بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"
   ...


یا انیس

بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست     تا جان خود بر آتش رويش کنم سپند

خامیم

هنوز کالیم

هنوز این من منه...

پس سکوت بهتره...

*****

شنبه:۱۳/۱۱

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست...

تعمق در عمل...

کی عطرسای مجلس روحانیان شدی

گل را اگر نه بوی تو  کردی رعایتی....

*****

۲شنبه:۱۵/۱۱

می گفت: دیر گاهیست که دیوانه می خوانند مرا

ولی نمی دانند دیوانهء که هستم !

که اگر بفهمند،

مجنون می شوند از غمزهء لیلای من...........

***************

۴شنبه ۱۷/۱۱/۸۶

نگار دل آرای من ، زمان زمان فریاد از انتهای صحرای خشک وجود است،آنگاه که به غمزه ای از آن طره مشکین فام شیدا یی را هدیه کرده ای...

توان دیدارت را نداریم بخدا قسم... نداریم... امان از اسیب های بی شمار، از زخم های پی در پی ،از گمان های شیطانی، از ادعا ،از..... از چه بگویم که نگارم تو ندانی؟!

...پناه بر خدا از شر افات زمانه،  پناه بر خدا از اشکهای شبانه، پناه بر خدا از تنهایی و فقر روزگار.... پناه بر خدا..... خدایا تنها ترین سردار زمان ما ان محبوب قلوب موء منین راستین آن مرحم زخم آن یگانه دلآرام را برسان....

متی ترانا و نراک؟

اللهم عحل لولیک الفرج

امین




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٢ بهمن ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page