بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا حنان

ثواب  روزه و حج قبول آن کس برد:

اگراین روزها را  دریابی میتوانی چهل روز دیگر را نیز دریابی!

چه سّر و رازیست میان این روزها یافتن محبوب و در روز دهم که محبوب به حبیب می پیوندد!؟

این روزها

وقت ملاقات تو نزدیک است؛دلارام ،که میدانیم روز هفتم آنجایی اما

آن کس که به دیدار تو نایل آید ، کدام است؟

....

 که خاک میکده عشق را زیارت کرد...

ادرکنی یا عشق

****************

شهادت امام باقرالعلوم علیه السلام تسلیت باد.

******************

به وادی معرفت یابی نزدیک می شویم!

چه میتوان یافت در بیابانی پر از شن و رمل؟

سکوت شبانه اش...

گرامای روزانه اش...

انجا دروازه اخرت است یا دروازه دنیا؟

و جبل الرحمه......

کاش بار دیگر بر من رحم میکردی...

تا شوره زار سینه را به سکوت بیابان بسپارم  شاید مورد رحم تو قرار گیرم...

ادرکنی یا دلارام

یا ابا صالح

اقا جونم............. خسته شدم!

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ توسط عقیق

یا حنان

تمام حرکات طبیعت ما را به "توحید" می خواند. در این روز مقدس که زمین آغاز شد،از نقطه ای گسترش یافت که نماد توحید و وحدانیت خداوند است. نقل است که در دحو الارض رمین از زیر خانه کعبه گسترش یافته .

کعبه نماد توحید و یگانه پرستی ست،نقطه ای در جهان هستی که ما را بی چون و چرا بسوی خویش می خواند تا شاید انسان عاصی و طغیانگر بداند می باید طابع اوامر الهی بوده تا سنگ عبودیتش محک  بخورد .

کعبه اگر چه بظاهر خانه ایست منتصب و نمادیست برای مسلمانان و اگرچه خرده گیران گاه با شیطنت سنگی بودن و تهی بودنش را به رخ میکشند اما سرشار از معنی و نکته های پنهان برای اهل معنی و راهیان کوی دوست است.

کعبه سنگی است که ره گم شنود(اگر دست نوشته باشم)

در زمان سجده اهل تسلیم  اگر کعبه را از میان برداریم چه می ماند؟

ایا انسانها به هم سجده میکنند؟ ایا اینجا نکته ای پدیدار نمیشود؟

در اینجا نکته ظریفی رخ مینماید. خداوند در همه زمان و مکان جاری و موجود است. پس به هر سو که بنگری نظر به وجهه الله میکنی و به هر سو که سجده کنی درمقابل "او" را داری.

در اینجا خداوند جل جلاله انساها را به میزان قدر و قیمت انسان نزد حضرتش متوجه میکند.

انسان به قدر خویش و هم نوع خویش احترام بگذار و بدان ارزشمندی تو به اندازه درک این حرمت و قیمت و نگاه داشتن این حرمت می باشد. انچنان که اگر کعبه برداشته شود،چه می ماند الا اینکه شما بر همدگر احترام میکنید...

*******

و چه مانده است ازما

بجز تفاخر و توهین...

قلبم کمکم این همه بی مبالاتی و خودخواهی بیمار میگردد...




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ توسط عقیق

 

یا حبیب

این روزها در افکارم با خود بیگانه ام

با خودم که سرگشتگیی را می جست از جنس عاشقی

ان خودی که در دنیا غرق نا باوری عظمت است و از نفحات انس با تو مدهوش میشد حتی اگر نسیمش  از دور دستها می وزید...گفتی اگر عذابم بخواهی کسی مانع نیست و اگر خیرم را نیز... سرگردان انم که عمری نام تو بر لبانشان بود و ان "تو" تو نیستی؛کسی از جنس "من" را به جای تو نشاندند و سجده اش می کنند............!

چنینم مخواه دلارام

ادرکنی یا عشق




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸ توسط عقیق

یا ضامن

 


 

 

بنددلم را دخیل حلقه زلف عنبرینت کردم...

کبوتری بال شکسته...

و آستانی پر کرامت...

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ توسط عقیق

یا حنان

کسی چینی بند  زن سراغ نداره؟

دل شکسته ای داریم...

ای صاحب دلم!

رحمی...

بوی پاییز نوید جدایی برگ از شاخه را میده...

فکر میکنی طاقت جدایی از شاخه رو دارم؟

 بخدا نمیدونم......

اب شوینده ... اشک رونده...شوره زار دلم...  گونه های نمک سود... اما چرا کویر دل احیا نمیشود؟؟؟




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page