بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا طبیب من لا طیب له

خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای     دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی

این السبیل بعد السبیل؛این الخیرة بعد الخیرة؟ این الشموس الطالعه؟

کجاست راه حق بعد از یکدیگر ؟

کجایند نیکان عالم بعد از نیکان ؟کجایند خورشید های فروزان؟

پاییز رسید رنگ عبرت برگهای الوانش چشمهای پویا را خیره کرد؛ چه رنگارنگند پند های روزگار ما و چه پر خطر و فراز نشیبند راهها...

پس از این عبرتها پند گیرید، و از این نشیب و فراز بهوش آیید،و از بیم دهندگان سود برید.

کجایند رهبران نور که راه حق را بر مانمایان میکردند و ما همچنان مسخ شده بدنبال وسوسه دنیا راه می پیمودیم و می پیماییم...

کجایند صالحان و خیر خواهان که به خود نمی اندیشیدند و تنها به رستگاری نوع بشر کمر همت بسته بودند؟

کجایند خورشید های فروزان حب خداوندی...؟

امام صادق می فرمایند:

هل الدین الا الحب؟

ایا دین بغییر از محبت است؟

این را حبّی ، راهیست که اخرش پاداش را تو میگیری، و بال پرواز را تو میابی ،زیرا خداوند که  در اعلا مقام است ما به خاک چسبیدگانیم...

دلتنگم

بوی پاییز در مشام شهر پیچیده و خنکای ان دلم را میلرزاند...روزهای دوست داشتنی پاییز مرا به پیله تفکر و خاطرات زیبایم میبرد،خاطراتی که می تواند تلخ باشد می تواند شیرین !اما مگر نه این است که زندگی به دست ماست و ما ان را به رفتارها و کردار خود نقش میزنیم...! ،شاید در بهاری دیگر پروانه وار سر از معبد دلم بر اورم...

 مگذران روز سلامت به ملامت حافظ     چه توقع ز جهان گذران می‌داری

؛بندگان خدا،شما را به خدا خود را از هر کس عزیز تر  و گرامی تربدانید و اپایید.

خداوند راه حق را بر شما آشکار ساخته و مسیرهای آن را روشن نموده است،و این شما هستید که باید انتخاب کنید: یا شقاوت همیشگی و یا سعادت جاودانه را.

پس در گذرِ روزگار برای روزهای ماندنی توشه برگیرید،که شما را بر تهیه زاد رهنمون گشته و بر کوچ کردن دستو ر دادهاست تا خیمه و خرگاه بر کنید و به راه افتید.

و شما کاروانی را مانید ایستاده که نمی داند فرمان حرکت کی رسد!؛

...فرازی از خطبه ۱۵۶ نهج البلاغه امیر المو منین علی عالی اعلا (ع)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستی گفت خیلی پرتی! حد اقل از کسایی که بهت رای دادن تشکر کن!

باید ایراد را پذیرفت!

از تمامی دوستانی که به وبلاک عقیق در انتخاب صد وبلاگ برتر بانوان رای دادند بی نهایت سپاسگزارم. عذر تقصیر بنده را بپذیرید این روزها بقول همان دوست شدیدا از قافیه پرتم و شاید همیشه در این باب ها پرت بودم . لطفتان را سپاس.

عقیق

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا ستار

زاد راه حرم وصل نداریم مگر     به گدایی ز در میکده زادی طلبیم

این طامس آثار الزیع و الاهوء؛ این قاطع حبایل الکذب و الافتراء ؟

کجاست محو  کننده اثار کج دلی و هوا پرستی؟

کجاست برنده رشته های دورغ و تهمت؟

مولای من

ردپای الودگی و هوی و هوسهای گذشتهء مان , بر گوشه گوشهء زندگیمان جای مانده!

بیا و با محو کردن انها نگرانی هایمان را برطرف کن...

--------------------------------------

والاترین منطق من این است!

تنها کسانی آزادی و زندگی را بدست اورده اند که آن را هر روز به شیوه ای تازه تجربه کرده اند؛

پس ای سرنوشت چه دور و نادیدنی است ریشه های تو و پنهان از نیروی درک و فهم من..

و تو ای انسان در قضاوت تامل کن چرا که ما در عالمی نزدیک به  آخرت به سر میبریم؛

ما از برترین و جودها بر خاسته ایم و در اسمان پدیدار شده ایم که نور خالص است!

نور فهم و درک عشق؛ عشق به خوبی حقیقی ,پر زشادی ؛برتر از انچه قلب ما توان باور ان را داشته باشد!

اه چه ضعیف و بی اثرند واژه ها که توان بیان عقیده ام را داشته باشند.

 ":دانته:"

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند     موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

 

نگار من

مرا دریاب...

----------------

 ملتمس دعایی !

؛؛میدانی ما گاه خود دعاییم اما فراموش میکنیم! بگو می شنود چون او تنها سمیع  و شنواست؛؛




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا اظهرالجمیل

خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش     تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی

کلبرگ دستانتان در باغستان دعا ،معطر از شمیم خوش بخشش و نعمات الهی.

اومدم بگم عید زیباتون مبارک

بگم خدایی زیبنده خداست

بگم تکبر ویژه خداست پس تکبر ممنوع !

بگم با یاد خدا کبر را درخود بشکنید...

بگم دلم تنگ روزهایی است که هر دمش هزار برابر بود...

لحظه های مثبت!

لحظه های منفی نه ، اخه خودش میفرماید خوبی را ده برابر پاداش میدهم ولی بدی را به اندازه خودش تا به شما ستم نکرده باشم!

حالا!

کدام کفه سنگین تر شد؟

مثبت یا منفی؟

ادرکنی یا عشق

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا نعم الوکیل

صوف برکش ز سر و باده صافی درکش     سیم درباز و به زر سیمبری در بر گیر

سال  نو مبارک ؛

سالی که فرمود:

سلام هی حتی مطلع الفجر!

براستی این چه فجریست که از ان یاد شده و تا ان فجر بر شما و ما سلام تحیت عرضه میکنند؟!!!

سال شرعی ما از شب قدر اغاز میشود.

 چند روزی از ان گذشته !

عطای الهی رمز این راه است

چقدر حکمت د راین روزها و شبها نهاده شده

دستهای پر از زاد و توشه  مفتاح دلهای شکسته و خسته...اول راهیم سفر در این سال بخیر...

جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد     که جان زنده دلان سوخت در بیابانش

-------------------------------------------------------

پاره تن دین بدرد امده

بسم الله الرحمن الرحیم

*و ارسل علیهم طیرا ابا بیل*ترمیمهم بحجارة من سجیل*

مولای من

دستان پرستو های ابابیل چشمان خائنان به انسانیت را نشانه رفته است . اینجا تکلیف سخت نمایان است. و تنها دستان یاری گر توست که با سپاه فرمنبردار خود بر دل سیاهی شتافته ؛ اشیانه پرستو ها را از چنگ زاغیان کور دل برهانی.

چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت     به هواداری آن سرو خرامان بروم

پیکره دین بدردامده ؛زبانش اهی میکشد؛دستانش قلب زخمی را میفشرد:چشمهایش میگریند و پاهایش برای نجات سوی نور میدودو فریاد میکند:

این المعد لقطع دابر الظلمة؟ این المنتظر لاقامة الامت و العوج؟ این المرتجی لاازالة الجور و العدوان؟این قاصم شوکة المعتدین؟ این هادم الابنیة الشرک و النفاق؟این مبید اهل فسوق و العصیان و الطغیان؟

کجاست انکه اماده شد برای ریشه کن کردن ستمگران؟کجاست انکه چشم براهش هستند برای راست کردن نا درستیها و کجیها؟کجاست ان مایه امید برای از بین بردن ستم و تجاوز؟

کجاست در هم شکننده شوکت زورگویان؟کجایت ویران کننده بناهای شرک و دورویی؟ کجاست نابود کننده اهل فسق و گناه و طفیان؟

بیا تا با تو در معراج از مکه به مسجد القصی دیگر باره پیکره بنیان مرصوص ستمگران دون را را بلرزه در اوریم.

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو     دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page