بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

یا حبیب

ای نسیم سحر ارامگه یار کجاست   منزل ان مه عاشق کش عیار کجاست

میلاد صاحب زمان,بقیـۀ الله الاعظم حضرت حجت ابن الحسن العسگری مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف بر تمامی خلایق دوران و عصر مبارک.

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن                     یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن

حک شد به روی بال قنوت نمازمان                این خواهش قدیمی آقا ظهور کن

باز امد ان طلیعه عرشی ,ان صبح سفید که خورشید جمالت عشق بر اسمان فطرت دل جلوه گری کند.

در کتاب مکیال المکارم، در بخش چهارم کتاب، جمال و زیبایی حضرت مهدی(عج) را به عنوان یکی از ویژگی‏ها و خصایص آن حضرت که مایه لزوم دعا برای ایشان است، شمرده شده و می‏نویسد:

بدان که مولای ما حضرت صاحب‏الزمان(عج) زیباترین و خوش صورت‏ترین مردم است؛ زیرا که شبیه‏ترین مردم به پیغمبر اکرم‏(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‏باشد.

از بررسی روایات و مطالعه حکایات نیک‏بختانی که توفیق زیارت آن امام را یافته‏اند نیز برمی‏آید که قامت و رخسار نازنین امام ‏عصر(علیه‌السلام) در کمال زیبایی و اعتدال بوده و جزء جزء سیمای مبارکش دل‏ربا و خیره‏کننده است .

قیامت قامت و قامت قیامت                                قیامت کرده‏ای ای سرو قامت

مؤذن‌ گر ببیند قامتت را                                        به قد قامت بماند تا قیامت

آری، همین قامت رعنا و رخسار دل‏ربا بوده است که موجب شده هزاران عاشق دل‏سوخته هر صبح و شام با زاری و التماس از خدای خود بخواهند که:

أَللَّهُمّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَ الغُرَّةَ الحَمیدَةَ وَاکحَلْ ناظِری بِنَظَرَةٍ مِنّی إلَیْهِ؛ خداوندا! آن چهره زیبا و جمال دل‏آرا را به من بنمای و دیدگان مرا با یک نگاه به او روشن ساز.

آن حضرت، افزون بر همه زیبایی‏های ظاهری، جامع همه کمالات روحی و سجایای اخلاقی نیز هست و همین امر نیز موجب شده که ایشان از نظر خلق و خو نیز شبیه‏ترین مردم به پیامبر گرامی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) باشد. 

«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة؛

هر کس بمیرد و امام زمان‏اش را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است.»

 

غیبتی درحضور  را درصورت تمایل در ادامه مطالب مطاله بفرمایید.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٥ امرداد ۱۳۸٧ توسط عقیق

 

یا شکیب

دل صنوبریم همچو بید لرزان است     ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

قلم تنها رفیق این دوران رنج و سختی ست, اگر همه از توییم و بسویت روان پس خودیتی با توست !

از روز الست که ما را روانه دنیا کردی, با رویکرد به تو ,با رویکرد به اصل ,با رویکرد به خویشتنی ناشناس که هر دم مرا فرا می خواند و در مقابل ,بیگانه ای نیز بانگ غفلت می زند.

این من همواره مابین این خویشتن و بیگانه در تلاطم است. می گویند" خودی" هرگز تو را رها نمی کند و بیگانه تنها زمانی تو را می طلبد که منفعتی برایش باشد. اما اینجا نکته ایست !

این بیگانه گمراهی من برایش نفعی ندارد ! الا شعله ور شدن شعله های نافرمانیش,  نابودی او بعد از شش هزار سال عبادت!

چرا؟

من که اگر تمام ثانیه های عمرم را عبادت کنم که نکرده ام, می شود مثلا دست اخر شصت سال !این شصت کجا و شش هزار ! 

چرا بیگانه اینگونه مرا به غفلت می خواند ؟

چرا" نفخت من روحی" بود؟

چرا این" من " خاکی برای ؛ تو ؛ارزشمند و دردانه است؟

چرا این چنین در دایره ای ما بین غفلت و هوشیاری می تابم ؟

و پیوسته در هر وسوسه ای، ان چشمان نگاهبانت مرا بسوی شهد محبتت می کشد...

اینجا رازی در هر نفحه از دم جاوید توست!

این دوری و حرمان زتو ز میکده و می ز خود مرا در رنجی افکنده که پیوسته جانم را می سوزد و قلبم را می گدازد...

بیا ,

بیا به خویشتنم بخوان

بیا ,

بیا مرا به خود به ان خم ارغوانی به شهد شیرین برسان "یا صاحب الزمان" که تو از هر خویشتن , خودی تری.............................

 

پیوسته مرا بخوان ای خویشتن ای اصل و ریشه من ای "خدا"

ادرکنی یا عشق!

...

۱شنبه

این دلتنگی های بیشمار،گره هایی است بر دست و پا...

...

۳شنبه

ماه شعبان،ماه پر برکت و با فضیلتی است،انگا رخداوند در این ما ریسمانهای متعددی را از اسمان به زمین فرو فرستاده تا اهلش با ان ریسمان های متین سرکی به اسمان بکشند و  حبیب ما از بندگانش دلربایی بکند.

امشب شب میلاد دردانه حسین علیه السلام است. اشبه الناس به رسول مکرم...

میلاد شیر بیشه عشق علی اکبر حسین(ع) بر تمام جوانان برومند و عشاق ال الله این مرز و بوم مبارک...

دلم میخواست از فرزند برومند ابا عبدالله بنویسم. اما برایم تداعی فردی میشود و چون خود ایشان فرمودند: با یاد اوری ما به یاد خود نیفتید بلکه با یاد اوری اهل خود به یاد ما باشید،هیچ نمیگویم و

تو را دلبندم میسپارم به در دانه حسین َع و میدانم که دستت را میگیرد................الوعده وفا یا علی اکبر حسین (ع)...

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۸ امرداد ۱۳۸٧ توسط عقیق

شد منهزم از کمال عزت     آن را که جلال حیرت آمد

 

میلاد مظهر ایثار و شجاعت حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)

و اسوه وفا حضرت ابوالفضل العباس (ع) و سید الساجدین(ع) بر محبان و شیعیان ال الله مبارک

 

 

باب لطفش را خدا بر عالم امکان گشود

جبرئیل آمد به سوى خانه زهرا فرود

گوییا بهر نبى دارد ز سوى حق پیام

اى حسین اى شهریار ملک دین و سرورى

 




نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧ توسط عقیق
   راه...


 

یا رقیب

ای که طبیب خسته‌ای روی زبان من ببین     کاین دم و دود سینه‌ام بار دل است بر زبان

مرا آن کن که پیوسته نگاهم بجای دیدن منع و عطایت

بدنبال آن دو چشم نگاهبانت باشد.

الهی ان من انتهج بک لمستنیر (مناجات شعبانیه)

ارام دل

هر که با تو راه صعب زندگی را طی کرد پیوسته در شعاع نور تو قرار گرفته و  نور میگیرد...

با تو پاکی ها شکل و معنا دارد..

با تو کدورت پلشتی رخت می بندد...

با نور چشم میبیند...

با نور ره پیداست...

با نور حیات امتداد دارد...

با نور زندگی حقیقتی محض است !

و راهی طولانی  و پر نشیب و فرازدر پیش ،منزلگاه های  سهمگین و ...

اما راه ،

 توشه می خواهد ...

برای گذر از این معبر سخت در پرتو حضور تو ،توشه می باید گرانبها باشد...

بی توشه ام...

دستم بگیر...

ادرکنی یا عشق

یا محبوب

نه انتظار ما طوری است که آنها پهلوی ما بیایند ، و نه حرکت ما جوری است که ما به آن طرف برویم و آنها را ببینیم . اگر براستی منتظری ، چرا لاغر و خانه نشین نشده ای؟ به محض اینکه حقیقتا منتظر بشوی او رسیده است. آیا خوب است که آدم این قدر بی رگ باشد؟ یک دوستت یک ساعت دیر از سفر بیاید این همه تقلا میکنی. اگر انتظار داری آثارش کو؟ اگر انتظار داری باید غم دنیا برود ، حتی اگر خود امام هم دیر آمد با او دعوا نکنی و هی نگوی العجل . البته طلب تعجیل ظهور ، برای افراد مبتدی خوب است ، ولی بالاتر از آن هم هست. ... (مرحوم دولابی)




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا حبیب الله

بعثت حضرت رسول مکرم حبیب الله، محمد مصطفی بر حجت حق بقیةالله الاعظم ومسلمانان عالم مبارک

 

 

به نام نامی حبیب

ای نسیم سحر ارامگه یا رکجاست

منزل ان مه عاشق کش عیار کجاست

 

جام بلورین جان را باید از چشمه ای پاک و زلال پر ساخت .

ابی گوارا ،می ناب ،شرابی طهور پاک !

این جام بلور تشنه قدری مستیست !

ان می بی بدیل که جان را به سماع حضور در ظهوری بی نقص و خالی از پیرایه بیاورد...

این دانه را  سبز ی باید...رشد و شکوفایی شایسته دانه جان است... در زمینی غنی ...

انگاه میوه ای گوارا و ثمری نیکو خواهد داد...

این جام بلور و این دانه ء جان شایسته  نیکو ترین است.

گیاه از خاکستر نمی روید و مرداب جام بلور را کدر نا زیبا میکند.

جام جانتان را با زلال گوارای یاد خدا  پر سازید و

بذر جانتان را در مزرعه عشق الهی بکارید تا انسان را بار دهد....

ما خدا آلودگانیم...................

جام  تشنه دلم تنها به شراب رخ روی تو ای همه خوبی سیراب می گردد...

ادرکنی یا عشق.

..........................................................

یاموسی ابن جعفر ادرکنی

امان از زندانی که دیواری و حائلی بر وجود مبارکتان نداشت ودشمن می پنداشت می تواند بارقهء نور الهی را محسور کند.




نوشته شده در تاريخ جمعه ٤ امرداد ۱۳۸٧ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page