درم چون بهار خالص و سازنده و مهربان باشم ...

/ 0 نظر / 13 بازدید