بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"
   آیا؟


بسم الله نور
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی     عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
آیا شیدایی و شکیبایی برای دیدارت کافیست؟ تو که تار و پود وجود ما با محبتت بافته شده!
آیا همین قدرکه بگویی خوبیم و دیگران بد کافیست؟
آیا می شود بدون پالایش وجود خود را محب و شیعه بنامیم؟
 معلوم واضح است ؛ نه!
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

( افشین یداللهی)
-------------------------------------------------------------
سومین دهه تمام شد!
خداوندا
چه دارد انکه تو را ندارد!
و چه ندارد، آنکه تو را دارد!
٢۶/١٠/١٣٨٩
شنیدم تهران دراه برف میاد... جای من خالی:) برف تو تهران دیدن داره...



نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٤ دی ۱۳۸٩ توسط عقیق

بسم الله

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار     که در برابر چشمی و غایب از نظری

توجه دادن مردم به آینده درخشان و دولت حق، نوید دادن به اجرای کامل عدالت و تأسیس حکومت فراگیر و ظهور شخص خدا ‌ساخته و بارزی که مؤسس و اداره کننده آن حکومت است، از تعالیم عموم ادیان می باشد. همه ادیان و مذاهب مختلف جهان همچون کلیمیت، مسیحیت، مجوسیت و اسلام، از مصلحی که در آخرالزمان ظهور می کند، به جنایت ‌ها و ستم ‌ها پایان می دهد و شالوده حکومت جهانی را بر اساس عدالت و آزادی استوار می کند، سخن می گویند. آنچه از فهوای این نویدها و پیشگویی ‌ها به دست می آید، از حقیقت مسلمی حکایت می‌ کند که عقیده به ظهور یک رهبر مقتدر در آخرالزمان، میان پیروان همه ادیان و مذاهب جهان موجود است؛ هر چند در نام و مصداق آن، دچار اشتباه شده ‌اند. از آنجا که این گفته‌ ها و پیشگویی ‌ها در وحی ریشه دارد، از دستبرد انسان‌ ها در طول تاریخ مصون مانده است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٧ دی ۱۳۸٩ توسط عقیق
   الهی


بسم الله

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون    

 روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

----------------------------------------------------------------

وقتی به عشق گفتی، ای دل جواب آری

دیگر نمی توان خفت آسوده در کناری

هرگز نمی پذیرد آرام روح عاشق

جز در کنار یاری یا بر فراز داری

وقتی دل آشنا شد با راز عشق، دیگر

این گام خسته ی تو، این وسعت صحاری

ننگ است مرگ عاشق در بستر علایق

زیباست جان سپردن با زخم های کاری

وقتی فتادی از پا، باید به سر دویدن

سستی گذر ندارد در کوی بی قراری

آرامش حقیری در جان برکه می رفت

طوفان نهیب زد: هی دلمرده ی حصاری!

تالاب های راکد از عشق بی نصیبند

باید گذشتن از خود چون رودهای جاری

(محمدرضا ترکی  )

ادرکنی یا عشق




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ توسط عقیق
   غیبت


بسم الله

آینه هرچند خرد و کوچک خود آینه است؛ با همان صفات و همان اثر،همچو قطره که از دل اقیانوس جدا شده که دارای صفات اقیانوس است !کاش آینه بداند که وجه الله خود اوست و باید پاکی را که ذات اوست بازتاباند و دیگر هیچ...

*مبین که قلب زمین به ناله و آه است،
مبین که یوسف گم گشته در ته چاه است،
مبین که یلداست و شب تار و طولانیست،
ما زشب میگذریم،طلوع درراه است،
به وقت صیحه ی اول تو خویش را دریاب،
به وقت غیبت خورشید نوبت ماه است،
اگر چه غیبت خورشید سخت و جانفرساست،
برون شدنش ز پرده خواه و ناخواه است.
(ش.نیرومنش)
ادرکنی یا عشق



نوشته شده در تاريخ جمعه ۳ دی ۱۳۸٩ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page