بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

سلام همسايه آسمونی

من به هر جمعيتی نالان شدم      جفت بد حالان وخوشحالان شدم

هر کسی از ظن خود شد يار من        از درون من نجست اسرار من

:::::::::::::::::

نميدونی چقدر دلم برات تنگ شده........خيلی بيش از اين حرفها....اما خسته ام از

 گفتنش....چه کسی بود يادم داد که حرفهای بی نتيجه نزنم....کجاست بياد ببينه که

شدم مثنوی هفتاد من کاغذ ،ديگه دنبال نتيجه نيستم٬امروز نتيجه ديروز و فردا نتيجه

امروز....خوب به قولی :تو چرا همش به فکر نتيجه ای؟

آره ٬راست ميگه٬منم ميشم مثل او....هر چند که از بيهودگی و بی محتوايی بيزارم

اما.....ول کن بزن بر طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد. در اين دوره زمونه چيزی که

 طرفدار نداره ،حرف حساب..............

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

هوا سرده٬اونقدر که حتی دلتنگی هام هم نمی تونه منو بفرسته بيرون....دلم ميخواد

برم بيرون آنقدر راه برم تا شايد دلت بسوزه و جواب منو بدی...آخه تو تنها کس منی و

ميدونی تنها تکيه گاه..................

همه جا رو مه گرفته....جای شاعرها خالی که کلی برن در وادی خيال....برف همه

جا رو پوشونده همه جا،اگر کسی چند دقيقه زير اين برف دوام بياره ميشه آدم برفی

زنده....دونه های برف زير نور مثل کريستال برق ميزنن...آخ کجايی که بريم زير برف

راه بريم......................ديگه منتظر صدای پات تو کوچه برفی نيستم ،

 

کاش همينطور که برف همهء زشتی هارو میپوشونه ،يه برفی هم خدا برای پوشوندن

پليدی های ما ميفرستاد...........

دلم برای کسی تنگ است ،نمیدانم کيست، سالهاست او را ميشناسم ؛اما هنوز

درباورم نمی گنجد که ، لياقت دلتنگ شدن برای او را داشته باشم.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 سلام گلبوته

شنيدم دلتنگی.......ديروز ديدمت ؛تا اومدم بگم سلام ٬رفتی٬خيلی دلم

هواتو کرده بود..........دلم لک زده برای خنده هات حتی........................

 يه چيزی در تو هست که همه ندارن.. ميدونی چيه؟

*عشــــــــــــــــــــــــــــــــــق*

هر کسی جرأت نداره ٬اين همه بار عشق رو به روی شانه های  نحيفش تحمل کنه.

ميدونی ٬گاهی که بهت فکر ميکنم ٬قبطه می خورم٬اين همه استقامت اين همه

غيرت ......ای عجب ...جانا هم آوردی نيست تورا ؛نه نيست .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مردانگی به جنسيت نيست٬به خميرس به ذات ....که بايد بگم ٬خيلی مردی نازنين؛

کاش شانه های خسته از بودن من٬ لياقت اينو داشت که آرام بر روی اون سرتو بزاری

و دلتو بسپری به فصل بارش............

يه چيزی بگم٬درد انسان را ميسازه ...وصيقل ميده....اونقدر که زلال ميشی 

شفاف٬ ...................................................       

 

ببين دريا دل هر وقت ديدی خيلی دلت هوايی شده٫يه نگاه به آسمون بنداز

به بيکرانه آبی آن ٬يه فرشته ميبينی که باچشمانی سرشار از مهر اما نگران

به تو چشم دوخته٬داره به همه  ميگه :اين گلبوتهء منه!!!!!!!!!!

همون گلبوته که عطردلش تا اينجا پيچيده٬همونکه بعد از من ٬وجودش چون

خورشيدی تابنده مهر را بر گلبرگ های نياز تقديم ميکنه؛

اون شمع روشن که ميسوزه تا پروانه های تنها٫ گرد وجودش بچرخن و به

ادراک بودن برسن..................

بازم بگم؟!!!!!!

نه ديگه نميگم؛خودت بقيشو خوب ميدونی.

اما اينو بدون٬ فاصله ها وبعد در فضای عطوفت .....مطرح نيست.......هميشه

حس حضور ؛به فرياد دلتنگی خواهد رسيد.

اينم تقديم به تو

 

ياعلی




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳ دی ۱۳۸٢ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page