بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا قریباً غیر بعید

هَل اَتی عَلَی أنسانِ حینٌ مِنَ الدّهر ِ لَم یَکن شَیآ مَذکُورا*

اِ نّاخَلَقناالانسانَ مِن نطفَةٍ اَمشاج ٍ نبتلیه فَجَعَلناهُ سَمیعاً بَصیرا*

اِنا هَدیناهُ السبیلَ اِمّا شاکرً وَ اِمّا کَفورا*

 

ابروی دوست کی شود دست کش خيال من     کس نزده‌ست از اين کمان تير مراد بر هدف

۵۵۵۵۵۵۵

چه زیبا رسول آفتابی

پری کوچک نازنینم...

آهوی چشمانت همواره سوی دیار دوست خرامان میرود

 آه از وقار مژگانت

 آنگاه که عشق را نشانه میرود

آوای مرغ حق را

از بند اسارت آزاد می کند.

سکوت این نوای بی صدا ،بی تابم میکند.

دلبرکم رد پاهای کوچکت هواییم کرد.

۵۵۵۵۵۵۵

نازنین

میدانی اگر درب خانه خورشید باز شود چه خواهی دید؟شعله هاش که زبانه گیرد، نیاز به اقیانوس خروشان توست تا شراره های جان سوز دیدار را که در التهاب جمعه جاریست ملایم گرداند. واژه ها همچنان به بازی با سر انگشتان شک مشغولند ؛تا  از پیوند کدامشان زبان باز شود وبا کدام واژه کلام آویزان این دل ناآرام گردد. این حروف می خندند ،می گریند،در رکوعشان درختان به کرنش می آیند و در سجودشان عقابان بال گشوده به اطا عت ازجاذبه زمین فرود می آیند... این حروف واژه های سرگردان مرا در پشت ردیف صف منسجم شان پنهان کرده؛ اتحاد کلام را به رخ گسسته ما می کشند... چقدر واژه های گمشده زیبایند و اگر از صدف خود برون ریزند زیبایشان به تاراج میرود،همان به که در پیله خود پنهان بمانند...

در ب خانه خورشید از پنجره مهتابی باز است و این حروف عاصی بهترین کلام را برای وصفش آرایش می کند...

و رَبَّکَ فَکَبِّر

*یا لطیف* 

حجره خورشید تویی،خانه ناهید نویی

راه ده ای یار مرا

...

۵۵۵۵۵۵۵

۱شنبه

People are like stained glass windows: they sparkle and shine when the sun's out, but when the darkness sets in, their true beauty is revealed only if there is light within.

۵۵۵۵۵۵۵

۲شنبه/۷/۳

 سپاس معبودی را که چراغ اشراق شبهای تیره و توان بی کران پاهای خسته است. معبودی که در لفظ نمی گنجد و  هیچ کلامی قابلیت وصفش را دارا نیست،او که دُرّ گران قلب بی تابم است؛ این صدف کوچک دریای بیکران خلقتش همواره در سجده عشقش با هر حرکتی بیشتر از «او» پر میگردد.نمیدانم چگونه با چه زبانی حتی با چه عملی این همه عشق را که« او» در من به ودیعت نهاده شاکر باشم...چگونه .............نمیدانم چگونه!!! که همیشه گوی سبقت از همه می رباید.

تنها آوای این صدف کوچک:

یا حبیب

۵۵۵۵۵۵۵

۳شنبه/۸/۳

عزیزای دلم، ممنون :)

در قمار عشق ای دل ،کی بود پشیمانی !!!

۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵

السلام علیک یا سیده نساء العاملین، من الاولین والاخرین

السلام علیک یا زوجه ولی الله و خیرالخلق بعد رسول الله!

 

فاطمه نخستين شهيد راه ولايت است كه به انگيزه بازخواهى فدك، فدك که نه بلکه ولایت را مدنظر داشت. فاطمه با آن ناله‌هاى دردناكش، حق امام و ولى امرش را مى‌خواست بازستاند و اگر نتوانست ـ كه نمى‌توانست ـ بايد حق را برملا سازد و مظلوميت على را آشكار نمايد و پرده از سقيفه پردازان بردارد ولى فرياد دختر معصوم پيامبر در قلب‌هاى تيره، كارساز نبود، اما تاريخ، آن سخنرانى جاودانه را ثبت و ضبط كرد تا آيندگان بدانند... بسنجند... بفهمند... و تصميم بگيرند.

قال الصادق علیه السلام: "اذا كان يوم القيامة يقوم عنق من الناس فياتون باب الجنه فيقال: من انتم؟ فيقولون: نحن اهل الصبر، فيقال لهم: على ما صبرتم؟ فيقولون: كنا نصبر على طاعة الله و نصبر عن معاصى الله، فيقول الله عزوجل: صدقوا ادخلوهم الجنة و هو قول الله عزوجل: انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب" (وسايل الشيعه، ج11، ص186)

امام صادق علیه السلام فرمود: روز قيامت جمعى از مردم به پا مى‌خيزند و مى‌آيند به سوى بهشت، گفته مى‌شود شما كيستيد؟

گويند: ما بردباران هستيم.

گفته مى‌شود: بر چه صبر كرديد؟

گويند: بر (سختى‌هاى) عبادت و كشش‌هاى شيطانى معصيت، صبر كرديم.

آنگاه خداى متعال مى‌فرمايد: راست مى‌گويند وارد بهشت شويد.

امام فرمود: اين مفهوم سخن خداست در قرآن كريم (سوره زمر، آيه10) كه مى‌فرمايد: پاداش بردباران را فوق العاده مى‌دهيم


السلام علیکِ یا بنت الرسول الله

«و لاىّ الامور تُدفَنُ لَيلاً بِضعةُ المصطفى و يُعفى ثَراها»




نوشته شده در تاريخ جمعه ٤ خرداد ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page