بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

 هو المطلوب

اليس صبح بالقريب!

 

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندليب شيدا را!

¤¤¤¤¤¤¤¤¤

هر باز نسيمی از کويت می وزد دلم می خواهد چون ابری سياه بگريم و ببارم تا بميرم.

ای دو سه  کوچه ز ما دورتر...نغمه تو از همه پر شورتر......

خبر آمد خبری در راه است

سر خوش آن دل که از آن آگاه است

در وسعت تو کلام بی معناست...اشک بی بهاست..من و من ها بی قواره ايم...اين سی دو حرف هم طاقت از تو گفتن ندارند که دل صد پاره هنوز از فراقت ديوانه است.کاش ميشد فرياد اين دل بی قرار را نوشت....دلم ميخواست میتونستم راحت بهت بگم و......

مهربان بيا

نه برای قلب شکسته ام

برای دستهای گداخته از ستم

برای چشمهای خونين از ظلم

برای آنانی که خوبند وتو را می طلبند.

چند سال شد؟ ستاره ها را به اندازه خوبيهايت بشمارم می آيی؟

يا نه به اندازه ستاره ها از خطا های بی شمارم بکاهم می آيی؟

مهربان بيا

¤¤¤¤¤




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۸٥ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page