بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

سلام يگانهء آسمونی من

ميدونی ؟.........آره٬ خوب ميدونی !

اما من نميدونم....نميخوام بدونم.........

 اشکم را ازمن گرفتی.....صدايم را در گلو خفه کردی...چشم بينايم را گرفتی....

ودر قالبی مرا حبس کردی که مال من نيست.............

من خودمو ميخوام....من دلم برای  خودم تنگ شده....منو بمن بر گرون.........

ديگه حوصله فکر کردن ندارم٬وقتی هر چی فکر میکنی ....بيشتر در جا ميزنی...

و عقب گرد...٬تفکر قهقرايی....ديگه ميشه نور علی نور ...واپس رفتن....

کاش ميشد بگم٬....ميشه ٬...نميتـــــــــــــــــــونم بگم!

يگانهء من

ميشه منو به من برگردونی....به خوت قسم مُردَم از پوچيييييييييييييييييييييييييييی

خداياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

يه چيزی بگم؟!

ميشه سرمو بدارم رو پای تو گريه کنممممممممممممممممممممممممممممم؟

خسته شدم٬ خسته.

دلم هوای پرواز داره٬پر بکشه...............پر.....بره جايی که هيچ کس نگاهش نکنه

اونقدر دورررررررررر...حتی از اين جا دورررررررررررررررتر

شايد در تنهايی ٬که از تنهايی من وسيعتر هست ٬ فقط باتو٬ بشه تنها بود.....پس

نه٬.......... همون من ِ من هم٬ فدای تو.....اگر قول پرواز به من بدی!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به چه مينگری؟

 

به او که بر دستها ٬سواره ميرود؟

ديروز گم شده؟

فردايی بی رنگ؟

رويای بر باد رفته؟

زندگی٬ تکراردوباره هاست!

زندگی ٬

 

قصهء باد خزون

کاش می شد دلتنگی تورا تقسيم کرد

اگر ميشد من بزرگترين سهم را از تو می دزديدم!

تا که چشمانت اين گونه غوغا بر پا نکنند.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

چه بگويم ٬که کلمات عاصی تر از ٬

شعله های سوزان دلم ميباشند.

...........................................

يگانه!

کاش <مسافر > خسته را٬

غبار از چهره ميربودی

وبه مقصدی

روشن

ميرساندی.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٢ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page