بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"
   ...


یا علیم

«اسلام دین محکم خداوند است،راه مستقیم ان را با مدار بپیمایید»

« امام محمد باقر علیه السلام»

«شهادت حضرت باقر العلوم محمد ابن علی ابن الحسین بر شیعیان راستین تسلیت باد»

مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما     کان جا هزار نافه مشکین به نیم جو

این الشموس الطالعه؟

کجایند خورشید های تابان؟

اسمان عقل اگر ابری نباشد،خورشید معرقت بر زمین وجودی می تابدو دانه های فصیلت میرویندو  بستر خاکی وجود سر سبز و پر بار میگردد.

اگر هزاران سال بر سنگی باران ببارد و خورشید بتاید هیچ از ان نمی روید.

نه درختی تنومند و خار و خس...

ابرهای منیت و خود پسندی را بادهای فروتنی کنار میزند و خورشید بر زمین مستعد وجود میتابد و گلستانی میروید...

خدایا زمین وجودم را با اسمان ابی عقل میزین کن تا همیشه بدانم تو هموارهستی و زوال نداری...

------------------------------------------------------------------------------------------

9 ذی الحجه یکروز از چله موسی (ع) باقی مانده یکروز مانده تا حلقوم نفس را ببرد و قدم بر وادی ایمن بگذارد...

اینجا بر روی زمین مکانی  نقطه پرگار عشق و بخشش است . مکانی که حتم درام دلارام من در این روز همانجاست  و از تصور حضورش بر خود میلرزم ... عرفات

در اینجا ایه های خداپرستی را حبیب خدا حسین تلاوت کرد و راه مدارا با دشمن را نپیمود و ظغیانی در اقیانوس هستی افکند که تا ابد این بحر خروشان با لبیک عشق به اسمان پیوند می خورد...

نقظه اغاز نبود که در احد الست بذرش در عمق شناخت و اگاهی کاشته شد, تا در این سرزمین, معرفت و شعور در کشتزار  عقل از دل عرفه بروید . عشق باغبان شقایق های سرخ رو تا ابد بر خود ببالد که حسین از دامان عرفات مقدم بودن یک امر الهی را بر دیگر امر الهی ,که ظلم ستیزی و پاسخ به ندای مظلوم بود را بنیان نهاد. 

معبود بی همتا هر سال این عشق بازی حسین علیه السلام را با بانگ لبیک بر مومنین یاد اور می شود...

ای خفته گان عرفات سرزمین دل شماست که باید «اعرف» را با زبان عمل بگوید تا به من عرفه نفس,عرفه ربه برسد و انگاه دیگر سایه ای نخواهی داشت تا با ان بگویی«من»...

پران تر از پرنده ,شیدا تر از شراره های اشتیاق... این بنده توست با پشتی خمیده از بار گناه... یاریم کن این بار سنگین را از شانه های ضعیفم دور کنم و سبکبال با لبی خندان از مهر بی کرانت بسویت با سر بیایم...

الهی دست بسته خود را تسلیم تو میکنم و اقرا بر ناتوانی هایم و گردنکشی هایم می نمایم .من اسیر قهر تو نیستم که اسیر مهر تو ام, اسیر تمامی الرحم الراحمین ی تو, اسیر حب تو که اشد حبا لله است. الهی گر برانی باز گردم و گر بسوزانی خاکسترم هم عشق تو را بر گوش باد می خواند...هرچه نیک است از تو ساطع میگرددو هرچه سنگ شر بر سرم می خورد ز دست خود, می خورم.

عید ثبوت بندگی؛انجا که حلقوم طمع نفس بر خاک عبودیت بریده شد و صله ها ی اسمانی بر عبد مخلص فرود امد مبارک.

 عید قربان بر همگی مبارک

           

        




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page