بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا قهار

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ 

(سوره مبارکه صف-آیه ٨)

آنها می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولی خدا نور خود را کامل می‏کند هر چند کافران خوش نداشته باشند !

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند     بر آتش تو بجز جان او سپند مباد

 

الهی انان که کتاب مقدس تو را پاره میکنند و یا می سوزانند،آتش به ریشه پوسیده خویش می افکنند و راه عدالت را روشنتر می نمایانند.انان به پاره کردن  اعتباردنیای خود مباردت می ورزند و تنها بلاهت و سفاهت و خردی خود را در جلوی دوربین ها جهان نما به نمایش گذاشته اند. به پای خود راه نابودی را پیموده و به معرفی پوچی و حقارت خود می پردازند!  اگر قدر و عظمت "تو" و "کلام مقدس تو"را در می یافتند این گونه به دلقک بازیهای سفیهانه وحقارت بار خود ادامه نمی دادنند.

 

تو خود فرمودی:انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون !

پس چه باک اگر یک روز قران بر سر نیزه میرود و روزی ابلهان روزگار پاره اش میکنند و یا می سوزانند !این گونه حرکات باعث مقاوم تر شدن و روشن شدن اذهان مردم دنیا می شود. انان خود به دست خود در اذهان بیدار علامت سوالی را ایجاد کرده و مردم پویا را بدنبال اسلام راستین ره نمایی می کنند که :مکرو مکر الله والله خیرالماکرین!

با توجه به تحریکات ضد اسلامی در دنیا ,می باید به موضوعی عمیق و حرکتی وسیع که نرم نرم اذهان عمومی را از راه اصلی و شناخت چاه از راه  بدر کرده ،متوجه ساخت .این حرکت همچو گردی نرم که هر روز بر اشیاء می نشیند و تبدیل به غباری غلیظ و ماسیده میشود ،طی قرنها و سالها ،شاید از همان زمان که شیطان قسم یاد کرد تا عباد مخلص را از راه بدر کند آغاز گردیده .در زمانه ما ایادی شیطان مبدل به غولهای سیاسی اجتماعی در سراسر دنیا گردیده اند و انچنان در زندگی ملتهای مختلف رخنه کرده اند که حتی "شما" هم از وجودشان بی خبرید.

اما محققان و اندیشمندان راستین پیوسته در شناسایی و معرفی کوشیده اند و این بر من و شما که یدک کش نام مسلمان هستیم واجب است که اندکی دست از زندگی نباتی بر داشته و برای انسانیت و رضای خالق خود حرکتی انسانی بیآعازیم.

انسان امروز کشور ما تحت تبلیغ  همان حرکت و خیزش ملایم شیطانی به انسانی مصرفی و نق نقو تبدیل گشته ، انچنان ما را مشغول کسب و خور .خواب کرده اند که ابدا کاری به شناخت تحرکات ضد الهی و شیطانی نداریم که هیچ ،بغضا ازروی جهل و نا آگاهی خود مروج و اشاعه دهنده همان راه ها می شویم.در واقع مفت و مجانی برایشان تبلیغ کرده و دل و جانمان را تحت اختیار امواج منفی شیطانی قرار میدهیم و هنوز فکر می کنیم "شیطان گو لت زده" سخنی بچه گانه و ابلهانه ایست که به بچه گفته میشود...

" شیطان قسم یاد کرده که دشمن انسان و انسانیت باشد تا ابد"

پس مسلمانان بیایید دشمن خود را شناخته و از دل جانتان پاکش کنید.

برای آگاهی یافتن از پایه های این حرکت شیطانی که قرنها ست نرم نرم می اید تا مدافعان انسانیت و بشریت را منفعل سازد و برای مبارزه با"موعود اخر زمان" ,مسلح به سلاح اگاهی شوید.

http://arrivals.mouood.org/

بدانیم مسیحیان و غیر مسلمانان و غیر ایرانیان بر ما پیشی گرفته اند.

ما فرزندان ایران پیرو دین برتر و پیامبر اخرین حضرت محمد(ص) و فرزندان کورش کبیر باید آگاه و دانا به ترفند هایی که ریشه ،اصل و اندیشه ما را از فراتر از مرزهای میهن نشانه رفته است آگاهی یابیم.

اللهم عجل لولیک الفرج




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٦ شهریور ۱۳۸٩ توسط عقیق

یا آمرو یا ناهی

حقا کز این غمان برسد مژده امان     گر سالکی به عهد امانت وفا کند

"دانایی «لیلة القدر خیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود. وقتی سبک شد، تخفّفوا تلحقوا... وجود مبارک رسول اعظم علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء فرمود: نجی المخفّفون... آنها که سبک بالند نجات پیدا کرده اند.

پرکشیدن با سنگین بال و سنگین بار بودن، ممکن نیست. کار «جعفر طرار» نیست که یک شبه ره صد ساله را طی کند، کار «جعفر طیار» است. طراری را کنار گذاشتن و طیار شدن با  احیاء ،احیاء شدن  و این شدنی است."(سخنان آیت الله جوادی عاملی)

****

قلب آدمی بگونه ایست که هر لحظه در حال درگرگونی  و منقلب شدن است.این صورت ظاهر قلب سینوسی است که هر دم به طپشی انسان را زنده نگه میدارد.جسم بسته به این انقلاب هر دم است.

حقیقت نفس ناطقه قلب معنوی است و این قلب نیز هر دم و هر لحظه در صورتی بسر میبرد که از صورت قبل کامل تر است .قلب هر لحظه در یک حالت است ؛اندیشه ها می آیند و می روند و با هر نگاهی به بیرون و در یافت آگاهی از درون یک تحول پدید می اید. این رابطه برون و دورن مرتب باعث تحول و رشد است.

انسان مرکز عالم است و دگرگونی یعنی موت و حیات چیزی می اید و چیزی میرود. موت نه به معنی عدم بلکه انتقال از صورتی به صورتی دیگر ؛هرلحظه فهم و ادراک جای خود را به ادرکی عمیق تر میدهد .در انسان حرکت وچود دارد یعنی مرتب در حال دگرگونی و منقلب شدن و رشد یافتن است. هردم جالات ما رو به تکامل و رشد است.اطلاعات و اگاهی ما هر دم افزایش یافته وموت اطلاع قدیم باعث حیات اطلاعات جدید می شود.

یعنی هر دم در حال احیاء هستیم.

در شب قدر ان به ان متحول و نو می شویم لباسی کهنه بدر میرود و لباسی نو می پوشد از عدم دور و به حیات نو وابد نزدیک میشویم.انسان جریان حرکت بطن هستی را نمی بیند و در حالیکه عالم هر دم در جال حرکت بسوی ابدیت و تکامل است .

هردم سبو میشکنیم و جامی درگرطلب می کنیم صورت جام می شکند تا جام نوتری پدید اید. جام معنی ما اگر به یک صورت باقی بماند کهنه و کدر خواهد شد  شفافیتش را می بازد. چنین است که این جام دم به دم صورتی تازه می یابد و متحول میشود به خول و قوه حول حالنا...

 جوهر انسان پاک ساری و بهینه سازی میشود در قدر ان دم که قدر خویشتن را باز می یابد و قلبش از درون برون منقلب شده و بازسازی می شود

اصل "پذیرش" در عالم .چ.د دارد، که هر موجودی تحول می یابد.ا پدیرش یکی از خاصیتهای نفس ناطقه است.عالم هردم اماده است که اگاهی دیگری را بپذیردو هر لحظه باید انسان اماده باشد برای پدیرش صورتی تازه !که اگر چنین نباشد به حالت جمود در می اید. هر فعلیتی برای پدیرش فعلیت های برتر از خودش امادگی می یابد.

و قدر در این لحظه است...

من که قدر خود ندانستم!

شما دانستید؟

 

چیزی در جام وجودم جز جوهره عشق نمانده...

دریابم.

ادرکنی یا ابا صالح

مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق     ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست

ادرکنی یا عشق!

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩ توسط عقیق

یا حفیظ

مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم     به هوایی که مگر صید کند شهبازم


خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می شود،


و به قدر ایمان تو کارگشا می شود، و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می شود، و به قدر دل امیدواران گرم می شود... پــدر می شود یتیمان را و مادر.. برادر می شود محتاجان برادری را. همسر می شود بی... همسر ماندگان را. طفل می شود عقیمان را. امید می شود ناامیدان را. راه می شود گمگشتگان را. نور می شود در تاریکی ماندگان را. شمشیر می شود رزمندگان را. عصا می شود پیران را. عشق می شود محتاجانِ به عشق را...

خداوند همه چیز می شود همه کس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛ به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا! و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف، و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک، و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار... و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفرهء شما، با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند و بر بند تاب، با کودکانتان تاب می خورد، و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند و "در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند"

مگر از زندگی چه می خواهید، که در خدایی خدا یافت نمی شود، که به شیطان پناه می برید؟...که در عشق یافت نمیشود، که به نفرت پناه می برید؟...که در سلامت یافت نمیشود که به خلاف پناه می برید؟
-------------------------------------------------------------------

٧/۶/٨٩
امشب شب ١٩رمضان المبارک هست. یا علی مرتضی دستم را بگیر...

-------------------------------------------------

***بخشیاز سخنان ملاصدرا برای مردم کوچه و بازار
برگرفته از کتاب ”مردی در تبعید ابدی“
نوشته ی نادر ابراهیمی




نوشته شده در تاريخ جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page