بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

خرم آن لاله که عطرش همه جا را پر کرد
رحمته واسعه اش ملک خدا را پر کرد
بسم رب الحسین

میلاد سرور و سالار عالمیان حضرت حسین (ع)

میلاد یل یکه تاز صحنه عاشقی اباالفضل علمدار(ع)

میلاد سید الساجدین علی ابن الحسین (ع)

بر جمیع آزادگان مبارک

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جريان حقّ و باطل به موازات هم پيش‏رفته و كره خاك هيچ‏گاه از مصاف اين دو جريان خالى نبوده است. پيروان هر يك از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرايان آينده بوده‏اند و حق گرايان آينده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعيت باطل‏پيشه‏گان و دور افتادگان از صراط مستقيم نيز بر همين منوال بوده است.

در اين ميان ارتباط حجتهاى الهى در تداوم ‏بخشيدن به مسير صحيح هدايت و سعادت بشر بسيار عميق‏تر و محكم‏تر بوده است؛ چرا كه هر نبىّ و ولىّ الهى با در نظر گرفتن شرايط عصرى كه در آن به سر مى‏برد راه انبيا و اولياى الهى پيش از خود را تداوم مى‏بخشد. به عبارت ديگر همه انبيا و اولياى الهى چراغهاى نورانى هدايتند؛ منتهى هر كدام متناسب با شرايط زمانى و مكانى خود به نور افشانى مى‏پردازند.

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما     آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

عباس – جان عالمي به فدايش- افزون بر حسن دل آراي صورت، به لطف حيرت افزاي سيرت نيز آراسته است.او –روحي فداه- اگر قهرمان نامي دوران و مرد مرد افکن ميدان کربلاست، يکه تاز ميدان سلوک و زينت بخش محراب عبادت نيز هست

۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵

سالار قلوب

عشق را مهر تایید زدی و دغلان را رسوا نمودی . عشق با تو ابرو گرفت و سیراب شد. یا حسین.

نامت را نوشتم بوی مشک  آمد ،قدم بر ویرانه دلم نها آبادم کن

...

 ۵۵۵۵۵۵۵۵

أينَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِكَربَلا

نيست در شهر نگاری که دل ما ببرد     بختم ار يار شود رختم از اين جا ببرد

آدمي جامه خلقت که مي پوشيد، پشت پنجره انتظار، لطف بي منت معبود را مي نگريست که نياز مبهم او به خداگونه انسان هاي زميني را براي هميشه زمان برآورد.

خالق، گل وي را که مي سرشت خود، نهال اين نياز را در نهاد وي نهاد.

حق داشت انسان که با تحقق اين طلب و نياز اينگونه دست افشاني کند؛ چه، اينان -رسول و آلش- نه تنها نواميس الهي اند که کمالاتش را به تجلي مي نشستند.

نيز حق داشت خدا که در خلقتشان بر ملائک چنين فخر فروشد و از سر کبريايي و اقتدار، بانگ "فتبارک الله احسن الخالقين" سر دهد.




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٦ امرداد ۱۳۸٦ توسط عقیق

اقراء بسم ربک الذی خلق

بعثت پیامبر عظیم الشان،پیامبر رحمت مبارک

پيامبر اکرم صلي ‌الله عليه و آله فرمودند:

«اي ابوذر! اگر تمام مردم به اين آيه عمل مي‌کردند بر همه کفايت مي‌کرد:

و مَن يَتَّق‌اللهَ يَجعل لهُ مَخرجاً و يَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِب؛ هر کس از خدا بترسد خدا براي او گشايشي قرار مي‌دهد و از راهي که گمان ندارد به او روزي مي‌بخشد، و هر کس بر خدا توکل کند و کارهاي خود را به او واگذار نمايد از جهت کفايت مهمّات او را بس خواهد بود به درستي که خدا امور خود را به وجه کامل به انجام مي‌رساند و براي هر چيز بر طبق مصلحت، اندازه معيّن فرموده است.»

یا مقلب

تا فضل و عقل بينی بی‌معرفت نشينی     يک نکته‌ات بگويم خود را مبين که رستی

«یا باب الحوائح یا موسی ابن جعفر»

نازنین

صبح امد و لیل اذا یغشی در نهار اذا تجلی غرق شد؛ این پرده برون افتاد آن یکی در پرده ای دیگر پیجیده شد؛ تا گاهی نزدیک که باز آن شبق مشکین فام بر این حریر سپید غالب آید، بار دیگر در فاصله ای بسیار کوتاه بر فکرت ما آزمونی دیگر عرضه دارد.

قسم به تاریکی به وهم به ادراک پنهان و به روموز این گستره، قسم به نور و قتی سینه جهل مرا می شکافد ! چندیدن روز شب گذرانیدم و چقدر باور کردیم که در هر شبانه روز دست کم دوبار از چزاغ چشمک زن عبور کردیم و اخطار ها را نشنیدیم که هیچ حتی ندیدیم !!!

فاصله ما بین شب و روز درون من چقدر است؟ هیچ نیندیشیده بودم ! هزاران روز شب را بدون توجه گذراندیم و دریغ از جرعه ای معرفت که در یابیم هر لحظه از گذر گاه خدا می گذریم بدون توجه به چراغ های راه نما !!!

آی من !

هنوز منی؟

»افسوس«

این حریر صبح شیدایی را جار میزند واین شب مرا که نمیدانم غفلت بود یا معرفت به روزی پیوند میدهد که بگوید بیدارت کرده ام ! بیدار میشوی ؟

آی صبح، چندین بار تو را دیده ام ؟ یادم نمی آید ! کاش این صبح هرگز در من، شب غفلتم نگردد.

والصبح اذا تنفس..

زیبای من

صدای باله های ملايک در پرنیان صبح در میان گلبرگ بیداری است که خورشید را به عرش دلم راه میدهد :و تنفس مرغان تسبح گوی را به شماره می اندازد... تشنه ام... شبنم معرفت بر شاخسار بنده گیست و مستوری بر تارک تاک عشق ! شهد در کندوی زلالیت و خلوص و تو جاری در من... معبود بی همتا چنانم کن که می خواهی .... الهی رضاً به رضائک....

 

شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان     ور نه پروانه ندارد به سخن پروايی

ادرکنی یا صاحب صبح، جمعه آمد می آیی؟

«ادرکنی یا عشق»

  

The sign of the friend of God is that he has three qualities:

a generosity like that of the ocean,

a compassion like that of the sun,

and a humility like that of the earth.

یکی از چند شنبه ها...

هوالمعشوق

 دانسته هایم کم رنگند !

 تنها رنگ عمیق ندانسته ها را می بینم...

بر هر چه مینگرم تو جاری هستی

هر چه «هست» را هجا می کند، از تو لبریز است

با هر نگاهت،دلم می رمد...

چاره ای نیست

گریزی نیست

جز

شیدایی

...






نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٩ امرداد ۱۳۸٦ توسط عقیق

بسم الله خیرالسماء

به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان     بيا بيا و تماشای طاق و منظر کن

جمعه ها در انتظار انسانی به غروب می گرایند که هنوز خود را نیافته، در ان دمان که حضرت حق قسم یاد می کند و انسان را به صفات می خواند این موجودیت به لرزه می افتد که:

ای من ِ من چقدر خالق و صاحب خویش را از بودنت مأیوس کرده ای؟؟....ان الانسان لکنود !!

این جمعه ها تا کی در انتظار انسان شدن من بمانند تا خورشید در طلوع خویش نقش مهر را متجلی سازد و آن نازنین بلند بالا قدم بر خاک دل ما گذارد؟

هر چه میگذرد در این طوفان شن که دنیا را بر پیکره خواستگاه انسان می کوبد حیران تر و  مبهوت ترمی شوم!

جدا چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید،این ثانیه ها که قربانی جهل من می شوند باز نخواهند گشت.

والسماءذات الرجع...

این آسمان دهند ه است بخشنده و هرگز از شما نمی گیرد که همواره باران مهر و رحمت بر سرتان میبارد این آسمان آینه بازتاب است...بنگرید و بدانید که دل نیز آینه ای دارد چون صورت...

ادرکنی یا عشق

قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا     فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول

۵۵۵۵۵۵۵۵۵

۱شنبه:

زندگی سرشار از نا آموخته هاست و سرشار از تکرار های عجیب، گاه فاصله ها سبب پیوند می شوند  و گاه یادآوری دلبستگی ها غبار اندیشه را می زداید. دلبستگی به تو  وآنچه از غرایب می آفرینی و انچه همواره به تو متوسل  است پیوسته و مداوم که هیچ چیز از تو جدا نیست و همه چیز شگفت آور به تو می رسد...

بهشت کوچک من ،شاید هیچ مکانی اینقدر که تو مرا می خوانی و ذهنم را سرشار می سازی، هرگز مرا یاد آور نشود،حتی وطن!

بار دیگر بازگشتی قریب سوی تو داشتم!

تبارک الله احسن الخالقین...

سپاس خداوندی را که حیات و مماتم در دست اوست...

سبحان الله.




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٢ امرداد ۱۳۸٦ توسط عقیق
   ...


بسم الله النور

خورشيد خاوری کند از رشک جامه چاک    

 گر ماه مهرپرور من در قبا رود

میلاد مولای متقیان،ابر مرد تاریخ جهان ،مولی الموحدین علی ابن ابی الطالب مبارک.

امیر مومنان می فرمایند:

دل به دنيا مسپاريداز عمل به قرآن غافل نشويد
پيوند خويشاوندي را استوار سازيدحق همسايگي را پاس بداريد
منظم باشيديتيمان را دريابيد
متقي باشيدبا مردم نيکو سخن بگوييد

...

الهی در این دم شرمسار همهء مهربانیت ، سخت از نیرنگ روزگار و نادانی خود در شگفتم.

باید اعتراف کنم که چند روز پیش وقتی پرشین بلاگ از صفحه رادار دیتا محو شد یک تکان شدید خوردم،اول که فکر کردم همه وبلاگ ها ار دست رفته دلم برای چندتا وبلاگ که خیلی زیبا مینویسن خیلی سوخت و بعد خاطرات از دست رفته خودم....... اما بعد دیدم نه دامنه عوض شده و به خودم گفتم: چقدر کوچکی!           اینم یه امتحانک خیلی کوچک بود که خوب اعتراف میکنم رفوزه شدم و سعی میکنم که این نقص درونی را بر طرف کنم.

سبحان الله

...

به احترام آخرین سفیر حق قیام کن

در آسمان ترین زمین، ستاره زد، سلام کن

امروز جمعه است و حدیث مکرر...

ادرکنی یا عشق

...

اینم یادی از پدر برای شازده کوچولو

من پدرمو خیلی زود از دست دادم،تقریبا ۱۲ سالگی.

دوتا چشم عسلی مهربون همیشه ازش به یاد دارم و صدایی مهربونتر که گاهی از شدت عاطفی بودن میلرزید.

دستانش که همواره گشاده بود برای پذیرش کودکی من، صحبتهاش،خنده هاش، تکه کلام هاش همه و همه تو گوشم به جا مونده و گاهی که میرم پیشش صداشو میشنوم که صدام میکنه...

امیدوارم خدا همه ي پدر و مادرها را در پناهش حفظ کنه و ما را قدر دان زحمات و فداکاریهاشون قرارا بده.

روحش شاد.




نوشته شده در تاريخ جمعه ٥ امرداد ۱۳۸٦ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page