بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

سلام همسایه آسمونی!


در خودم مینگرم ؛
از خود سوال میکنم؛
من٫از من چه میخواهم؟
اشوب٫نگرانی٫امید٫نا امیدی٫خشم٫ اضطراب٫ انتظار٫......صبر ٫عشق ٫اعتماد ؛
نتیجه:
باید مقاومت کنم٫چون اگر مقاوم نباشم٫در اثر فشار منفی خواهم شکست؛
اما در این غربت وتنهایی چه کسی به یاری من دست دراز خواهد کرد؟
چه کسی بادیدن خشم واندوه من نگران خواهد شد؟
چه کسی...؟
اه انتظار جوشش اب از دل کویر!!!
میترسم از خستگی ٫اگر خسته شوم چه کنم؟
بسیار دلتنگم؛
هزار نفرین بر فاصله بر غربت؛
کاش دیوار فاصله می شکست وتو را میدیدم!




نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٢ توسط عقیق

سلام همسایه آسمونی!
فکر میکنی زندگی را چگونه و کجا باید نوشت؟
روی کاغذی سفید؟
روی کاغذ سیاه؟
روی برگ سبز ؟
روی ابی دریا؟
هرجا می نویسی ان را خوش بنویس؛

به خط نسخ یانستعلیغ.
 دوست دارم زندگی را به نستعلیغ شکسته بنویسم

 تا اشک 
در روی یای شکسته اش روان شود و در انتهای دل ی ته نشین گردد.
زندگی روی دیوار کاهگلی زیباست؛

روی پرچین باغ؛

روی اقاقیا

ودر شیار دست کارگرمزرعه
که با دستان خود شرافت میکارد.
کاش زنده بودیم تا بتوانیم زندگی را درک کنیم.
یا حق




نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۸٢ توسط عقیق

سلام همسایه آسمونی

یا شفیق


میدونی داشتم فکر میکردم کاش به جای ازارو اذیت همدیگر کمی برای هم مفید بودیم.
کمی دست همدیگر را میگرفتیم تا ز مین نخوریم؛ کمی مهر، کمی لطف، کمی اندیشه مثبت، کمی احساس وتعصب داشتیم و خلاصه کمی ایرانی میموندیم!

باور کنید  اینجا اگر زمین بخوری هیچ کس نگاهت هم نمیکنه، چه برسه که بخواد لقمه ای ازسفره خود با تو شریک بشه.
در اینجا نان تظاهر و لبخندهای پوچ حراج می کنند.اگر عاقل بودیم قدر گوشه خیابون و
نان خشک خودمون را میدونستیم...!

اما افسوس بادکنک های غربی بد جور دل بعضی ها رو
برده.
همسایه بیا حد اقل منو تو با هم مهربون باشیم!
خدا نگهدار

 

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۳٠ خرداد ۱۳۸٢ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page