بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

 «اي جامه بخود پيچيده ‍ـ برخيز و انذار كن »

 «سوره مدثر»

روزگاری بود ميوه اش فتنه، خوراکش مردار، زندگی اش آلوده، سايه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند. تازيانه ستم، عاطفه را از چهره ها می سترد. تاريکی، در اعماق تن انسان زوزه می کشيد و دخترکان بی گناه، در خاک سرد زنده به گور می شدند. و در اين هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ايستاد و زمين در زير پاهای او استوار گرديد.

مبعث رسول اکرم بر آزادگان عالم مبارک.

ستاره ای بدرخشيد ماه مجلس شد

دل رميده ما را انيــــــــس مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مســــئله آموز صد مدرس شد

@@@@@@

با زهم جمعه شد. باز هم انتظاری تکراری که هيچ گاه از ان خسته نخواهم شد...بويی ميايد،عطری...رايحه آمدنت...چقدر بی تو بودن رنج اور است، مولای من نمی توانم بگويم نمی توانم.شايد سکوت گويا تر باشد، ودلم سکوت ميخواهد....سکوت...سکوت

                              




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۸٤ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page