بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا محبوب

هر ساله به در دروازه این شهر مکرم که میرسم با دنیایی شرمساری می ایستم که تو بر عهد خود همیشه وفاداری و "من" بد عهد ترین مخلوف تو !

سالی دیگر آواره و دربدر ،گشتم و گشتم و در انبان دنیا هیچ نیافتم الا سردرگمی و ملال ،اندوه و کبر،غروری بی پایه و و تهی از هر صفت...

باری بعد از ماهها دربدری "خاب الوفدون" هم نتوانست بر نفس سرکشم فایق اید و"یا من الیه ملجا العباده فی المهمات "نیز نتوانست مرا بر کشتی اقیانوس پیمای معنای "شعبان" سوار کند و از امواج خروشان بی رحم دنیا نجاتم دهد؛ باز امدم ...باز رسیدم بر در ماه مهر... ماه رحمت..رسیدم به اغوش بی کران و عزت مند و گوارای تو...

مرا ،این خسته سرکش را بپذیر و از این بحر خروشان و این لجنزار عفن دنیا خواهی نجاتم ده که تنها تویی رهایی بخش،تنها تویی بخشند و امرزنده و قلم عفو بر اعمال پوسیده بی مایه ام بکش....

شرمسارم حبیبم

شرمسارم اما جز تو کسی را ندارم که ببخشد و حیاتم بخشد....

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page