بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا مُیسر

هزار دشمنم ار می کند قصد هلاک     گرم تـــــو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا امید وصال تـــــــو زنده می دارد        وگر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

 

دم غروب و ستاره مغرب،آسمانی که کم کم به کبودی میرود...این لحظه ها دوان دوان در پی معنی می روند...دلم پر میکشد دم آن ستون بر سجاده مهرت دمی بنشینم و صدای قدمهایت را بنگارم....... میدانم هنوز سراب این برهوت سفره اش برچیده نگردیده....  کودکان نیز به روز شماریت در سینه،درد ها را تسلی میدهند.

نازنین

لهیب نگاه توست انتظاری که عمرم را می سوزاند...

اینجا طلوع پیدا نیست،غروب در سرخی چشمان بارانی مدفون است..خورشید مکدر است ؛دیوار های خاکستری،پیچکهای سبز طراوت را بلعیدند و صورتکهای سفید بی روح را بار دادند.

در و دیوار فریاد می زنند:کجاست آن محبوب آمدنی؟؟؟

 و ماه تنهاست بالای سرم .لحظه ها را ثبت می کند! این همه ستاره سرگردان بدنبال کدام شهاب ثاقب، تیر نگاه را رها کنند؟

رود به خواب چشمم از خیال تو هیهات      بودصــــــــبور اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به کــه دیگری مرحم        و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

نازنین

ای عطر باران

 در رویای شبانه کویر دل

انتظارت را بر رملهای تفدیده تنهایی می نگارم

امرور نیز سرابی دیگر را در عطش دیدارت خواهیم آموخت.

صبح نزدیک است...

عنان مپیچ که گر می زنی به شمشیرم      سپر کنم سرو دست ندارم از فتراک

تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند          به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

۱ شنبه

به تنهایی من نیاندیش

تنها نیستم

در ذهن شلوغ من

هزاران تو

ملیونها من

و بی شمار ناشناخته های آشنا

هر روز صبح بیدار می شوند...

دیدی

تنها نیستم.

:)

 گاه شادی دل منبع لبخند است

و گاه

لبخند  منبع شادی دل می شود...

:)




نوشته شده در تاريخ جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page