بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا متمم

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست     برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

زمین تبعید گاه ادمی شد اما بعد از قرنها هنوز ادمی عبرت از هبوط خود نگرفته تا چاره کار بیابد و طلب نجات کند.

تا نجات مطلوبت  نباشید،منجی را نخواهی یافت!

 

سررشته جان به جام بگذار     کاین رشته از او نظام دارد




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۸ توسط عقیق

یا قریب

فلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشق     ببست گردن صبرم به ریسمان فراق




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸ توسط عقیق

یاحنان

باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور     با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم

میلاد ابر مرد تاریخ علی علیه السلام، حقیقت انسان ،یگانه دروان بر شیغیان مبارک


میلاد ابن الرضا بر ساحت مبارک حضرت ابا الحسن علی ابن موسی الرضا و بر شیعیان راستین مبارک.

مفهوم پیروزی

پیروزی و شکست در جهاد اسلامی به زیاد و کمی لشکر نیست؛این دین خدا ست و او پیروزش گردانید وسپاه اوست که آماده اش ساخت و یاریش فرمود، و تا بدانجا که می بایست رسید و شکوفا شد؛و ما چشم به راه پیروزی الهی هستیم که وعده داده است ، خداوند به وعده خود وفا کند و سپاهش را یاری دهد.

جایگاه فرماندهی سپاه،جایگاه رشتهء دردانه هاست که محور تجمّع و هماهنگی نیروهاست.اگر رشته گسیخته شود،موجب تفرقه وشکست گردد و دیگر این جمع میسّر نباشد.

تازیان گرچه امروز اندکند ولی به  پشتبانی اسلام نیرومندند و بسیار ،عزّت انان به همدلی و هماهنگی است.

تو محور باش و  چون قطب اسیا و جنگجویان عرب را فرماندهی نما و مرکزیّت را نگه دار و دیگران را برای داغی تنور جنگ بفرست،زیرا اگر تو از مرکز خلافت دور شوی،رشتهء ارتباطات با سراسر بلاد عرب قطع شود و موجبات پیمان شکنی و توطئه فراهم اید و کار بدانجا کشد که نگهداری مرکز و حفظ کیان اسلام مهمتر از پیروزی در جنگ به حساب اید.

بی تردید اگر پارسیان فردا تو را بینند،گویند این ریشه تازایان است !!! اگر ان را قطع کنید از جنگ اسوده شوید. انگاه ازارشان بر شما شّدت یابد و بر نابودیتان طمع کنند.اما انچه درباره حرکت دشمن برای جنگ با مسلمانان گفتی،بدان که خدای سبحان از این کار انها بیش از تو خشنود است و او بر دگرگون ساختن انچه نمی پسندد تواناتر است. اما درباره انبوهی سپاهشان، بدان که ما در زمان پیامبر به پشتوانه انبوهی لشکر نمی جنگیدیم !

بلکه پشت گرمیمان به یاری و کمک الهی بود.

"کلام ١۴۶ از نهج البلاغه امیر موءمنان علی (ع)"

(خطاب به عمربن خطّاب، انگاه که با امام درباره حضور خود در جنگ با ایرانیان رایزنی می کرد)

===============

یا ابن الحسن روحی فداک

متی ترانا و نراک؟

بوی کوچ می اید اقا جان با زدلم می لرزد... این کوچ های کوچک چنینم می کند؛اگر دستم را نگیری در کوچ نهایی چه کنم؟

همهء اتکاء و پشتوانه ام رضایت حضرت دوست است... دلم را رهسپار اسمانش میکنم که دل اگر به اسمان رسد اسیر ریسمان دنیا نمی شود

ادرکنی یا عشق.

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸ توسط عقیق

یا حبیب


ای دوست بسوی دوست بگشای دری

صاحب نظرا...

فتح الباب یادت خنکای رودیست که گوارا وزلال از میان کوهسار می گذرد و جا ن تشنه گان را ارامش میبخشد.

طراوت یاد تو بر تمامی وجودم سیطره دارد و مرا از زندان دنیا بدر برده کوچکیها را محو و نابود میسازد.

از پی قیودات و اعرابهای نابجا در جملات زندگی ؛تفسیر شرح اکنون ها دشوار میگردد. باز بر سر حرفی و کلمه ای ،دیوار فاصله با تو کشیده میشود...

کاش بدانم

هیچ حرفی بهتر از تو گفتن نیست

و هیچ زمانی بهتر از با تو سپری کردن نیست

و هیچ انتظاری جان فرسا تر و شیرین تر از منتظر ناجی تو بودن نیست!

ادرکنی یا ابا صالح

ادرکنی یا عشق

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند     ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند





نوشته شده در تاريخ جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page