بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا شفیق

دلارام

شب نادیدنت طولانیست ، یلدایی ست پر مخاطره و دهشت بار...

می شود ندید در تاریکی و دز ظلمت دل فرو رفت،خاموش شد  و شمع امید را نیز بر نیافروخت...

می شود دید؛ ستارگان بی شمار و حکمت های درخشان تو را، راههای اسمان را که نورانیست و کهکشان امید را که می درخشد و دل می برد و می خواندم...

اسمان دیار دور فلسفه ای محض در حکمت انچه می شد و می بود ، بود؛  عرفان اشتیاق میان بر رسیدن را در پیش نهاد و یکباره سکوی پرتاب گردید؛ این پرش با تحیر و گیجی و چرایی توام گشت اما تسلیم ،سکوت را بر هر چرا یی نهاد و انتظار اغاز شد........ و انتظاری که زخم های پی در پی بدنبال دارد حرمانی جان فرسا...

بدنبال یلدای حکمت تو بر فراز ستارگانی که از دیدنشان محرومم سیر میکنم و میدانم نزد زندانی اسمان همان قدر است که از دریچه سلولش می بیند ولی اسمانی نمی بینم که تصورم را محدود کرده و بینایی ام را ضعیف کند...

دلم صد پاره  همچو انار دانه دانه و هر دانه , تسبیح هزار دانه ی حمد  شبانه گردیده ؛اینجا اسمان دلم در شب دیجور فراقت ستاره باران است و من در میانه کهکشان اشتیاق یافتنت غوطه ورم...

و همچنان مبهوت

به اسمانت خیره

و منتظر گشایش دریچه ای بسوی ...

دلارام

گوشه زلف دلم را به گوشه قبایت گره زدم
ببر مرا
همچو باد که میوزد و می پیچد در میان گیسوی یلدای بی پایان عشق تو...

چشمانم می گریند و لبانم می خندد

من تو را نمی بینم و تو مرا میبینی و همین مرا ارام میکند...

  هنوز نمیدانند عاشقی سخت است! سخت تر از فراق...

عقیق-یلدای ٨٧

--------

@ %*%میلاد مسیح مهربان ، حضرت عیسی ابن مریم  علیه االسلام بر مهدویون مبارک:*%@%

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧ توسط عقیق

بسم النور

«السلام علیک یا امیرالمومنین، السلام علیک یا حبیب الله، السلام علیک یا صفوة الله، السلام علیک یا ولی الله، السلام علیک یا اباالحسن و الحسین، ‌السلام علیک یا عمود الدین، السلام علیک یا سید الوصین .

بیاییم و به حق شیعه باشیم و دست بیعت بسوی مولا و سرورمان مهدی موعود دراز کنیم. چرا که بیعتی همانند بیعت سلمان، ‌ابوذر،‌ مقداد و مالک نیاز است که تا پای جان در کنار مولاعلی (ع) ماندند ؛ بمانیم.

نکند بیعت با علی را فراموش کنیم و به اصحاب سقیفه بپیوندیم!!!

نکند بیعتمان همانند طلحه و زبیر به طمع حکمرانی بر جایی باشد!!!

خطبه غدیر  دارای درسها و نکات ظریفی است ؛ درسی است که پیامبر از ان زمان تا اخر زمان برای ما به ودیعه گذارده. در ادامه مطالب در صورت تمایل میتوانید مطالعه بفرمایید

---------------------------------------------------------------

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم     بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره کنم

 

ادای حق نمک !

چه کنم نمکدان بلور بود!!!

چشم بپوشیدنم از هر غیر ...

کجاست انجا که تو نیستی ؟

  به هر جا چشم میدوزم جز تو نمی بینم !!!

در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست     می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش

این صاحب یوم الفتح و ناشر رایة الهدی ؟

کجاست اویی که فتح و پیروزی نهایی از اوست و پرچم هدایت را بر فراز خواستگاه انسانی مستقر میسازد؟

-------------------------

*صدای جرس می اید...

بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان     با این گدا حکایت آن پادشا بگو

 غدیر هم امد تو نیامیدی... باز هم صبر.......

------------------------

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٢ آذر ۱۳۸٧ توسط عقیق
   ...


یا علیم

«اسلام دین محکم خداوند است،راه مستقیم ان را با مدار بپیمایید»

« امام محمد باقر علیه السلام»

«شهادت حضرت باقر العلوم محمد ابن علی ابن الحسین بر شیعیان راستین تسلیت باد»

مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما     کان جا هزار نافه مشکین به نیم جو

این الشموس الطالعه؟

کجایند خورشید های تابان؟

اسمان عقل اگر ابری نباشد،خورشید معرقت بر زمین وجودی می تابدو دانه های فصیلت میرویندو  بستر خاکی وجود سر سبز و پر بار میگردد.

اگر هزاران سال بر سنگی باران ببارد و خورشید بتاید هیچ از ان نمی روید.

نه درختی تنومند و خار و خس...

ابرهای منیت و خود پسندی را بادهای فروتنی کنار میزند و خورشید بر زمین مستعد وجود میتابد و گلستانی میروید...

خدایا زمین وجودم را با اسمان ابی عقل میزین کن تا همیشه بدانم تو هموارهستی و زوال نداری...

------------------------------------------------------------------------------------------

9 ذی الحجه یکروز از چله موسی (ع) باقی مانده یکروز مانده تا حلقوم نفس را ببرد و قدم بر وادی ایمن بگذارد...

اینجا بر روی زمین مکانی  نقطه پرگار عشق و بخشش است . مکانی که حتم درام دلارام من در این روز همانجاست  و از تصور حضورش بر خود میلرزم ... عرفات

در اینجا ایه های خداپرستی را حبیب خدا حسین تلاوت کرد و راه مدارا با دشمن را نپیمود و ظغیانی در اقیانوس هستی افکند که تا ابد این بحر خروشان با لبیک عشق به اسمان پیوند می خورد...

نقظه اغاز نبود که در احد الست بذرش در عمق شناخت و اگاهی کاشته شد, تا در این سرزمین, معرفت و شعور در کشتزار  عقل از دل عرفه بروید . عشق باغبان شقایق های سرخ رو تا ابد بر خود ببالد که حسین از دامان عرفات مقدم بودن یک امر الهی را بر دیگر امر الهی ,که ظلم ستیزی و پاسخ به ندای مظلوم بود را بنیان نهاد. 

معبود بی همتا هر سال این عشق بازی حسین علیه السلام را با بانگ لبیک بر مومنین یاد اور می شود...

ای خفته گان عرفات سرزمین دل شماست که باید «اعرف» را با زبان عمل بگوید تا به من عرفه نفس,عرفه ربه برسد و انگاه دیگر سایه ای نخواهی داشت تا با ان بگویی«من»...

پران تر از پرنده ,شیدا تر از شراره های اشتیاق... این بنده توست با پشتی خمیده از بار گناه... یاریم کن این بار سنگین را از شانه های ضعیفم دور کنم و سبکبال با لبی خندان از مهر بی کرانت بسویت با سر بیایم...

الهی دست بسته خود را تسلیم تو میکنم و اقرا بر ناتوانی هایم و گردنکشی هایم می نمایم .من اسیر قهر تو نیستم که اسیر مهر تو ام, اسیر تمامی الرحم الراحمین ی تو, اسیر حب تو که اشد حبا لله است. الهی گر برانی باز گردم و گر بسوزانی خاکسترم هم عشق تو را بر گوش باد می خواند...هرچه نیک است از تو ساطع میگرددو هرچه سنگ شر بر سرم می خورد ز دست خود, می خورم.

عید ثبوت بندگی؛انجا که حلقوم طمع نفس بر خاک عبودیت بریده شد و صله ها ی اسمانی بر عبد مخلص فرود امد مبارک.

 عید قربان بر همگی مبارک

           

        




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا الرحم الرحمین

تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی     گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش 

این قاصم شوکـة المعتدین؟

می بینی چه گونه دنیا  از دست این آدمیزاد یک لا قبای خود پرست در میرود؟

متعدیان به حقوق بشر,متعدیان به ساحت مقدس انسان ,متعدیان به شرف و شرافت خالق و مخلوق...

در ١١۴ سوره مبارک قران مجید خداوند می فرماید:بسم الله الرحمن الرحیم « بنام خداوند بخشنده مهربان» !

سوره مبارکه توبه با بسم الله ندارد و در سوره مبارکه نمل ٢بار ایه شریفه تکرار می گردد. خداوند در سوره های دیگر نیزاین دو صفت عظیم «رحمان و رحیم» بودن خود را بارها و بارهابه رخ انسان میکشدو کمتر از صفات و اسماء کوبنده  و در هم شکننده استفاده میکند .میدانی یعنی چه؟

یعنی اینکه بیش از هر صفتی باید بخشنده و مهربان باشی !!!

 این انسان چه کرده که دچار غضب الهی گردیده؟؟؟

دلارام

روزی میرسد که همه در خفا و اشکار تو را می خوانند...

«این قاصم شوکة المعتدین»

دست خدا بالای همه دستهاست

و خداست خیر الماکرین...

نازنین

به حرمت لیلای من... نظری...!

می خوانمت و میدانم انقدر باید دنبالت بدوم تا از نفَس ِ نفس بیفتم...

باورش سخت است و یا شاید برای حجم کوچک من دشوار است. اما همین است که باید!

دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست      از لب خود به شفاخانه تریاک انداز

-------------------------------------------

شهادت دردانه حضرت ابالحسن،جواد الائمه بر پدر بزرگوارشان و شیعیان ایشان تسلیت باد.

 -----------------------------------------------------------------------------

دوشنبه:

به ظلمتی که کنون چون شولای ارامش بر سرم اویخته ای، به شب قسم...

در ظل و جودت انچنان هیچم می خواهی که فریادم را نیز از یادم میبری،چه رسد به کلامی که در دلم می جوشید...

تنها دلم می خواست باری دیگر بیایم،بیایم وانچه نگفتم بگویم و انچه ندیدم ببینم.... شاید دیدم و چشمانم بسته بود...شاید به زبانی دیگر گفتم و نمیدانم!

 معشوق من نزدیکتر از انی است که مینماید... اما دیدنش چشم نمی خواهد! دل می خواهد دلی خالص و صاف...

دلتنگی مرا بشوی با بارانی از رحمت...

یک چله تا کوچ کبوتر تشنه لب بسوی عرش عشق مانده،

 قرار بود بیاید و دستی بر پرواز کبوتر بگشاید !

 پرستویم نیامد !

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر     خرمن سوختگان را همه گو باد ببر

-----------------------------------------------------------------------

۴شنبه:

 دلارام ،دلم هواز پرواز دارد مثل همهان ها که هر دم دورت میگردند و قربان صدقه ات میروند.

صبحی چشمم به اسمان افتاد نتوانستم قربان صدقه ات نروم.

تصدقت رحمی به این دل ریش واشفته ی  من کن!




نوشته شده در تاريخ جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا حبیب


تا     راه     قـلـندری     نـپویی    نـشود  
رخـساره   بـخون   دل   نشویی   نشود  
سودا  چه  پزی  تا که چو دلسوختـگان  
آزاد    بـه    ترک   خود   نـگویی   نـشود  

قطعاً برترین مردم نزد خدا کسی است که «حق گرایی» و « حق گزاری» را ،گرچه موجب کاستی و اندوه او گردد، از باطل، ولو موقعیت او را بالا برد و برایش سود اورد ،محبوب تر دارد!

چرا به سر نوشتتان نمی اندیشید؟!

اخر شما را به کجا می برند؟!

ببینید تاریکی شبه از کجا بر شما فرو افتاده است؟!

فرازی از خطبه ۱۲۵ نهج البلاغه

---------------------------------------------------------------------

سلام برقامت رضایت،سلام برقامت اطاعت،سلام بر چشمانت که اندوه عالم را میبیند،سلام بر قلبت که دردهای عالم را می خرد،سلام بر  قامت استوار همت،سلام بر استقامتت و سلام بر پیکره منتظر، تجسم نظر منتظر...

سلام بر تو که چوبهای عالم را بت نکردی،سلام بر تو که دردهایت را عَلم نکردی،

سلام بر تو که دنیای بی رحم نتوانست در چاله هایش دست نیازیت را بسوی انسان دراز کند...

------------------------------------

۲شنبه:

دحو الارض

الهی امروز سرزمین وجود مرا تحت عنایت و شعاع دایره برکات کعبه جان، قلب عالم امکان، سرمه چشمان دلداران مهدی موعود گسترده و در میانه انوار خورشید کمالش دانه جان مر ا برویان و سرسبزی عشق را عطایم کن. امین




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page