بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

هوالرزاق

...وحدهُ لا شريک له...

غروب در انتظار رنگ باختن است...تو با چه صبری ما را مينگری؟!

روزی من امروز رفتن تا بلندای غروب بود و سرک کشيدن در دالانهای مه گرفته انديشه... می خندم اما...می بينم اما...نفس گاه سخت می شود وقتی رنگها رنگ می بازند و چهره می نمايانند!!!

.......

گاه دل پيش تو گاه پيش اوست

رو که در دل نمی گنجد دو دوست

(عمان سامانی)

<المجازُقنطرةُالحقيقة>

!!!!!!!

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page