بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"
   7x7


یا حبیب

 

بوی این مِی، بشنو آنگه سنگ زن بر جام ما

پا بنه در حلقه  ، پس بر هم بزن آرام ما

مدّعی را گو بیا از جام ما یک جرعه نوش

بار خود سنگین مکن بر لب مران بد نام ما

هر سحر اینجا نماز عشق برپا می شود

قصد قربت، اقتدا بر ساقی خوشنام ما

پس اسیر حلقه زنجیر عشقش چون شدیم

کاینات و مُلک هستی گشت در دم رام ما

امروز ٧ سال از نوشتن در این وبلاگ می گذرد. نوشتن من در اینجا بدون در نظر گرفتن و رعایت اصول نوشتاری بوده و قطعا خالی از اشکال و ایراد نبوده.انچه مرا به نوشتن وادار کرد  دوری ازتمای تعلقات عاطفیم بود .پناه من  حضرت حق جل و علا بوده و هست و به اذن او گفتن آغاز کردم و به اذن او نیز تا  هر زمان که در توانم باشد،خواهم نوشت حتی اگر به سلامی و نگارش نام مقدسش باشد.

  در رویارویی با مسایل اجتماعی وطنم و عملکرد انسان درصحنه قرن حاضر در تمامی نقاط جهان کوچکمان به این نکته بر می خورم که انسان قرن حاضر در پی یافتن نیرو و حقیقتی است که او را از این مزبله نجات داده و در مدینه فاضله خیالش  جای دهد. از درد غم ظلم رها کرده و به کمال انسانی برساند.تنها گوهر یکتای الهی حضرت حجت ابن الحسن بقیه الله الاعظم  ارواحنا له فداه آخرین ذخیره الهی برای نجات انسان و انسانیت چنین قابلیتی را دار می باشند. بعنوان انسان عاصی از شگفتهای ناهنجار دنیای کنونی و  با تضرع ان وجود مقدس و یگانه را می جویم و را یافتنش راه می پویم تا شاید در این راه سخت کامیاب شوم.

همواره از وجود گهر بارش طلب یاری میکنم تا ما را و مرا از منیت ها و من بودنها دور ساخته و به ریشه و اصل انسانیت برساند.

تا چقدر لیاقت یاری را در خود پرورش داده و لایق گردیم باز از حضرت دوست مدد می جویم که بدون مدد حضرت حبیب هیچ حرکتی ممکن نیست.

از تمامی دوستان ارجمندم که به هر نحوی موجب دوام  این وبلاگ شدند صمیمانه سپاسگذارم.از دوستانی که بودند ودیگر نمی نویسند و نام عزیزشان در ارشیو موجود است نیز یادی می کنم و برایشان سلامتی و موفقیت در عرصه زندگی ارزومندم و همواره به یادشان هستم و خواهم بودکه:

گرم یاد اوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

شیوه و منش عقیق است.

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد

کان عقیق نادره ارزانم آرزوست

پنهان ز دیده ها و همه دیده ها از اوست

آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

خود کار من گذشت زهر آرزو و آز

از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست

ادرکنی یا عشق یا اباصالح المهدی.




نوشته شده در تاريخ جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page