بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"
   عيد...


عيد سعيد قربان بر توحيديان حق پرست مبارك.


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

***********************

شنبه شب ۱/۱۰

بعد از یلدای انتظارت...

انبوه افکارم چون رشته ای بی سرو ته

در اقیانوس تدبیرت

بر فراز کشتی حمکتت

 تلو تلو می خورد

نمیدانم

بدنبال حکمت سفره ای هستم که پهن کرده ای... یا رب الارباب...

سرمنزل فراغت نتوان زدست دادن

ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد

***************************

میلاد مهدی یار،حضرت عیسی ابن مریم بر مهدی باوران  و دوست دارانش مبارک.

حضرت عیسی (ع) فرمودند:

يا عَبيدَ السُّوءِ! تَلومونَ النّاسَ عَلَى الظَّنِّ ولاتَلومونَ أنفُسَكُم عَلَى اليَقين .

تحف‏ العقول ، ص 501

اى بندگانِ بد! مردم را با بدگمانى سرزنش مى‏كنيد و خويشتن را با يقين [به عيبِ خود ]سرزنش نمى‏كنيد؟

***********************************************************

اين حــــکايت ها که از طـــوفان کنند

پيش چشمم کمتر است از قطره ای

زندگی مراحل مختلف و پیچیدهای را در طول و عرض خودش طی میکند،در هر مرحله ظرفیت و قابلیت ها متفاوت هستند.هر گاه از از دورانی گذر میکنیم ندانسته و نا خواسته مصالح و لوازم دوران قبل رو در انبان خاطره بایگانی میکنیم و شاید فراموش و گاه با تلنگری تمامی ان روزها در منظر نظر ما رنگ میگیرد.....




نوشته شده در تاريخ جمعه ۳٠ آذر ۱۳۸٦ توسط عقیق

یا جمیل

طمع به قند وصال تو حد ما نبود

حوالتم به لب لعل همچو شکر کن

ماه من

تو نشانه ای،

درخشنده و صبور،فرمنبردار و مامور، آرام دلبسته

دلبسته قادر و مطیع  و خاشع

گاه هستی نمی نمایی و گاه میدرخشی و جلوه میفروشی و دوباره رخ در نقاب پنهان میکنی...

تو آغاز را می اموزی و کمال را و زوال...

ابتدا محو و انتها محو.....!

درسها می اموزی، تا کجاست دیده خردمند !

تو سببی نه مسبب  ،تو جلوه یار بر دل بیداری و چراغ راه بر مشتاق....

با تو حرفها دارم که خواهم گفت.....

ادرکنی یا اباصالح

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

بارون که میاد و هوا می گیره...

اي مهربان تر از برگ در بوسه هاي باران
بيداري ستاره در چشم جويباران
 آيينه ي نگاهت پيوند صبح و ساحل
 لبخندگاه گاهت صبح ستاره باران
 بازا كه در هوايت خاموشي جنونم
فرياد ها برانگيخت از سنگ كوه ساران
اي جويبار جاري ! زين سايه برگ مگريز
كاين گونه فرصت از كف دادند بي شماران
گفتي : به روزگاران مهري نشسته گفتم
بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران
بيگانگي ز حد رفت اي آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان سرخيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
 ديوار زندگي را زين گونه يادگاران
 وين نغمه ي محبت بعد از من و تو ماند
 تا در زمانه باقي ست آواز باد و باران

///////////

من عرفه نفسه،عرفه ربه...

رسید موسم اثبات بندگی

فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ ؛ آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه‎پذیر مهربان است.

طبق روایت امام صادق علیه السلام، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:

ـ چرا گریه می‎كنی ای آدم؟

ـ چگونه می‎توانم گریه نكنم در حالی كه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.

ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوی او باز گرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل به هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك؛ خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می‎گویم .

لا الهَ الاّ اَنْتْ ؛ جز تو خدایی نیست .

عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی ؛ كار بد كردم و به خود ظلم نمودم .

وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی؛ به گناه خود اعتراف می‎كنم، مرا ببخش .

اِنَّكَ اَنْتَ الغَفور الرّحیمْ؛ تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی .

آدم (ع) تا به هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می‎ریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت ... .

 

فرازی از دعای عرفه از سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله:

 خداى من! چشمى كه تو را بر خود نگهبان و مراقب نبیند، كور و فرو بسته باد و بنده‏اى كه از متاع محبت تو بى‎بهره باشد، سرمایه باخته و ورشكسته باد .

خداوندا! اجازه فرما تا دمى چند در برابرت به زانو در افتم و قطراتى از اقیانوس جان، نثار بارگاهت نمایم.  خیال دورى راه تا درگاه جمالت ‏خسته و فرسوده‏ام كرده است:

از گل آدم شنیدم بوى تو                                                   راه‏ها پیموده‏ام تا كوى تو

خدایا! موجوداتى كه در هستى خود نیازمند تو هستند، چگونه مى‏توانند راهنماى من به سوى تو باشند؟

پروردگارا! آیا حقیقتى غیر از تو آن روشنایى را دارد كه بتواند تو را بر من آشكار سازد؟ كى از نظر غایب و پنهان بوده‏اى كه نیازمند راهنمایى به سوى خود باشى و چه وقت از من دور بوده‏اى تا نمودهاى جهان مرا به تو برساند؟

همه عالم به نور توست پیدا                                     كجا گردى تو از عالم هویدا؟

خدایا! روشنایى جمال و جلالت در جهان هستى آشكارتر از هر چیز است و وجود تو خفا و پوشیدگى ندارد تا چراغى سر راه بگیرم و بارگاه ربوبى تو را جست و جو نمایم و یا دلیلى را راهنماى خود به سوى تو قرار دهم؛ چون فروزنده چراغ تو و سازنده دلیل و راهنما، تویى .

:::::::::::::::::

 دعاهای حضرت امام سجاد علیه السلام در روز عرفه است كه:

خدایا! مرا شاكر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان .

خدایا! در همه كارها عاقبت ما را به خیر كن و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگهدار .

خدایا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوا عزیز كن و به عافیت زیبایی ده .

خدایا! از زوال نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی و همه چیزهایی كه مایه ناخشنودی توست به تو پناه می‌برم .

خدایا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوس‎های بد و مرض‎های بد به تو پناه می‌برم .

خدایا! سحرخیزی را بر امت من مبارك ساز .

خدایا! تو را به غیب دانی و قدرتی كه بر آفرینش داری سوگند می‌دهم تا موقعی كه زندگی را برای من بهتر می‌دانی مرا زنده نگهدار و موقعی كه مرگ را برای من بهتر می‌دانی مرا بمیران .

خدایا! چنان كه خلقت مرا نیك كردی سیرتم را نیز نیك كن .

خدایا! هر كس عهده‌دار كار امت من شد و بر آنها سخت گرفت، بر او سخت ‌گیر و هر كس عهده‌دار كار امت من شد و با آن‌ها مدارا كرد با او مدارا كن .

خداوندا! یك لحظه مرا به خودم واگذار مكن و چیزهای خوبی كه به من بخشیده‌ای، از من باز مگیر.

درودهای پربركت و پاكیزه و فزاینده‌ای كه صبح‌گاهان و شامگاهان در رسند،

و درود فرست بر ایشان و بر ارواح‌شان،

و كارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،

و احوالشان را به سامان‌ آر،

و ما را به رحمت خود در جایگاه امن و امان در كنار ایشان قرار ده،

ای مهربان‎ترین مهربانان.

التماس دعا.

تدبیر در مضامین دعای عرفه مهمتر از قرائت آن است

بخوانید.

..............

عید سعید قربان مبارک




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۳ آذر ۱۳۸٦ توسط عقیق

یا منان و یا مستعان

سحرگه ره روی در سرزمينی     همی‌گفت اين معما با قرينی

سلام

ملالی هست همیشه در نبود تو!

اینجاست که پای دلم سُر می خورد...

عشق بی یار میسر نشود،

                                       یار کجاست؟

نازنین

 یار هست و ما نیــــــــــــــســـــــــــــــــتــــــــــــــیــــــــــــــــــــم

آسمان می گرید از نبود ما

 می گرید بر مولود دیروز !

راه دیدارت در پشت مَه تردید پنهان است...

کاش اینجا هنوز طهران بود! کاش...

پراکنده میگویم

از بس یادت هواسم را چون بادبادکی به این سو و  آن سو  می برد...

امروز هم نخواهی آمد.

باقی بقایت...

 درون‌ها تيره شد باشد که از غيب     چراغی برکند خلوت نشينی

ادرکنی یا عشق

ادرکنی یاابن الحسن!

////////////////////////////////////

۱شنبه۱۸/۹

چند سالی بود که از فرط بی لیاقتی شرمم می امد بگویم دلم برایت تنگ است؛اما امسال بد جوری دلم هوایت را کرده دوباره بیایم بگویم :

السلام علیک یا خدا

و بعد بخندم و بگویم گدای مسکین چه دارد بر در خانه ارباب،از هیچ هیچ ناید... امان از بی لیاقتی...

////////////////////////////////

۳شنبه

این روزها اگر بتوانی در شهر بی بهانه کار و زندگی بچرخی،

به طواف دلها نایل خواهی شد...

این روزها دست در گردن احساس قلاب می کنم...

یک دل سیر باهم می گرییم...

نگران نشو،کودک احساسم را خوب تربیت کرده ام

 شرمش می آید کودکی کند

بیچاره احساسم...

تا عکست را میبینم دلم بهانه برف میگیرد...

لباس گرم بپوش تا سردت نشود!!

*     *       *     *

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٦ آذر ۱۳۸٦ توسط عقیق
   گريز !


یا حنان

گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ

به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد

در نظرت مجسم کن حالتی را که تو از خدا رویگردانی و او به تو رو کند؛

و او تو را در دریای عفوش خواند و در امواج بخشش و بزرگواری فرو برد ،

ولی تو باز روی برتابی و به خانهء دیگری روی کنی !

پس چه بلند مرتبه و بزرگوار است آن قدرتمند والا که در برابر ناتوانی فروتنی کند!

چقدر بر نا فرمانی او گستاخی در حالی که زیر چتر امنیت و حفاظت او آرمیده ای و در گسترهء بخشندگی و کرامت او متنعمی،

 پس بزرگواری او نعمتهایش را از تو نگیرد و پوشش حفاظتی خود را از تو بر ندارد بلکه سایه لطفش را یک چشم بر هم زدن هم از تو نگیرد،

از نعمتهای جدیدش بر تو فرود آرد و همواره گناهت را پوشاند و بلا ها را از تو بگرداند.

پس گمانت چیست به او اگر فرمانبرداریش کنی؟

(نهج البلاغه /خطبه ۲۱۴ )

«الی متی احارو فیک یا مولای»

«متی ترانا و نراک»

تابه کی سرگردانت باشم؟

کی باشد که تو را ببینم و مرا ببینی؟

....

Whenever you see darkness, there is extraordinary opportunity for the light to burn brighter.

هنگامیکه تاریکی را میبینی

در انجا فرصت شگفت آوری برای نور است که تابنده تر بدرخشد.


،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

۵شنبه ۱۴/۹

چه گریزانند تمامی اشیاء

هیچ جاذبه ای برای دریافتشان نیست

همه در یک حس مشترک

ابری و بارانیند...

دوبار گریبانم را حسی غریب گرفته

حسی که هر جمعه بر پایت قطعه قطعه اش میکنم

هوا ابر نیست اما خورشید من غایب است...

بتاب و جان سرد را ز زمهریر جهل دور کن...

الهی بر کلامم قوتی ده تا راهی در میان این بیغوله بیابد

...........






نوشته شده در تاريخ جمعه ٩ آذر ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page