بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

سلام همسایه آسمونی

امروز قصد نوشتن نداشتم ،اما دیدن یه پیام منو به وادی دل کشوند،پس باید نوشت.

اما از دست این پرشین بلاگ این سومین باری هست که دارم می نویسم .امیدوارم این ثبت بشه.

اون کسی که امروز میخواهم براش بنویسم ارزششو داره .

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

برای تو بارها قلم بر  دست گرفتن خوشایند است.                                              

¤

بگشا پنجره را ،

صبح در کمین نشسته.

به آسمان بنگر،تا بی نهایت آبی ست،

همچون دل تو،

وخورشید شرمناک از دل تابنده ات ،

پشت ابرها پنهان است.

ابرها سایبان چشمهای تواَند،

تا آفتاب از سر حسادت،تاج رخت را نیازارد.

بر دستان توانگرت بنگر،

جوانه سبز،به انتظار اشارتی،

چشم به لبانت دوخته،تا رویش را آغاز کند.

و یاس ها پشت دیوار دلت از فراغ می گریند؛

ونسیم پیکرت را در آغوش کشیده تاوادی مهر با خود میبرد.

من از پشت هزاران فرسنگ فاصله بر دلت می نگرم،

دل تو اقیانوسی طو فانیست،

مواج ،پر خروش

اندیشناک ودر تلا طم.

سرگردان کدام ساحل عشقی؟

دست خود را به من بسپار،

تا با فانوس تدبیر،

ساحل گمشده را با هم بیابیم.

**********************

دل من  بلمی سرگشته در اقیانوس اندیشه

به دنبال آن مهر فروزان،

آواره نغمه ای آسمانیست.

دل من صحرای سوزان،

دل من موج خروشان،

دل من غرق خداست.

********************

روزی را میبینم که دلت ،

یاس سفید بر قدوم پرستو های مهاجر می پاشد.

وسر بازارچه عشق ،

یاس را می کارد.

وفراموش مکن:

*یاس ها منتظرند.*

*********************

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٢ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page