بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا غیاث

یا مولای

نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است     فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ

 

علامه "محمدرضا حکیمی" مقدمه مبسوطی بر کتاب «شهر گمشده»، نوشته ی محمد حسن زورق شهر،  نوشته و در بخش‌های پایانی با اشاره به شجاعت حضرت زهرا (س) و با بیان اینکه اگر ایشان به حمایت از امامت قرآنی بر نمی‌خاست «فاطمه فاطمه نبود، در حالی که فاطمه فاطمه بود، و تا ابد فاطمه فاطمه است...» چنین روایت کرده است:

«در مدینه پیچید که دختر پیامبر می‌خواهد با مردم سخن بگوید، مردم گویی چند برابر گنجایش مسجد پیامبر، در مسجد و اطراف آن گرد آمدند تا سخنان فاطمه را بشنوند. برای ورود دختر پیامبر و ناموس کبرای الهی در میان مردم و صحن مسجد، در گوشه‌ای از مسجد پرده‌ای آویختند، و فاطمه (س) در میان زنان مؤمن و محترم آل هاشم که در دو طرف او حرکت می‌کردند، وارد مسجد شد؛ فاطمه مانند پیامبر گام برمی‌داشت. مردم گویی صدای پای پیامبر را می‌شنیدند. و هنگامی که به سخن گفتن آغاز کرد گویی صدای پیامبر به گوششان می‌رسد.

فاطمه که روزی که می‌خواست متولد شود، بزرگ‌ترین زنان تاریخ آفرینش، از جمله مریم مقدس، از آسمان آمدند تا خدیجه کبری تنها نباشد، و فاطمه در آغوش آنان متولد شود، اکنون نیز که می‌خواست تاریخ را دوباره متولد کند، ارواح آدم و نوح ابراهیم و موسی و عیسی و جبرئیل و میکائیل، او را بدرقه می‌کردند، گویی عالم ملکوت الهی به زمین آمده بود و با فاطمه گام برمی‌داشت...

لحظه‌هایی بس باشکوه و پرهیبت، و با این همه، دردناک بود؛ لحظه‌هایی که اگر نبود، هیچ لحظه‌ای از لحظه‌های تاریخ به بلوغ مضمونی و حماسی خویش نرسیده بود ... فاطمه وارد مسجد شد و در محل سخن گفتن قرار گرفت. با نخستین جمله‌هایی که بر زبان راند مدینه منفجر شد، بلکه تاریخ، نه تنها مسجد... ناله‌های سوزان مردم، سوز روحی و ژرف فاطمه را منعکس می‌کرد و دیوارهای شهر مدینه را می‌سوزاند... و گریه امان خلق را بریده بود...

فاطمه چه گفت؟ قرآن - علی، عدالت - انسان ...

مدینه چه شد؟ سراپا لرزه و استماع ...

آن لحظات چه لحظاتی بوده است، و فاطمه(س) چه شخصیتی بوده و چه کرده است. اگرچه فاطمه نتوانست علی را دوباره تا ستیغ بلند غدیر، ستیغ آسمانی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» برآورد، و قرآن را، در کنار چشمه خورشید، به دست علی، بر همه جامعه‌ها بتاباند و امت واحد قرآنی بسازد، لیکن توانست علی را از قبر ساخته سیاست سفیانی بیرون آورد، و در معبر تاریخ قرار دهد، تا دست کم روزی، اگرچه برای مدتی کوتاه و پرمخاطره، حکومت قرآنی واقعی بتواند تشکیل شود، و مدینة النبی یک نمونه از خود به جای بگذارد، و نهج‌البلاغه آفریده شود.

اگر علی(ع) در همان خانه نشینی و انزوایی که در جریان جنجال سقیفه بر او تحمیل شد، باقی مانده بود و خطبه آتشین و حرکت انقلابی دختر پیامبر او را دوباره مطرح نساخته بود، هیچ‌گاه به همان خلافت ظاهری اندک ساده خویش نیز نمی‌رسید، و قرآن دیگر به هیچ وجه ابعاد فردسازی و جامعه پردازی خود را نشان نمی‌داد. آیا به دست چه کسانی می‌توانست نشان دهد؟ همانان که کعبه را به منجنیق بستند، و سر پسر پیامبر را به سرنیزه در شهرها و هامون‌ها گرداندند، و در شرابخواری و آدم‌کشی همانند نداشتند، و به هنگام خلافت، به قرآن می‌گفتند: قرآن، خدا حافظ! (هذا فراق بینی و بینک!)

یکی از مسایل بسیار مهم در این حادثه عظیم، مضامین خطبه فاطمی است، و سخنان دیگری که فاطمه(س) در این چند روز تا پایان عمر کوتاه خویش فرموده است. من سخن خود را در می‌نوردم. خطبه‌ای که به تعبیر مورخ و محدث معروف، بهاءالدین اربلی (م: 695 ق): «علیها مسحه من نور‌النبوه، و فیها عبقة من ارج الرساله، و قداوردهاالموالف و المخالف...»/ «خطبه‌ای که فروغ نبوت از آن می‌تابد، و بوی خوش رسالت از آن می‌ترواد، و شیعه و سنی آن را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند» باید اهداف الهی، انسانی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، تربیتی و حماسی این خطبه را درک کرد.

تاکیدی که این خطبه بر ضرورت حکومت عادل می‌کند و به صراحت می‌گوید که در غیر حکومت عدل، مردمان بردگان زرخرید اقلیتی مستکبر و سرمایه‌دار خواهند بود و فاصله معیشتی مردم به بیش از حد تحمل وجدان انسانی و روح قرآنی خواهد رسید، باید فهمیده شود.

استاد حکیمی ادامه داده است: در آن روزها که علی(ع) نمی‌توانست دست به شمشیر ببرد، فاطمه(س) از سخن شمشیری ساخت _ آتش‌ بیان و حق‌نشان _ که هم خونی ریخته نشد، و هم حقیقت را تا ابد بر لوح زمان‌ها و پیکره آبادی‌ها و مکان‌ها ثبت کرد.

اگر فاطمه(س) نبود، یا اگر به این قیام الهی اقدام نمی‌کرد، امروز نه تنها از ارزش‌های اسلامی، بلکه از هیچ ارزش و فضیلتی چه بسا نشانی نبود و قرآن کریم، با انواع تفسیر‌های اشعری و متعزلی و ماتریدی یا تاویل‌های فلسفی و عرفانی، ماهیت و حیانیت و منزه از اختلاف بودن خود را از دست می‌داد، و از تفسیر مفسران راستین کتاب الهی، یعنی ائمه طاهرین(ع)، چیزی یافت نمی‌شد. لیکن این قیام قرآنی و حماسه فاطمی، سبب شد که علی(ع) از حذف مطلق مصون ماند، و پس از بیست و پنج سال، به روی کار آید و بتواند شهر نمونه قرآنی را بسازد، یعنی کوفه منهای فقر؛ چنان که احمد حنبل شیبانی _ امام مذهب حنبلی در کتاب فضایل الصحابه نقل می‌کند که علی(ع) فرمود: «ما اصبح بالکوفه احد الا ناعما، ان ادناهم منزلة لیاکل البر، و یجلس فی الظل، و یشرب من ماء‌الفرات»/ «در کوفه همه زندگی‌ای مناسب دارند: صاحبان پایین‌ترین شغل‌ها نان گندم می‌خورند، خانه دارند، و از آب سالم و گوارای فرات می‌نوشند.»

علی(ع)، در همین چهار سال و اندی، با آن سه جنگ داخلی تحمیلی و ویرانگر، از هر فرصتی بهره جست، و ده‌ها اصل قرآنی و ارزش اسلامی را در هدایت و تربیت فرد و جامعه، پی ‌ریخت، و اصول انسانیت قرآنی و اسلامیت واقعی را متبلور ساخت، و با مردم سخنانی را در میان نهاد که حاصلی چونان نهج‌البلاغه داشت، و عهد‌نامه مالک اشتر را نوشت که آیین‌نامه حکومت قرآنی است، و هر حکومتی، در هر وقت و هر جا و متصدیان آن در هر لباسی، وقتی اسلامی است و حق دارد ادعای اسلامی بودن کند و مردم را به این نام به اطاعت وادارد، که از عهد‌نامه، سرسوزنی تخلف نداشته باشد.

علامه حکیم در پایان این مقدمه شور انگیز آورده است: فریاد عدالت فاطمه، در روز عاشورا، از حنجره فرزندش حسین(ع) نیز طنین‌افکن شد، چنان که روزی همان فریاد، از حنجره فرزند دیگرش مهدی موعود (عج) طنین‌افکن خواهد شد، و عدالت آفاقی و انفسی گستره زمین و آفاق زمان و عرصه‌های زندگی انسانی را خواهد گرفت... و این است حقیقت جاودان رسالت محمدی ... و این است که شیعه هماره فریاد می‌زند:

_ بعثت،

_ غدیر،

_ عاشورا،

_ مهدی...

نوشته‌ ای شورانگیز از علامه حکیمی

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط عقیق

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

View Full Size Image

بانوی عظیمه عالمین  ،ملیکه عالم وجود این خُردٍ کوچک و ضعیف توان و سخنی در وصف شما را ندارد.بر قلم در وصف بانویم وحی می باید که نازل شود تا کلامی از ملکوت و از دل کائنات بانویم را بسراید . این قلم شکسته است و الکن...مادر جوان قد خمیده ام تو حیدری،تو خود ذولفقاری برای علی (ع)و زبان طه و یاسینی... چه بگویم...

View Full Size Image

کلید ورود؛رمز عبور بر ساحت قدسی ملیکه اهل عالم ذکر «یا علی» است.فاطمه( س)یکی از ارکان زندگی امیر مومنان بود.


شیخ صدوق در کتاب امالى خود از جابر بن عبدالله روایت کرده که گفت: شنیدم که رسول خدا(صلى الله علیه و آله) سه روز قبل از رحلت خود به حضرت على(علیه‎السلام) مى‎فرمود:

اى پدر دو نوگل من! سلام بر تو باد، من درباره دو نوگل دنیوى خود به تو توصیه و سفارش مى‎نمایم، طولى نمى‎کشد که تو دو رکن زندگى خویش را از دست خواهى داد، من تو را به خداوند مى‎سپارم .

هنگامى که پیامبر اسلام از جهان رحلت کرد، على بن ابى طالب فرمود:

این یکى از آن دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر داد. و پس از آن که حضرت فاطمه(علیهاالسلام) از دنیا رفت، فرمود: این دومین رکنى بود که پیغمبر خدا به من خبر داد.

View Full Size Image

**بالاترین مرحله قرب «فنا» است. «فنا» به معنى فراموش کردن همه چیز، و همه کس، و حتى فراموش کردن خویشتن در برابر خداوند است.

یعنى انسان به مرحله‏اى برسد که جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایه‏اى کمرنگ مشاهده نکند. همه جا خدا را ببیند، و همه جا در جستجوى او باشد.

خویشتن را پروانه‎وار در آتش شمع وجود او بسوزاند، و هستى خویش را در هستى او محو و نابود ببیند.

یکى از آثار رسیدن به این مقام «تسلیم مطلق» در برابر اراده او است، آنچه او مى‏خواهد، بخواهد، و آنچه او مى‏پسندد، بپسندد. هم رضاى او رضاى خدا باشد، و هم رضاى خدا رضاى او .

و با در دست داشتن این معیار به سراغ مقام عرفان بانوى اسلام، فاطمه زهرا(علیهاالسلام) و قرب او در درگاه خدا مى‏رویم و این حقیقت را از زبان پیامبر بزرگ اسلام‏(صلی الله علیه و آله) مى‏شنویم:

در کتاب‎هاى متعدد معروفى از اهل تسنن و در روایات متعدد و فراوانى آمده است که پیغمبر به فاطمه زهرا(علیهماالسلام) فرمود:

«ان الله یغضب لغضبک و یرضى لرضاک»؛ خداوند به خاطر تو خشمگین مى‏شود و به خاطر رضاى تو راضى. این کلام روسول اکرم اثبات مقام فرب حضرت زهرا سلام الله علیهاست.

و نیز در جاى دیگر مى‏خوانیم: پیغمبر فرمود:

«فانما هى فاطمة بضعة منى یریبنى ما ارابها و یؤذینى ما آذاها»؛ «فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد، مرا آزار مى‏دهد و آنچه او را به زحمت افکند، مرا به زحمت مى‏افکند.»

بدیهى است علاقه پدر و فرزندى هرگز نمى‎تواند چنین پدیده‏اى را توجیه کند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزى را اراده نمى‎کند جز آنچه خدا اراده کند و هماهنگى و رضاى فاطمه با خشنودى و رضاى خدا و پیامبر دلیلى جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

این نکته شایان دقت است که معمولا جمله «فاطمه بضعة منى»، به معنى فاطمه پاره تن من است تفسیر و ترجمه مى‏کنند، در حالى که در این جمله سخنى از تن در میان نیست، بلکه مفهوم حدیث این است که فاطمه‏(علیهاالسلام) پاره‏اى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.

 

View Full Size Imageا

ی کوثر جوشان ولابت

ای خیر کثیر عالم

 دستانمان خالیست؛ چشم به دستان سخی و با برکت شما داریم ؛ از سر چشمه معرفت و یقین قطره ای در کام تشنه و بی حاصل ما بچکانید تا از برکت فیض الهی و مدد سرچشمه کوثر ناب ولایت دمی به وادی نور رهنمون و رهیاب شویم و به خیر واسعه از دستان زاینده نور شما دست یابیم.

باشد که ،اگرچه دیر ،اما اغازی باشد برای پایان خیرمان!

مولاتی یا فاطمةُ اغیثینی !

در گوشه سلامت مستور چون توان بود     تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی

======

**برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیت الله مکارم شیرازى

 وصیت نامه حضرت صدیقه کبری در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳۸۸ توسط عقیق

 

یا حبیبتی

 جرقه هست شدن از میانه تلاقی ماء معین و شراب طهور بر سر  تسنیم، جوشش وجود کوثر بود.

پدیداری نور در کمان هستی ، بروز طلیعه عشق برصحنه «کن فیکون » سیمای بی بدیل عفاف سرالله اکبر،خیر کثیر هست، فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

 هستی را بهانه شد.قطره ای از بی کرانه حکمت بر خمیره عصمت چکید و عصاره وجود رسول مکرکم گردید!

 پیش از تو خدای عالم، جذبه ای برای آفریدن نداشت. عشق را توجیهی نبود.  صفات الهی با تو بر اریکه هستی بروز کرد .

حبیبه خدا  با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا کردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی را  افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و کمال نیز بواسطه با تو اکمل شد...

دخت یکتای رسولی و یکتا دخت رسول؛

 تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛

 تمام حسنی و حسن تمام؛

  کوثر حقیقتی و حقیقت کوثر؛

فخر کمالی و کمال فخر؛

 تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛

 حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛

طهارت محضی و محض طهارت؛

تو فاطمه حبیبه خدایی....

میلاد فخر انسان افسر ملک و ملکوت فاطمه زهرا سلام الله علیها

مبارک باد

برای مادرم که سالهاست بهانه و تکیه گاه زمینی بودنم است

روز مادر مبارک

 

 

 




نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧ توسط عقیق

بنام شاهد و نی

روزی که شود اذا السماء انفطرت

وانگه که شود اذا النجوم انکدرت

من دامن تو بگیرم اندر سئلت

گویم صنما !

بای ذنب قتلت؟

محبوبه حبیب!

وانگه که رشته پیوند تو بانوی من

از ملک زمین بریده گردید،

تمامی برکات از سر زمینیان برداشته شد.

یک به یک

بدنبال هم

برکات بسوی اسمان شتافتند

تنها

بقیة الله خیرٌلکم ان کنتم مؤمنین...

بیدار شوید مسلمانان...

 

...

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز     استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم

...

 

۴شنبه ۲۲/۳/۸۷

روزهای کش دار رخوت انگیز...

همیشه باید با نباید ها و باید ها دست و پنجه نرم کرد

اما این باید ها و نباید ها تنها گوشه ای از من است که به تنهایی در من است!

 




نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٧ توسط عقیق

بسمک العظیم


رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم     با دوست بگوییم که او محرم راز است
 
نم نم بــــــــــــــــــارون


زیارت نامه می خونه

دل مجنــــــون
 
« یا ریحانة النبی ادرکنی»

بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل     در پای دم به دم گهر از دیده بارمت




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page