بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا طبیب

 

نفس بریده صدا می زنیم در همه حال
به دادمان برس ای میم و حا و میم و دال
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ توسط عقیق

سلام حضرت بهار

آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟
آخرین جمعه سال است کجایی آقا؟

تمام ساعت‌ها خواب دیده‌اند تو را

برای زود رسیدن دویده‌اند تو را

دویده‌اند، ولی در همیشه‌ی ایّام

همیشه دیرتر از تو، رسیده‌اند تو را

و روی ساعت عاشق شدن تمامی با ـ

دوازده ضربه برگزیده‌اند تو را

و در پی‌ات می‌گردند لحظه به لحظه

که از زبان زمان‌ها شنیده‌اند تو را!

سه عقربه سرگردان به فکر آمدنت

به جست‌وجوی تو، به سر دویده‌اند تو را

تمام ثانیه‌ها از تو می‌شود لبریز

به عشق ساعت‌هایی که دیده‌اند تو را

درون دست تو جاری‌ست خط سیر زمان

«امام ساعت‌ها» آفریده‌اند تو را!

اگر چه آمدنت را خدا... زمان... هر دو

عقب کشیده... کشیده... کشیده‌اند، تو را ـ

تمام ساعت‌ها زنگ می‌زنند، بیا

بیا که ساعت‌ها خواب دیده‌اند تو را

(شاعر: امیر اکبرزاده)

 بهارتان سرسبز ,دلتان پر شور, لبتان خندان

عیدتان مبارک

لبخند

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ توسط عقیق

بسم الله الجمیل

ز کوی یار می​آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیافروزی


یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

در استانه سال جدید و اخرین جمعه انتظار، برای تمامی هم وطنانم ارزوی سلامتی و بهروزی دارم.

"سال نو بر همگان مبارک"

مولا ی من

تو ان محول الحالی که به یک نگاه احوال دل را زیر و زبر کرده  زلیخای گم کرده راه را خانه دوست نشان میدهی.

یوسف بی بدیل

گر ز مهرت شیفته و ز عطر حضورت شیدا شدیم ،همه از کمان ابروییست که سایبان چشمان  کهکشان پیمای توست...




نوشته شده در تاريخ جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧ توسط عقیق
   ...


یا علیم

«اسلام دین محکم خداوند است،راه مستقیم ان را با مدار بپیمایید»

« امام محمد باقر علیه السلام»

«شهادت حضرت باقر العلوم محمد ابن علی ابن الحسین بر شیعیان راستین تسلیت باد»

مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما     کان جا هزار نافه مشکین به نیم جو

این الشموس الطالعه؟

کجایند خورشید های تابان؟

اسمان عقل اگر ابری نباشد،خورشید معرقت بر زمین وجودی می تابدو دانه های فصیلت میرویندو  بستر خاکی وجود سر سبز و پر بار میگردد.

اگر هزاران سال بر سنگی باران ببارد و خورشید بتاید هیچ از ان نمی روید.

نه درختی تنومند و خار و خس...

ابرهای منیت و خود پسندی را بادهای فروتنی کنار میزند و خورشید بر زمین مستعد وجود میتابد و گلستانی میروید...

خدایا زمین وجودم را با اسمان ابی عقل میزین کن تا همیشه بدانم تو هموارهستی و زوال نداری...

------------------------------------------------------------------------------------------

9 ذی الحجه یکروز از چله موسی (ع) باقی مانده یکروز مانده تا حلقوم نفس را ببرد و قدم بر وادی ایمن بگذارد...

اینجا بر روی زمین مکانی  نقطه پرگار عشق و بخشش است . مکانی که حتم درام دلارام من در این روز همانجاست  و از تصور حضورش بر خود میلرزم ... عرفات

در اینجا ایه های خداپرستی را حبیب خدا حسین تلاوت کرد و راه مدارا با دشمن را نپیمود و ظغیانی در اقیانوس هستی افکند که تا ابد این بحر خروشان با لبیک عشق به اسمان پیوند می خورد...

نقظه اغاز نبود که در احد الست بذرش در عمق شناخت و اگاهی کاشته شد, تا در این سرزمین, معرفت و شعور در کشتزار  عقل از دل عرفه بروید . عشق باغبان شقایق های سرخ رو تا ابد بر خود ببالد که حسین از دامان عرفات مقدم بودن یک امر الهی را بر دیگر امر الهی ,که ظلم ستیزی و پاسخ به ندای مظلوم بود را بنیان نهاد. 

معبود بی همتا هر سال این عشق بازی حسین علیه السلام را با بانگ لبیک بر مومنین یاد اور می شود...

ای خفته گان عرفات سرزمین دل شماست که باید «اعرف» را با زبان عمل بگوید تا به من عرفه نفس,عرفه ربه برسد و انگاه دیگر سایه ای نخواهی داشت تا با ان بگویی«من»...

پران تر از پرنده ,شیدا تر از شراره های اشتیاق... این بنده توست با پشتی خمیده از بار گناه... یاریم کن این بار سنگین را از شانه های ضعیفم دور کنم و سبکبال با لبی خندان از مهر بی کرانت بسویت با سر بیایم...

الهی دست بسته خود را تسلیم تو میکنم و اقرا بر ناتوانی هایم و گردنکشی هایم می نمایم .من اسیر قهر تو نیستم که اسیر مهر تو ام, اسیر تمامی الرحم الراحمین ی تو, اسیر حب تو که اشد حبا لله است. الهی گر برانی باز گردم و گر بسوزانی خاکسترم هم عشق تو را بر گوش باد می خواند...هرچه نیک است از تو ساطع میگرددو هرچه سنگ شر بر سرم می خورد ز دست خود, می خورم.

عید ثبوت بندگی؛انجا که حلقوم طمع نفس بر خاک عبودیت بریده شد و صله ها ی اسمانی بر عبد مخلص فرود امد مبارک.

 عید قربان بر همگی مبارک

           

        




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا جلیل و یا جمیل

بسم الله الرحمن الرحیم

اتی امرُالله فلا تستعجلون،سبحانه و تعالی عما یشرکون(۱) ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاءُ من عباده ان انذر وا انهُ لا اله الا انا فاتقون(۲) سوره مبارکه نحل)

بنام خداوند بخشنده مهربان،فرمان خدا بزودی فرا میرسد پس تقاضای تعجیل آن مکنید،خدای یکتا متعالی و منزه از شرکِ مشرکان است(۱)خدا فرشتگان و روح را به امر خود بر هر که از بندگانش بخواهد میفرستد تا او خلق را اندرز داده و از عقوبت شر بخدا بترساند و بشما بندگان بفهماند که عالم را خدایی جز من نیست و تنها از من و عِقابِ من بترسید(۲)

****
امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند     گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الحوال
حول حالنا الی احسن الحال
سال نو بر همهء هموطنان  مبارک
*****
السّلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام
اولین غنچه جمعه    برشاخهء ۱۱۷۰دم  در بدنه شجره طیبه  ولایتت شکوفا شد...
جمعه ای که شکوفایی اش با بهار جان همراه گردیده ،جمعه ای در دامان عطر آگین ربیع  ،بهاری دگر گونه را بشارت میدهد...
مولای من...
از هزاران تموز سوزان جفا که دلهای خشک بیابان زده آفرید،گذشتی،
از هزاران خزان آرزوی بی قراران که عطش دیدرات را بر نتابیدند و به تیغ جفای روزگار جاوید شدند ،گذشتی
از هزاران یخ بندان منطق بشری که زمستان، تدبیرشان را منجمد ساخت گذشتی،

عطش دیدارت دل زمین را چاک چاک و یخبندان مداوم جوانه ها را بر سر شاخه انتظار سوزاند،ابر های تکدر نباریدند و خورشید در غبار دوستی دنیا کم رنگ گردید ؛
روزگار ز دست بشر به تنگ آمده  و تاولهای زمین متورم و چرکین گردیده....
تنها گه گاه نسیمی وزید و عطر اب را به یاد تشنگان آورد...چشمه های جوشان بی قرار فورانند تا در دل زمین جاری گردیده و رویای دانه های تشنه لب غنوده در دل خاک را که سالهاست در خواب کهف بسر می برند را سیراب کرده نا سرحد رویش یاری دهند.


*****

 خجسته میلاد فخر کائنات حضرت ختمی مرتبت محّمد مصطفی (ص) و میلاد حضرت امام جعفرصادق (ع) مبارک باد.

«اِنَّ اللهَ وَ ملائکَتَهُ یُصَلُّونَ على النّبىَّ یا ایّها الّذین آمنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلَّمُوا تسلیماً»

امام صادق ‏علیه السلام نقل مى‏کند که روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله از امیرالمؤمنین ‏علیه‎السلام پرسیدند: آیا نمى‏خواهى مژده‏اى به تو بدهم؟ آن حضرت جواب داد: چرا، پدر و مادرم فداى تو که همیشه مژده ‏دهنده به همه خیرها هستى. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: چند لحظه پیش جبرئیل ‏علیه السلام چیز عجیبى به من گفت: امیرالمؤمنین‏ علیه السلام پرسید: چه گفت: اى رسول خدا! 

پیامبر صلى الله علیه و آله جواب دادند: جبرئیل ‏علیه‌السلام به من گفت: اگر شخصى بر من صلوات بفرستد و پس از آن بر اهل‌بیت من نیز صلوات فرستد، درهاى آسمان براى او گشوده شده و فرشتگان هفتاد صلوات براى او مى‏فرستند و این عمل باعث ریختن گناهان مى‏شود. آنگاه همانگونه که برگ از درخت مى‏ریزد، گناهان نیز از او مى‏ریزند و خداوند متعال مى‏فرماید: خواسته تو را اجابت نمودم و کامروا و سعادتمند هستى. آنگاه خطاب به فرشتگان مى‏فرماید: فرشتگانم! شما هفتاد صلوات بر او مى‏فرستید و من هفتصد صلوات. پیامبر اضافه کرد: اما هنگامى که بر من صلوات مى‏فرستد، پس از آن بر اهل‏بیتم صلوات نفرستد، بین آن صلوات و آسمان، هفتاد حجاب است

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢ فروردین ۱۳۸٧ توسط عقیق

بنام صاحب جمال و کمال

سلام همسایه آسمونی

سلامٌ قولا من رب الرحیم

سلام ٌعلی ال یاسین ،سلامٌ علی نوح ٍ فی العا لمین،سلامٌ علی ابراهیم،سلامٌ علی موسی و هارون

سلامٌ علی المرسلین

سلامٌ هی حتی مطلع الفجر

یا مقلب القلوب والابصار


یا مدبر اللیل والنهار


یا محول الحول والاحوال


حول حالنا الی احسن الحال

 

 ..........................................

خجسته باد نامت که هر لحظه با ان متبرک گردید.

و قسم به روز واقعه که بهار تداعی آن است.

سال نو بر تمامی مهروزان مبارک.

ادرکنی یا عشق.

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٦ توسط عقیق

سلام همسایه آسمونی

یا مقلب القلوب والبصار

یا مدبر الیل والنهار

یا محول الحول و احوال

حول حالنا الی احسن الحال

***

سر سبزترین بهار تقدیم تو باد

آواز خوش  هزارتقدیم تو باد

گو یند که لحظه ایست بشکفتن

عشق

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

 




نوشته شده در تاريخ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۳ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page