بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

اين غافله عمر عجب ميگذرد......درياب دمی گه با طرب ميگذرد



>*<*>*<>*<*>*<*>*<


يکی بود يکی نبود
زير گنبد کبود
يه زمين بود وسيع....آسمونش خيلی بلند....گلاش از جنس بلور...مردومونش مهربون....
يکی بود يکی نبود
زير گنبد کبود
بچه ای بود کوچولو با يه دنيا آرزو.......آرزوش صورتي بود...با دوتا چشم قشنگ.....لا لاکوچولو...

قصه ها دروغ میگن....همه افسانه بوده....دیو وشاخای بلند...یا پری آرزو......................
يکی بود ،يکی نبود
ديگه اون بچه نبود....ديگه لالايي نميخواست...آرزوی صورتيش....ميون افسانه ها، گم شد رفت...
تنها ياد اون دوتا چشم قشنگ.....گاهی پروازش ميداد...................
يکی بود ،يکی نبود
يکی بود، صدتا نبود؛ ديگه گنبد کبود ...ابري شده...پرواز پرنده هاش دروغيه....گلای ياسمنش

بو نداره....زرد وابی يا که سرخ....فرق نداره همشون فرعی شدن....اين يکی عاشق ميشه

،اون يکی ....عشق براش يه بازيچه ست........ديگه نون تو دکه این روزگار به نرخ روز فروش

ميره........توی بازار زندگی ،غیرت و مردونگی ،حراج شده.....سرخاب کیلو چند؟....برو آقا

نداریم ...شوخی نکن............دیگه مُرد اون روزا که...............................

کنار جوی آب، بنفشه ها درمیومد .......نسترن از رو دیوار،دالی میکرد.....یا توی یه ظهر

داغ....چغاله بادومی فریاد میکشید ......زیر آفتاب بادبادکی تلو خورون....هوس پرواز

قیقاجی میکرد.................

>>*<*>*<*><*>*<*>*<<



کوچولو جونم بفرما،بادکنک دارم بفرما.....
ا
این صدا چنیدین سال بگوشم میرسید...در بعد از ظهر دم کرده یه جمعه یا یه روز

تعطیل..شاید یکی از شما ها تو کوچه پس کوچه های

شمرون صدای اونو شنیده باشین............عزیز دلم بفرما...مشتری گلم بفرما......

بادکنکی.....بادکنکی................

رفتیم بالا ماست بود....قصه ما راست بود.....اومدیم پایین دوغ بود....قصه ما هرچی که بود

دروغ نبود.............................

>>*<*>*<*>*<*>*<*>*<*>*<*>*<<






الهم ارني طلعت الرشيد و قره الحميده...........


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳۸۳ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page