بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا رّب

کیمیایی است عجب بندگی پیر مغان...

انانکه مس وجود را با کیمیاب عبودیت و بندگی به طلای یقین بدل کردند نیز چون ما بودند!!!

و این وجود ناچیز مگر در پرتو خورشید وجودت جوانه زده رشد نماید.

مگر که لطف حضرت سبحان مرا از اعماق خاک خشک بر افراز ابر هدایت رهنمون کند.

تا چند دنیا را قاب گرفته هر صبح و شام ازتاج رخ بر رخسار غبار الودش بنگریم؟!

و هیچ مددی بر افکار پوسیده در هم تنیده کهنه مان نرسد...

مولای من

مددی!




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page