بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا حنان

گوهر پاک ببايد که شود قابل فيض     ور نه هر سنگ و گلی لل و مرجان نشود

حلول ماه تشنگان معرفت بر عطشانان کویش مبارک و گوارا

الهی لا تودبنی به عقوبتک و لا تمکربی فی حیلتک من این لی الخیر  یارب و لا یوجد الا من عندک..ا «دعای بو حمزه»

دربار عرشیان بر پذیرش خاکیان امر یافته...آمدم بگویم بپذیرم با تمام نافرمانیم که هیچ کس جز تو پذیرای من نخواهدبود، یا حبیب ....................

قیدی نیست ! وقتی نمی توانی رشته مِهر ببُری و گرفتار میشوی میمانی و ماندنت می شود قید ،اما ماندن را نباید مرداب قید  دید که ماندن فعلیست ... رشته ای بر گردنم افکنده دوست... این است که این مکان قید میشود و ماندن من فعلیت می یابد و نوشتن تنها سر سوزنی تصلی دل مجروح...

یل افسانه ایم

چشم براهت خواهم ماند نه تنها جمعه که هر روز و هر ثانیه...مرا به میهمانی نیلوفری چشمانت راه میدهی ؟ مرا بر سر سفره مهرت مینشانی ؟ فدایت شوم  ،   دل درصیام به زمان مغرب هوس شراب دارد.... رخ بنمای که از دیو  و دد وملولم آشفته تر از هر زمان....

سحرگاهان که مخمور شبانه     گرفتم باده با چنگ و چغانه

....الهم ارنی طلعت الرشیده....

........

شنبه/۲۴/۶

گل من امروز روز میلادته،به مصداق ۲۴ میشوی ۲۴ واره...

غزل واره زندگیم هر بار که بر چشمانت مینگرم در مردمکان شیرینش غرق میشوم.

نمیدانم چه بگویم ،نغمهء دلم دستانم به درگاهش برایت همیشه گشوده است...تولدت مبارک خاتون کوچکم.

....

یا حی یا قیوم... جز تو کسی نیست ،پس در بگشا..

.......

۲۵/۶

بیدکَ لا بیدِ غیرک....

همه چیز دردستان توست و دیگر هیچ...




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۳ شهریور ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page