بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا قریب

سینه تنگ من و بار غم او هیهات     مرد این بار گران نیست دل مسکینم

هفته اخرفروردین و هفتگانه ها به بیست و هشت رسید ؛سال نو با قوار ای نو رخ نمود و ادمی هم چنان از سر عادتش از روزها میگذرد و دقایقی را که قربانی غفلتش میگردد  در نمی یابد.

ادمی زمانی به خویشتن خود توجه میکندکه قافیه ای را می بازد و یا قافیه اش تنگ می اید.زیرا تا اوضاع بر وفق مرادش می رود جز خودش و افکار و امال ارزوهای درازش به چیز دیگری نمی تواند بیاندیشد و در پیله دنیا و محیط کوچکش می پلکد.

در این پیله کوچک و تنگ چه حکومتها که نمیکند و چه غرورها که گریبانش را نگرفته ، توسن خود خواهیش را بر فراز تکبر و  نخوت می تازاند و می رود و می رود تا دنیا تحملش از این همه رذالت به سر می اید و او را در دام انچه خود محیا ساخته واژگون میکند.

این دور بی حاصل از اول خلقت قرنهاست که پا برجاست و هنوز هم ادمی نتوانسته بر نفس سرکش و خودکامه خود فایق اید و خود را به اصالت ذات پاک نزدیک گرداند................

نازنین

حال ماییم و انبوه افکار که اگر بخت یاریمان کند و بیاندیشیم جز سرابی بیش نیست و به سرعت و اسان عمر با قیمت از دستمان میرود و خورشید جانمان افول میکند و در خزان عمری که دور نیست میخکوبمان میکند.

 اما

اما برای تازه شدن و رویش و باز یافتن انسانیت هیچ گاه دیر نیست که خدایی و مربیی بس مهربان و رئوف ما را لحظه ای فراموش نکرده و هراینه ما را می نگرد و به درون و کنه ما اگاه و بصیر است....

نازنین

دریابم

ادرکنی یا عشق.

پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی     بی شمع عارض تو دلم را بود گداز

============================

۴ شنبه:

صوفی مجنون دیر جام و قدح میشکست
باز..
به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد..
درپی آن آشنا...
از همه بیگانه شد...
چهره..
خندان..
شمع..
آفت پروانه شد..
عطش آسمانم کشت




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۸ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page