مرحمی ای دوست.............

سلام همسايه آسمونی

گر طبيبانه بيايی به سر بالينم    به دو عالم ندهم٬لذّت بيماری را

*************

چه چيز را دشوار می توان پنهان داشت؟

آتش را که در روز دودش از راز نهان خبر می دهد و در شب شعله اش پرده دری ميکند.

عشق نيز چون آتش است که پنهان نمی ماند؛

زيرا هر چه عاشق در راز پوشی بکوشد٬باز نگاه دو ديده اش از سرّ ضمير خبر می دهد.

**************

انگار بی تو سخن نمی توان آغاز کرد ٬که هر چه بی تو هوس جوانه زدن کند پژمرد ه است.

دلارام

دير بازيست که آرامش از من ميگريزد٬ومن همچو دريوزگان بد اقبال در پی اش زاری ميکنم.

مرا درياب

.......کاش.......

تو خود ميدانی که چگو نه توان گفتن را از من ربودی٬

ديگر حتی نيمه شب نيز از تلاطم در امان نيستم.

طبيبا

دردم از يار است٬درمان نيز هم.

هيهات!

*************

تو آن کشتی ای که با غرور٬باد در بادبان افکنده است تا سينهء دريا را بشکافد

وپای بر سر امواج نهد ٬

ومن

آن تخته پاره ام که بی خود آنه سيلی خُور ِ اقيانوسم.

در دلِ سخن ِ شور انگيز تو گاه٬

موجی از پس موجی دگر می زايد

و گاه

دريايی از آتش ٬تلاطم ميکند؛

امّا

اين موج آتشين مرا در کام خود فرو می برد؛

و غرقه ميکند.

هو المحبوب

/ 28 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیبا

سلام....دير زمانی است که آرامش از اين سرزمين رخت بر بسته...

احسان

اگخ ما اين آ خدا رو نداشتيم بايد چکار ميکرديم

رضا

سلام دوست خوبم ... سلام آسمونی هم دل ... نی را چو بينی ، دو سر دارد ... يکی را بر دمی و ديگری را بر نوايی ... چون نوايش به گوشت برسيد از خود بی خود شوی حال آنکه خويش بر نی دميدی و خويش نوا ساختی ... غريب آشناييست نی ... خويش از هوای خويش بر آشفته شوی و خويش از نوای خويش به زاری افتی ... بر خويش اشک ريزی و بر خويش خرده گيری که چنان است و چنين است ... نی عزيز ... خويش باش و خويشتن داری کن ... بر نی چون دمی خويش بينی و خويش که بينی گويی خدای بينی ... آسمونی باشی دوست خوبم ... يه دوست ... يه برادر کوچکتر ... رضا

raha

سلام ! از لطفی که به آبینه دارین ممنونم ! بازم بیاین اون طرفا ! ......عشق اگر بال گشايد به جهان حاكم اوست...گر كند جلوه در اين كون و مكان حاكم اوست/ روزي از رخ بنمايد زنهانخانه خويش...فاش گردد كه به پيدا و نهان حاكم اوست......// >>در پناه گل نرگس باشيد <<

سمانه

سلام عقيق . وب زيبايی داری نوشته هات که محشره خوشحالم که باهاتون اشنا شدم من امروز در وبلاگ يکی از دوستان خوب ( خط آخر ) بودم که با شعر زيبايی که برا کامنت اهورا نوشته بوديد برخورد کردم فهميدم که اهل دل و اهل هنر هستيد چون شعرهاتون همش بوی عرفان و ... ميده بهرحال خيلی خيلی از آشنائی با شما مسرورم . موفق و پيروز باشی . يا حق

xxx

سلام اين ای دی منو اد کن اونجا باهات حرف ميزنم فکر کنم بهترهfarari666

خط آخر

به نام مهر..سلام..من هم حرفی بايد بزنم؟ از نظر دادن الکی بدم مياد همين عقيق عزيز...قربانت اهورا...دوزخ

شمیلا

سلام دوست خوبم ... از اينکه اينهمه خجالتم ميدی ممنونم . نوشته های اينجا بوی خدا می ده ...مزه اشک ميده ... صدای فرياد خدا خدا ميده ... ممنونم که بهم سر می زنی . بازم بيا .

yas

سلام دوست مهربون ، مثل هميشه نوشته هات قشنگه ... موج و آتش و عشق و شور و شادی ... همه و همه با شما باد .