بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

به نام صاحب عشق

سخت است ،

گامی به عقب ،

به اندازه کف دستی ،غباره آينه را می ربايم،

تا پروازی از مردمک آواره چشم خو يش  ،در دور دستها ،

بسوی چشمان ميشی تو داشته باشم.

در انتهای افق چشمانت ،عشق در پرواز بود.

من آواره کوچه های پر سکوت،ودر انديشه چگونه در پرواز ماندن.

آشفته وشيفته ،دلباخته و دل آزرده.

چه آسان دل از کفم ربودی وقدرت پرواز را از من سلب کردی.

عشق بالنده من ،به چه سان به ورطه انحتاط سقوط کردی؟

پس از سالها هنوز بغض بی قراری گلويم را می فشرد.

من جويبار جاری و تو آبگير ساکن؛

چرا آوای جويبار ،رويای دريا را در تو زنده نکرد؟

وزمانی جاری گشتی که من به انداره يک دنيا غربت از تو دور بودم.

يادت هست:

.. ... من

عشق جنوبی به جنوب می کشاندم،

با من جنوبی بمان،

جنوبی کپر نشين عاشق توست..........

گمان نمی کنم يادت باشد.

عشقی، عشق است ؛که تو را به حرکت و تلاش وادار کند.

رخوت سستی را از تو دور کند وپويا باشد.

عشق پوينده ،بالنده خواهد بود.

اکنون آرام وخاموش  می انديشم ؛

وتورا در خود مورور ميکنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٢ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page