بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ     که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد

یا لطیف

وقتی در زمستان سرما بی داد میکند ادمی سر در گریبان فرو برده تا کمتر سوز سرما او را بی آزارد، بقولی سر در گریبان فرو میبرد.می گوییم در این انتظار طولانی و سخت پژمرده و افسرده ،غمگینیم،بی حوصله  ودرمانده شدیم !


در زمستان انتظار سر درگریبان خود فرو برده کمی خود را بکاویم و با گرمای وجودمان که از عشق بی تای عالم واحد احد سرچشمه گرفته گرم شوید و کمی افکار مان را پخته و ساخته کنیم.

غم و افسرده گی زمانی انسان را در بر میگرد که از فقدان چیزی رنج برد!

مولای ما که حاضر است و ناظر!

او از چشم ما پنهان است نه غایب !

او عایب از دیدگان پر گناه ماست!

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز...!

به اطلسی ها که می نگرم

به لاله های سر فرو افتاده معصوم

به شکوفه های رقصان در دشت باد

به بنفشه ها که سر سخت در دل برف ویخ ماندند به انتظار بهار!

هیچ اثری از فسرده گی و غم نمیبینم!

دیده ی بنفشه و اطلسی و لاله... به جمال دلارایت منور است "نور دیده " اه افسوس برای دید گان من که کور است بی نصیب.

در کنار هر شکوفه و گل

در کنار لاله های خندان مست

در کنار نرگسهای دلربا

در کنار اطلسی های شکفته از عشق

رد پای نازنین شما مولای من بر جاست!!!

ادرکنی یا عشق

ادرکنی یا اباصالح

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز     استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم

 

جایی نرسد کس، به توانایی خویش
الّا تو چراغ رحتمتش داری پیش




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page