بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

"عید سعید قربان بر شما مبارک"

 

ایهاالعزیز

دلارام نازنین

یاور همیشگی

اندیشه ام رابه نسیم جان بخش  لطفت بنواز و دیدگانم را بصیرت

عطا نما؛تو عطایی و عطیه، تومهری و مهربان و تویی مالک سرزمین کوچک وجودم.

الذین یومنون بالغیب...

چرا معرفت راباید در بیابان جست؟!

مگر این شهرها که ادمیان ساختند چه عیبی دارد؟؟؟این همه بت سنگی و چوبی که ساختیم ،پس بی فایده است؟

تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است     گفتم کنایتی و مکرر نمی‌کنم

دالارامم

معرفت نانی ست در کف تو و من گرسنه و تشنه ای آواره بیابان !

در جمعه ای که روز  توست،عرفه تنها روزیست که میدانیم کجایی! میشود معرفت والای تو  را دریافت ، معرفتی حقه !

سرگشته و دیوانه چشمانم میبارد.از تهی بودن خود در عذابم .از اینکه چقدر جسورم حالم بد میشود.  حتی اگر بدانم که  میتوانستم تو را ببینم، دستانم از فرط خالی بودن بسویت کشیده نمیشد؛پاهایم با این همه تاول دنیا نمی توانست بسویت بیاید!

پس چرا باز هم تو را می خوانم با تمام سنگنی بار گناه که بر دوش میکشم؟!

مگر نه اینکه میدانیم دچار نقصیم؟

و میدانیم که ناتوانیم...

نازنین

مکن باور ز وصلت سیرم ای دوست!

این دستهای شکسته

این قلب مجروح از زخمهایی خود بر خود زده ام

این پاها که جز راه دنیا نپویید...

این چشمها که بر هر تاریکی نگریست

این گوشها که تنها ناروا شنید

این زبان

امان

این زبان که تنها ناروا گفت و نا حقی کرد...

تو بگو

چگونه با ابن همه بی امتیازی باز تو را بخوانم؟

اما

مگر من ناجی دیگری جز تو بعد از خدا دارم؟؟؟

پس

ای نفست هم نفس بی کسان

جز تو کسی نیست،کس بی کسان

دست شکسته منو بگیر و به خیمه دلت راهم بده...گریه

پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور     خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد




نوشته شده در تاريخ جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page