بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"
   الهی


بسم الله

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون    

 روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

----------------------------------------------------------------

وقتی به عشق گفتی، ای دل جواب آری

دیگر نمی توان خفت آسوده در کناری

هرگز نمی پذیرد آرام روح عاشق

جز در کنار یاری یا بر فراز داری

وقتی دل آشنا شد با راز عشق، دیگر

این گام خسته ی تو، این وسعت صحاری

ننگ است مرگ عاشق در بستر علایق

زیباست جان سپردن با زخم های کاری

وقتی فتادی از پا، باید به سر دویدن

سستی گذر ندارد در کوی بی قراری

آرامش حقیری در جان برکه می رفت

طوفان نهیب زد: هی دلمرده ی حصاری!

تالاب های راکد از عشق بی نصیبند

باید گذشتن از خود چون رودهای جاری

(محمدرضا ترکی  )

ادرکنی یا عشق




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page