بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

بسم الله الجمیل

ز کوی یار می​آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیافروزی


یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

در استانه سال جدید و اخرین جمعه انتظار، برای تمامی هم وطنانم ارزوی سلامتی و بهروزی دارم.

"سال نو بر همگان مبارک"

مولا ی من

تو ان محول الحالی که به یک نگاه احوال دل را زیر و زبر کرده  زلیخای گم کرده راه را خانه دوست نشان میدهی.

یوسف بی بدیل

گر ز مهرت شیفته و ز عطر حضورت شیدا شدیم ،همه از کمان ابروییست که سایبان چشمان  کهکشان پیمای توست...




نوشته شده در تاريخ جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا محول

لا حول و لا قوة الا بالله

ستاره ای بدرخشید ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس مونس شد

میلاد خجسته حضرت ختمی مرتبت پیامبر خاتم بر عموم مسلمین مبارک.

میلاد مبارک حضرت صادق ال محمد(ص) بنیان گذار تشیع علوی بر تمامی فرهیختگان مسلمان مبارک

موضوعی مرتبا ذهنم را می ازارد و ان هم برخورد برخی افراد با ایرانی بودن و مسلمانی ماست که نمی توانند رابطه خوبی با قومیت و ملیت ما و دیانت ما برقرار کنند و ان هم ناشی از تبلغات سو، برخی از افراد با گرایش های سیاسی و اقوامی است.

خداوند عالم ما بندگان متمرد و بعضا نادان را خوب میشناسد که اوست خالق پس خالق مخلوقش را خوب میشناسد و ارزیابی میکند.

مهم نیست که رسول ما از چه قومی بود که میبینیم ان قوم در زمانه خود جاهل ترین بودند. اما پیامبر خدا تنها برای یک قوم برانگیخته نشد.

سخنان بسیاری در این مورد بر دلم مانده که اینجا نمیتوانم بیان کنم زیرا صبر و حوصله بسیاری می طلبد.

نکته ای هست در مورد خاندان رسالت؛علت عشق ایرانی ها به این خاندان نورانی به چند دلیل است.نسل امامان معصوم بعد از حضرت سید الشهدا و از نسل حضرت سجاد ع با خون ایرایی امیخته شده و در زمان حضرت صادق ع بوسیله حمیده خاتون که بانوی فرهیخته ایرانی بودند و مادر حضرت موسی ابن جعفر این امر محکم تر گردید. علت حضور امام زادگان هم همین دوستی و مودت و اعتماد انان با ایرانیان بوده است.

یکی از موارد گرایش ایرانیان به دین اسلام روح بلند و حق نگر ایرانی است. ایرانی همواره بدنبال نور و ازادی بوده از این رو به اسلام گرایش یافته کما اینکه میبینیم اعراب با اینکه اسلام از خاک انها برخاسته هموراه در گمراهی بسر میبرند.(بعضی هاشون)

مهر و لظف و کرامات حضرت ختمی مرتبت را ایرانی ها درک کرده اند و این افتخاریست که ایرانی هموراه در حال تعالیست.

بگفته شهید مطهری:

مساله گسترش سریع اسلام ، یکى از مسائل مهم تاریخى جهان است که درباره علل آن بحث و گفتگو مى شود . اسلام از آن جهت که از سرزمین خودش خارج شد و افقهاى دیگرى را گشود مانند مسیحیت ؛ چرا که اسلام در جزیرة العرب ظهور کرد و امروز ما مى بینیم که در آسیا ، آفریقا ، اروپا ، آمریکا و در میان نژادهاى مختلف دنیا پیروانى دارد . ولى اسلام از نظرگسترش ، خصوصیتى ویژه دارد که همان سرعت گسترش آن است . اسلام چه در سرزمین عربستان و چه در خارج عربستان ، چه در آسیا ، چه در آفریقا و چه در جاهاى دیگر فوق العاده سریع پیشروى کرده است . . .

لامارتین - شاعر معروف فرانسوى - مى گوید : اگر سه چیز را در نظر بگیریم ، احدى به پای پیامبر اسلام نمیرسد: یکى فقدان وسائل مادى ، دیگری سرعت پیشرفت یا همان عامل زمان و سوم بزرگى هدف . مردى ظهور می کند و دعوتى را ارائه می دهد ؛ در حالى که هیچ قدرت و نیرویی ندارد و حتى نزدیکترین افراد و خویشاوندان خودش با او به دشمنى بر مى خیزند . او تنها ظهور مى کند و هیچ همکار و همراهی ندارد . اما دعوت او از خودش شروع میشود و تدریجاافراد دیگر ایمان میآورند و به او می پیوندند ولی با وجود چه سختیها و مشقتهائی . . .  ! اگر اهمیت هدف او را با وجود فقدان وسائل مادی به همراه  سرعتى که به آن هدف رسیده است در نظربگیریم ، پیامبر اسلام به گفته لامارتین در دنیا شبیه ونظیری ندارد . .

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.

=================================

اشک آلوده ما گر چه روان است ولی     به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم

زمانه جاریست ؛ اگر محدودیت هایی برایش قایل می شویم برای تداو م نظم و برنامه ریزی طول عمر انسان است وگرنه بهار تابستان میرود پاییز وزمستان میاید و باز می گذرد . برخی از نقاط این کره خاکی همیشه تابستان است و بعضی تابستانی کم دوام و  گاهی زمستانی طولانی و.... ؛ما از معدود سرزمین ها هستیم که از ۴ فصل سال بهرمندیم و این خود گنجینه عبرتیست که می باید از ان بهره ببریم.

گاه گرم الطافیم و تابستانی و گاه در زمهریر احساس و فقدان هر گونه محبت و نوع دوستی... گاه به برگ ریزان غم انگیز تنهایی دچار شده و گاه انچنان جوانه میزنیم و غرق شکوفه محبت می شویم که نگو...........!

قرابت "من" با طبیعت چیست؟

روزها ی اخر هرسال دفتر سالم را ورق میزنم؛ دفتر ٨٧ چگونه بود؟

نمره اش چند است؟

...

صبر و شکیب را بیشتر اموختم و یاد گرفتم از خدا نباید طلب کار بود و دلیل هر نیک بختی و یا بر عکس را باید در عملکرد های خود جستجو کنم.

یاد گرفتم خوشبختی یعنی رضایت در هر شرایطی...

یاد گرفتم که انتظار انی نیست که می پنداریم!

یاد گرفتم که خدا برای ما بجز خیر نمی خواهد و بدی و نا گواری در حیطه و سیطره حکومتش جای ندارد و هرکه خود را شهر وند شهر خدا بداند و بخواهد خدایی عمل کند قطعا سرافراز و اسوده  خواهد بود.

یاد گرفتم سرافرازی  بی درد سر نیست!

برای یافتن و بدست اوردن عسل باید نیش زنبور را تحمل کرد...

این روزها درخت سیب خسته اما امیدوار در سایه دیوار بلند شکوفه داده ؛

امیدواری درخت سیب دلم را می لرزاند.....

حکمتهای زندگی همان شکوفه های درخت کوچک سیب خانه ی ماست... اگر چه سیبی در کار نخواهد بود اما درخت همیشه امیدوار است سیبی بر شاخه خود ببیند ولو اینکه دیوار بلند خورشید را از اودریغ کرده باشد...


 دلم برای کودکان زمانه ام می سوزد کم کم برای دیدار شکوفه باید فرسنگها راه بیرون از شهر گز کنند و   اگر انجا هم شهری نشده باشد، بدیدار شکوفه ها نایل ایند !!!

جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد     زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی

برای همگی سالی نیکو را با تلاش و لبخند ارزومندم.

=======================

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ     چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ توسط عقیق

یاشاهد

الی متی اوحارفیک یا مولای!!

خجسته سالروز امامت و ولایت حضرت صاحب الامر مهدی موعود( عج )

بر انانی که حقیقت وجود خورشید را مطلبند مبارک باد.


غروبی برای طلوع،طلوعی بدیع و دور از انتظار برای مومنی که همواره انتظاری تلخ را برای دیداری شیرین تحمل کرده و همواره به دنبال کشف حقیقت وجود خود و شناسایی چرایی امدنش است. منتظری که برای دیدار خورشید باید که چشمانش را بسوی تاریکی های وجودش ببندد و تاریکی ها را بزداید.

الهی یاریم کن که از ظلمت خویش رهایی یابم تا حقیقت نور را درک کرده و رستگار شوم. امین

آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد     یاران چه چاره سازم با این دل رمیده

----------------------------------------------------------------------------------------------

حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل     دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم

شهادت یازدهمین حجت ولایت حضرت امام حسن عسکری (ع)

برساحت مقدس حضرت صاحب الاامر و مسلمین تسلیت باد.

 

 

روایاتی  از حضرت عسگری علیه السلام "ادامه مطلب"



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا ظاهر و یا باطن!

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست   

  حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست

حقیقت را همه جا با واقعیت هم معنی میدانند در حالیکه حقیقت نزد حق است او از ان اگاهی دارد و  ما را به حقیقت راهی نیست الا به تزکیه و سلوک و  نفس کشی انهم با اذن الهی،

و اما واقعیت انی است که من و ما انرا به ظهور میرسانیم و در سیر روزانه ما بر اثر اعمال ما واقع میشود...

حقیقت همیشه شیرین و گواراست  زیرا انچه از حضرت حق بر می اید همه نیکی و خوبی است.

واقعیت گاه شیرین است و گاه تلخ زیرا ثمره افعال انسانی است یا با مدد الهی یا وبا وسوسه شیطانی...

دلبندم

اگر سعی کنی واقع  بین باشی و واقعیت خود را بپذیری و اشتباهات را جبران و فضایلت را افزون کنی، رشد خواهی یافت و روزی بر اثر تلاش و ممارست حجاب جهل از پیش چشمانت کنا رخواهد رفت و حق را در خواهی یافت البته ان هم به انداره ظرف وجودیت و در سایه ولایت کامله "علی ابن ابی طالب" پذیرش ولایت ائمه، تکمیل توحید است...

اقا جانم

یاریم کن تا انچه می گویم  را اول خود عمل کنم تا شرمسار روز عاقبت نشوم.

ادرکنی یا ابا صالح

ادرکنی یا عشق.

آشنایان ره عشق در این بحر عمیق  

   غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

حلول ماه ربیع الاول بهار معرفت را به پیشگاه مقدس حضرت صاحب الامر و تمامی سروران گرامی تبریک وتهنیت عرض مینمایم.

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧ توسط عقیق

 

رحلت جانسوز رسول مکرم حضرت محمدابن عبدالله (ص)

وشهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی (ع)

و شهادت حضرت سلطان ابا الحسن علی ابن موسی الرضا(ع) بر حمیع مسلمانان تسلیت باد.

رازی که پیامبر در گوش علی گفت را نمیدانم چه بود که از همان دم که روح ملکوتی پیامبر به اسمان پر کشید ،غربت مرتضی علی (ع) اغاز شد. به گمانم رسول مکرم ذکر یا علی میگفت وبر ٢٨ صفر دیگر و عاشورا میگرید...

»وگر نه این ست که به شکیبایی امر فرمودی و از بی تابی نهی نمودی؛ اشک دیده را با گریستن بر تو به پایان میرساندم و درد همچنان بی درمان می ماند...«

نهج البلاغه؛خطبه ٢٢۶

----------------------------------

زندگی سراسر افتخار امام مجتبی(علیه‌السلام) جلوه‏های زیبا و پرشکوهی داشت. او در روز پانزدهم رمضان سال سوم هجری پا به عرصه وجود گذاشت.

هفت‏سال در دامن پرفیض رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از چشمه‏های زلال نبوت بهره برد. وحی الهی فکر و اندیشه او را شکل داد و اعماق جانش را جهت‏بهره دهی به اسلام و مسلمانان آماده ساخت. سپس سی‏سال حوادث تلخ و شیرین بعد از رحلت پیامبر وی را از تجربه‏های گران بهره‏مند ساخت. در سال چهلم هجرت، هدایت کشتی اسلام، در سخت‏ترین موقعیت، به عهده او گذاشته شد. آن امام معصوم(علیه‌السلام) با کمترین آسیب و تلفات امت اسلامی را رهبری کرد، توطئه‏های بزرگ و خطرناک بنی‏امیه را نقش بر آب ساخت، مانع نابودی اسلام و برنامه‏های حیات بخش آن شد و پیش بینی پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را تحقق بخشید.

بر خورد زیبای امام حسن(علیه‌السلام) در قصه صلح افتخار بزرگی در تاریخ اسلامی بر جای گذاشت. نویسندگان و تحلیل گران بسیاری به آن پرداخته و ابعاد گوناگون آن را بررسی کرده‏اند. گروهی همانند شیخ راضی آل یاسین(ره) کتابی در 374 صفحه تدوین کرده، آن را «صلح الحسن‏» نامیده‏اند و جمعی نیز در صفحات بیشتر یا کمتر به ترسیم تلاشهای این سرور جوانان بهشت پرداختند.

ادرکنی یا حسن ابن علی علیه السلام


یا فتاح!

در بگشا   کامده خامی دگر           پیشکشی کن دو سه جامی دگر

هین که رسیدم به نزدیک ده        هم ره ما شو دو سه   گامی دگر

هین هله چونی تو ز راه دراز         هر قدمی   غصه   و    دامی دگر

بگذاشتیم!

              غم تو نگذاشت مرا...

معبود در هفت حجاب پنهان شد!

اما

من او را در درون یافتم!

ثبات یافتنت

گذاردن خود در حجاب فراموشیست!

             ادرکنی یا عشق!

 

 

آخرین جلسه تعلیم پیامبر(ص) در ادامه مطلب:



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page