بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

بسمک العظیم

«القی السحرة ساجدین»

از راه نظر مرغ دلم گشت هوا گیر

این دیده نگه کن که به دام که در افتاد

۵۵۵۵۵۵۵

آنگاه که سپیده دمید و دل سیاهی شب به تیغ نور دریده شد،آشکاری را که به بند خواهد کشید؟

نازنین

با مرکب دل باید نوشت

چاره ای جز بندگی نیست.

منطق راه دل را نمی شناسد؛ اما به گمانم دل نیز  منطق را با شکستگی می نگرد !

چقدر غبار بر چهره حقیقت نشسته و هر کس به نوعی در آینه می نگرد ، آینه اگرچه یکسان نشان میدهد اما انکسار قلوب با عث خطای دید می شود و حقیقت وارانه جلوه میکند!

چه بگویم

که: پای استدلالیان چوبین بود

پای چوبین سخت بی تمکین بود

۵۵۵

کنون سینه شب ،به دشنه عشق دریده شد!

«ادرکنی یا عشق»

......................

عصر جمعه

 از عشق می گویم بیش نه!!!

نمی دانم در دنیایی که انسانها به سازندگی خویش تا مرز وارستگی می کوشند،تصاحب یک فضای مجانی که به وفور در دست رس همه است چه معنی دارد؟

اگر چه بیش از۴ سال خاطره است اما شاید محکی برای میزان تعلق باشد.

.....................

مولای من به بزرگی نمی اندیشیم که زندگی سراسر سقوط است و اگر دست گیری پروردگارمان نبود نمی دانم چه بر سرمان می آمد!

ادرکنی یا منجی ره گم کردگان!

۵۵۵۵۵۵۵

شنبه/۲۳/تیر

سلام لبخند خورشید !




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٢ تیر ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page