بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا......................

ای همهء همه

خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت

که ساخت در دل تنگم قرار گاه نزول

به کدامین نام بخوانمت که هر کدام بر صفحه دل و عقل می نشیند مات می ماند و لال می شود.

طومار عمر در هم می پیچد و هنوز الفبا نیاموخته بانگ رحیل می آید...چه بود؟ چه کردیم؟ در یک دم همه فراموش می شود هاج واج می مانیم....دیگر من نیست.

می گفت:به کجا می خوانیمش؟

به این خاک دان که آینچنیش ساخته ایم ،اینجا جای فرود ی  ندارد الا بلا... باید این زمین شخم بخورد زیرو رو شود یا که باید زمینی نو ساخت از نو عاشقی کرد................................

چنگ دل آهنگ دلکش میزند ،،، به زمین خورده در گل و لای گیریم...هر از گاهی نسیمی می وزد و نوایی دلنشین می خواند....

یکی  شمرد و  گفت تا حالا میشود پنجاه و دو هزار و هفتصد و شانزده جمعه... نمیدانم این شمارش تا کجا می رود...اما مایوس نیستم ؛ امید زنده است و دل ما با پیوند به انوار متبرک دل توست که باقیست.

خدایا اجازه!

درس امروزتان را نفهمیدم!

آن مرد

با اسب

در باران

بالاخره کی خواهد آمد؟

..............

 یعنی ۳۱۳ نفر مرد در جهان تو نیست؟

من تا مهر بعدی صبر نمی کنم

می روم شاگردی بازار

ولی تو رئیس آموزش و پرورشی

فکری به حال این مدرسه کن!

(محمد جهان تیغ)

 آن مرد می آید، می خواهد که بیاید، کی و کجا یش پوشیده است...آن مرد باید بیاید تا سارا ها و داراها بیش از این در سبد همسایه انار نبینند......باید بیاید در نه یک شب بارانی..

در یک روز طوفانی.

....

گمان کنم که زمانش رسيده برگردي
به ساحت شب قدر اي سپيده برگردي
هزار بيت فرج نذر مي کنم شايد
به دفتر غزلم اي قصيده برگردي

==========================================

شنبه:

دوست من،

زمانی میرسد  که چشم گشاده بر هم خواهیم خندید، از پندار ها و اندیشه های بلند و بی مهابامان و اینکه چقدر همدیگر را کوچک می شمردیم غافل از انکه خود بسیار کوچک بودیم... شاید اگر از کودکی بپرسی چند سال دارد بگوید: ۵۰ سال...آیا او ۵۰ ساله است؟                      می کوشم تا تو را بهتر بشناسم  و از این میان بر به خود برسم.

====================================

۱شنبه:

مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق
با عطر ياد و خاطره هايش چه ديدني ست
آهنگ پاك زمزمه غنچه هاي ناز
از لابه لاي وسعت سبزش شنيدني ست
مهر آمد و تبسمي از جنس نو بهار
روي لبان پاك و لطيف بنفشه هاست
گلبوته هاي شادي و شور و نشاط و عشق
دسته گلي ست آبي و در دست بچه هاست
مهر آمد و طلوع نجيب صبح

میلاد اختر هشتم

السلطان اباالحسن علی ابن موسی الرضا مبارک.

 اخلاق، يكي از عناصر مهم شخصيت انسان است، و كاشف كيفيت ذات و درون اوست. امام رضا عليهالسلام به اخلاق عالي و ممتاز، آراسته بودند، و بدين سبب دوستي عام و خاص را، به خود جلب كردند، همچنين انسانيت آن حضرت، يگانه و بيمانند بود، و در حقيقت تجلي روح نبوت، و مصداق رسالتي بود كه خود آن حضرت، يكي از نگهبانان و امانتداران و وارثان اسرار آن به شمار ميرفت.

کاش من کبوتری، که نه خاشاکی در هوای کویت بودم.




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٠ آذر ۱۳۸٥ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page