بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

 یا حبیب
ای آن که ره به مشرب مقصود برده‌ای
زین بحر قطره‌ای به من خاکسار بخش
 . . .
اگر ما را اسیر نکند خود اسیر می شویم
آزادی را تنها در تفکر با تو می توان یافت
اینجا هوا سنگین است و گاه خسته تر از هر چه بود نم
 این فراق کاش کم رنگ می شد ...
.
.
.
۱شنبه:
زین بن خاکستری
همهء بودنها خنثی
همهء گفتنها بی معنی
همهء تلاشها در جا زدنند
در باتلاق خود
چه خوش رقصی می کنیم!
...............
۳شنبه
بانو
انوقت که می گویی و می شنوم
ان دم که با تمامی بزرگی دلت میبینم چگونه بی تاب زبان نفهمی های کوچک میشوی
ان دم که صدایت می لرزد از نا فهمی این همه عشق...
دوست دارم دستانم را بر دور دلت حلقه کنم و تا ان دم که باید بروی بگریم...
گیج حکمت این شنیدنها هستم
کاش اکنون بودی و یک دل سیر در عمق چشمانت
وفا را تماشا میکردم.........
.
.
.

امروز ۴ شنبه است

 

همان ۴شنبه که هر هفته یادش می افتم...

یا حی و یا قیوم

.

اللهم فی الاربعاء اربعا...

.

 


امروز اول اسفند ماه است .

 

برای عزیزی که حساسیت های بیش از حدش، جلوه جمال یار را در نظر گاهش کم رنگ کرده ...

« تولدت مبارک »

...




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٦ بهمن ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page