بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

 یا ناهی
چه به میخانه چه محراب حرامم باشد ...........گر بجز عشق توام هست تمنای دگر

نازنین بی همتای
ای کاش مرا بخود مگذاری
کاش چشم زمن بر نگیری
دستان توست ره گشادی من...
پلَه پلّه  این رخوت بیهوده را می شمارم ،چشمهای سرگردان چشمخانه نور می طلبد و به هجاهای زندگی مبهم زمین می نگرد. هر روز کوچه،صبح گاه و خیابان ،مقصدی کوتاه و بازگشت و همچنان چو اسب عصاری سرگردان حول و حوش یک محور تکراری، باد می وزد و دمی زلف خیال را می تکاند و نوایی را تداعی می کند... من هستم... سکوت هم ره به جایی نبُرد، نه حتی فریادی؛دوباره در همان بن بست با دیوارهای بلند در تله خویش افتاده و همتی باید و تدبیری که از این دیوار بلند  راهی بیافرینم و یا از ان بالا رفته از دلم خودم بگریزم. این هم آزردگی را چگونه باید تاب آورد ! سر را به کدام دیوار باید کوبید ، دیدن این هم فاجعه ریز و درشت...  در گوشم می پیچد و باز دوام می آورم...سخت سخت... «اِملِک نَفسِک»

ندانمت بزمین یا در آســـــــمان جویم
چگونه ره به تو یابم کجا نشـان جویم
 
تو بهتر از مه و خورشید و برتر از فلکی
تو را چگونه در این تیره خاکدان جویم

میان باغ چو پــــــــــروانه هر گلی بویم
ببوی آنکه گلی چون تو زان میان جویم

سراغ کـــــــوی تو را از فرشتگان گیرم
نشان راه تو در راه کهکشــــــان جویم

تو را ز خندهء شــــــــــــادی فزای بهار
تو را ز حالت حزن آور خــــــــــزان جویم

من آن نیم که بهر دلبـــــــری سپارم دل
از آن تست دلم، چون تو دلستــان جویم

ادرکنی یا ع ش ق.




نوشته شده در تاريخ جمعه ۳٠ فروردین ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا رحمان
قراری بسته‌ام با می فروشان     که روز غم بجز ساغر نگیرم
...
شیخ جعفر شوشتری(ره) تازه از نجف بازگشته بود؛نزدیک  شمس العماره تهران با عده ای میگذشت،
لات چاقو کشی او را موعظه کرد:
گفت:شیخ من همینم که هستم،ایا تو هم همانی که هستی؟
شیخ فغانی کرد گریست!
نکند من آنی نباشم که می نمایم!
انسان  باید درون برونش یکی باشد و این من برون با من درونم همنشین و همراه گردد. گاه دوئیتی در درون اوست که خود بی خبر است زیرا با خود خو گرفته و تنها خداوند می تواند در شناخت او را یاری کند.
تبارک الله احسن الخالقین
انسان خلقت پیچیده و ناشناخته ای دارد که اگر چه روانشناسان و جامعه شناسان اهل فن اشل ها و الگو هایی را بر ای شناخت معرفی کرده اند و همه را در همان چهارچوب های ناقص می سنجند، اما این موجود عظیم را تنها صاحبش رب العظیم می شناسد.
طیف های وسیع شخصیت انسان را نمی توانیم با ذهن بسته و الگو های نامناست خود شناخته و قضاوت کنیم...
پیوسته از یار مدد می جویم...
توکلت علی حی الذی لا یموت.
******


سحرگه ره روی در سرزمینی     همی‌گفت این معما با قرینی
روزی دیگر شیخ جعفر با جمعی در گذر نشسته بود؛باربری بار الاغش را خالی کرد،الاغ گوشهایش را بر حسب عادت تکان داد!
شیخ به اطرافیان گفت:
فهمیدید این الاغ به من چه پیامی داد؟ الاغ گفت : من بارم را به منزل رسانیدم،آیا تو نیر بارت را به منزل مقصود رسانیدی؟!!


*****

کوله بارم  پر ز ندانم ها و غفلت است...
ادرکنی یا عشق.

املک نفسک

.............................................



عرش به برکت میلاد جهان افروز امام حسن عسکری (ع) بزم شادی گستراند. تولد او موعودی را بشارت‌دهنده است که ظهورش، سپیده دمی است به سوی روشنایی و مرهمی بر تمامی رنج‌ها و مقصد تمام رفتن‌ها و رسیدن‌ها.
میلاد مبارکش بر شیعیان مبارک.
عاشقا، مســــــتانگى از سر بگیر
ساقى از ره مى‏رسد ساغر بگیر
مـرغ دل را از قفس آزاد کـــــــــن
با پرستوهاى عاشـــــــــق پر بگیر
پر بزن تا کوىِ یارِ مَــــــــــــــــه لقا
جا به بامِ خانه دلبــــــــــــــــــر بگیر
گرچو من بشکسته بالى غم مخور
با ولاى یــــــــــــــــــــار بال و پر بگیر
شیعه مى‏نازد به نام عــــــــــسگرى
یا اباالمـــــــــــــــــهدى امام عسگرى
...............................................................

 


 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۳ فروردین ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا غفار
نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار     خودپسندی جان من برهان نادانی بود



خداوند از شما ادای شکرش را خواسته و فرمانش را برایتان به میراث نهاده و شما را مهلت داده است تا در میدان بزرگ مسابقه به ربودن جایزه سبقت گیرید.
پس اینک به پا خیزید و عزمتان را جزم کنید و کمر هاتان را محکم ببندید و از شکمبارگی و رفاه زدگی وارهید و اندکی به خودسازی روی آورید.بدانید که سورچرانی با جدیّت و قاطعیَت سازگار نیست.

ای بسا خواب نوشین که تصمیم های متین را باطل کند؛
و تاریکی های خود فراموشی که بلند همَتی ها را در خود فرو پوشد.
خطبه ۲۱۱ نهج البلاغه


نازنین
اینک  در اقیانوس بی کران مجهولات غرقم ...
چشمه جوشان رحمانیت تو در بیابان وجودم جاریست...
آسمان کرامتت را هیچ گاه ابرهای سیاه تکدر نمی پوشاند...
دانه ای در طلب باران رحمتت به انتظاری عمیق دچار گردیده...


ادرکنی یا عشق

ادرکنی با ابا صالح

در هر طرف که ز خیل حوادث کمین‌گهیست     زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٦ فروردین ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا الله
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد     حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

هدف کیست؟ چیست؟
انبوهی می ایند
انبوهی می روند
پاهایی که می رود ، چشمانی که بر روی صورت ها  سر می خورد...
پاهایم
پاهایم لخ لخ می روند انگار...
کمی خودم را جمع و جور میکنم و سعی می کنم پاهایم محکم و با وقار بدنبال هم بروند...
اینجا ۱۰۵۵ سال است که پابرجاست...
دل رمیده ام ای جان...
امدم به طمع یک جوانه...
.....*****.....

گاه  قد قامت است جانان من
...دیدار یار قربتاً الی الله
...الله و اکبر
...ای بهار دلم بهار می خواهد
از زمستان امده ام
زمستان خوابیم هنوز گریبان گیر است
دیوارهای عرور را بشکن
از تاریکی مرا بخوان
دلم را به سپیدی بخوان
به مشعر وجود
تشنه ام
زمزم کجاست؟

لبیک ای شکوفه سیب....عطرت را بسپار به آفتاب
 لبیک ای شاخه بید...مجنونی را تقسر کن!
لبیک ای جوانه سبز درخت نارون...رویش را بیاموز !

تو بی نیازی و من نیاز مند
یکتای من
تو تنها تو هستی فقط تو
 تو همه را کفایت می کنی


 سلام یار بی همتا
سبحان الله...
سبحان الله...
مرا به میهمانی ابرها ببر...از این زمین به ان آسمان
بپذیر این هیچ را...
السلام علیک  ای نور سبز در دامنه ...
سلام بر دلهای شکوفه صفت
سلام بر خیل عاشقان
و نوشتن تنها بهانه ایست

سلامُ قولا من رب الرحیم...

ادرکنی یا عشق.
*****
۳شنبه ۱۳/۱
غم این خفته چند...


نوشته شده در تاريخ جمعه ٩ فروردین ۱۳۸٧ توسط عقیق

یا جلیل و یا جمیل

بسم الله الرحمن الرحیم

اتی امرُالله فلا تستعجلون،سبحانه و تعالی عما یشرکون(۱) ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاءُ من عباده ان انذر وا انهُ لا اله الا انا فاتقون(۲) سوره مبارکه نحل)

بنام خداوند بخشنده مهربان،فرمان خدا بزودی فرا میرسد پس تقاضای تعجیل آن مکنید،خدای یکتا متعالی و منزه از شرکِ مشرکان است(۱)خدا فرشتگان و روح را به امر خود بر هر که از بندگانش بخواهد میفرستد تا او خلق را اندرز داده و از عقوبت شر بخدا بترساند و بشما بندگان بفهماند که عالم را خدایی جز من نیست و تنها از من و عِقابِ من بترسید(۲)

****
امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند     گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الحوال
حول حالنا الی احسن الحال
سال نو بر همهء هموطنان  مبارک
*****
السّلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام
اولین غنچه جمعه    برشاخهء ۱۱۷۰دم  در بدنه شجره طیبه  ولایتت شکوفا شد...
جمعه ای که شکوفایی اش با بهار جان همراه گردیده ،جمعه ای در دامان عطر آگین ربیع  ،بهاری دگر گونه را بشارت میدهد...
مولای من...
از هزاران تموز سوزان جفا که دلهای خشک بیابان زده آفرید،گذشتی،
از هزاران خزان آرزوی بی قراران که عطش دیدرات را بر نتابیدند و به تیغ جفای روزگار جاوید شدند ،گذشتی
از هزاران یخ بندان منطق بشری که زمستان، تدبیرشان را منجمد ساخت گذشتی،

عطش دیدارت دل زمین را چاک چاک و یخبندان مداوم جوانه ها را بر سر شاخه انتظار سوزاند،ابر های تکدر نباریدند و خورشید در غبار دوستی دنیا کم رنگ گردید ؛
روزگار ز دست بشر به تنگ آمده  و تاولهای زمین متورم و چرکین گردیده....
تنها گه گاه نسیمی وزید و عطر اب را به یاد تشنگان آورد...چشمه های جوشان بی قرار فورانند تا در دل زمین جاری گردیده و رویای دانه های تشنه لب غنوده در دل خاک را که سالهاست در خواب کهف بسر می برند را سیراب کرده نا سرحد رویش یاری دهند.


*****

 خجسته میلاد فخر کائنات حضرت ختمی مرتبت محّمد مصطفی (ص) و میلاد حضرت امام جعفرصادق (ع) مبارک باد.

«اِنَّ اللهَ وَ ملائکَتَهُ یُصَلُّونَ على النّبىَّ یا ایّها الّذین آمنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلَّمُوا تسلیماً»

امام صادق ‏علیه السلام نقل مى‏کند که روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله از امیرالمؤمنین ‏علیه‎السلام پرسیدند: آیا نمى‏خواهى مژده‏اى به تو بدهم؟ آن حضرت جواب داد: چرا، پدر و مادرم فداى تو که همیشه مژده ‏دهنده به همه خیرها هستى. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: چند لحظه پیش جبرئیل ‏علیه السلام چیز عجیبى به من گفت: امیرالمؤمنین‏ علیه السلام پرسید: چه گفت: اى رسول خدا! 

پیامبر صلى الله علیه و آله جواب دادند: جبرئیل ‏علیه‌السلام به من گفت: اگر شخصى بر من صلوات بفرستد و پس از آن بر اهل‌بیت من نیز صلوات فرستد، درهاى آسمان براى او گشوده شده و فرشتگان هفتاد صلوات براى او مى‏فرستند و این عمل باعث ریختن گناهان مى‏شود. آنگاه همانگونه که برگ از درخت مى‏ریزد، گناهان نیز از او مى‏ریزند و خداوند متعال مى‏فرماید: خواسته تو را اجابت نمودم و کامروا و سعادتمند هستى. آنگاه خطاب به فرشتگان مى‏فرماید: فرشتگانم! شما هفتاد صلوات بر او مى‏فرستید و من هفتصد صلوات. پیامبر اضافه کرد: اما هنگامى که بر من صلوات مى‏فرستد، پس از آن بر اهل‏بیتم صلوات نفرستد، بین آن صلوات و آسمان، هفتاد حجاب است

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢ فروردین ۱۳۸٧ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page