بشنو از نی...!
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق نا بگویم شرح درد اشتیاق"

سلام،به تو ،به او ،به همه که زير اين سقف کبود ،سايه يه خدای خوب بر سرمونه!!!
داره يواش يواش روز ديدار نزديک ميشه،ديدن اون کوه کبود که روشو چمنزار پوشونده .و از ميون اون شهر دود زده دل ميبره....
اما ...ميترسم ...برای خودم نه!!!برا اون...نميدونه که چی در انتظارش!!!
اينا راست ميگن:Good News is ,No News....
اما تا کی بی خبری؟
هرچی ميگذره.....کمتر دلم ميخواد برگردم....شايد شهامتم رو برای مواجه شدن با يه سری حقايق از دست دادم................

۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵
By His ordinance He sends down the angels with the Spirit of His divine inspiration to those among His servants that He chooses, enjoining them: "Warn humankind that there is no other God save Me. Therefore remain devoted to Me."
2-Qur'an, An-Nahl, Surah 16

**********************************************************
Yuhanaa
Your pleas shall be answered, but wait patiently for the Lord to respond. Do not lose hope and begin to complain .



نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۳ توسط عقیق

دلم به دنبال بهانه ميگردد....
همچو کودکی به بهانه آب ،ميگريم...سيراب ميشوم ؛
اما،دلم همچنان بهانه ميگيرد...
برای ديدنت، برای ياد تو ...
دلم همچنان بهانه ميگيرد....
چرا پرستو شکوه ميکند؟ميدانی؟
سينه سرخ ،سينه را آماج گلوله ميکند ،ميدانی؟
خورشيد خسته از طلوع تکراری،غيبت تو را بهانه ميکند،ميدانی؟
باز هم چشمان خسته از انتظارم ،
به بهانه ای ميبارد....



نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۳ توسط عقیق

توان گفتنم نيست...
بار ديگر در پيله خود ،سکوت اختيار ميکنم؛
سکوتی يه بزرگی اقيانوسی پر تلاطم......
به وسعت من...
صدای سکوتم را میشنوی؟.
جوابم را نميدهی؟؟؟؟؟؟؟؟
...........................................................
...........................................................
...........................................................


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۳ توسط عقیق

بلغ العلا به الکماله،کشف الدجا به الجماله
حسنت جمیعُ الخصاله٬صلو علیه و اله

*ميلاد پيامبر نور ورحمت،پيامبر عشق و انسانيت مبارک*

ای از تبار نور،آفتاب رخت کی برشام تاريکم خواهد تابيد؟


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۳ توسط عقیق

ای نسیم نوبهار...............
اينجا طبيعت عجيبی داره٬هفته پيش همهءشاخه ها خشک بود و الان همه دارای برگها کوچک و ظريف زندگی....
وقتی صبح بیدار میشی باورت نمیشه اين زمین همون زمين دیروزه....
با تمام افکار از هم گسيختم ٬ دلم با نوازش نسيم مهر طبيعت حال و هوايی ديگه داره!!!


۵۵۵۵۵۵۵۵
به يه دوست٬به اشک عشق:

-;{@ تولدت مبارک@}:-

در اعماق مردمک سياه چشمان آگاهت ٬نور ی تابنده و شفاف فانوس راه عاشقيست.
لبخند آسمانی و پر مهرت٬ستاره باران شام تاريک....
آسمان دلت هميشه افتابی....
۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵
وقتی به مسائل مختلف نگاه ميکنم ،به وضع دنيا،دلم آشوب ميشه ،انگار دلم از حلقم ميخواد بياد بيرون.
همون بهتر که نميتونم بنويسم...والا سراسر آشفتگی بود...انگار سر اين دنيا به سامان نخواهد رسيد.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۳ توسط عقیق

سلام دلبرکم...اومدی؟

قدم سبز تو تازه به دروازه اين شهر گذاشتی ...

هوای خوبی شده...اونقدر که دوباره هوای عاشقی  بسرم زده!!!

##########

مست و خمار٬خمار رد پای يار...به انتظار اشارتی که دلم را کفايت کند؛

من تو را هر روز در خود ٬نجوا ميکنم ٬ميجويم....و به اعجاب سفر ميانديشم؛

 ای دلبرم٬

هر بار مرا و ميزان عاشقيم را ميسنجی و من.............

چشمانم محو جمال توست٬مست نشان تو....

هر شب آرام با عطر ناب تو مدهوش و بی قرار٬بدنبال اثری به وادی رويا قدم ميگذارم.

آنکس که تو را شناخت ٬جان را چه کند؟!؟!؟!؟!؟

آغوش لطيف و گرم تو ٬مئمن جان بی قرار است.

وشانه های استوار ستبر تو ٬اوج بغض فرو خورده مرا ٬تسکين.

کاش ميشد...کاش ميشد ٬که دل را روانه کرد و سر بر شانه ات نهاد...

امروز آوای دلم شور و نوايی ديگر دارد.

#######

کاکلی دلم برات تنگ شده٬کاش يک باره ديگه ميديدمت!!!!

####### 

فکر بد نکن٬ميشه عاشق هر چی شد٬که من هستم٬ عاشق طبيعت..وای ديونشم:)

دوباره از رو شاخه های خشک٬مخمل سبز زندگی سرک کشيده .

هيچ ميدونی ٬گنجشکای همهءدنيا شکل همن؟

چه سرو صدايی راه انداختن....پر از هياهو...زندگی...

###########

به جاده خيره مونده بودم و به آسمونروبرو.....

هر دو در افقی دور بهم پيوستن؛

گاهی صحنه های اطراف نظرمو جلب ميکنه٬اما

بازم منم و افکارم که بهم گره خورديم...

راستی زندگی زيباست و بی نقص!!!

هر ايرادی هست از ديدگاه کج و ماوج ماست.

وقتی فکر ميکنم که دنيا چقدر کوچه پس کوچه داره و هر کدوم از اين کوچه ها  دنيايی...

و بعد آدمای اين کوچه هرکدوم يه دنيای بی نهايت...

وای دلم می خواد٬جـــــــــــــــــــيغ بکشم.

اجازه هست؟

پس گوشای مبارکتونو بگيرين!!!!

<<فعلا تا اطلاع ثانوی که من عقلم بياد سرجاش>>

خدا نگهدار




نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۳ توسط عقیق

من گنگ خواب ديده ٬عالم تمام کر

من عاجزم ز گفتن٬او از شنيدنش

۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵
چون کبوتری٬
در آسمان عشقت به پرواز در آمده٬
تا رخصت نشستن بر بام مهرت را داده٬
دمی آرام گيرم،

راز دل با تو بگويم...راز مگو....
۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵

اما چه بگويم؟ا
که تو اسرار نهان ميدانی......
دل آزرده و پريشانم....
مرا دريــاب...مرا در يـــــاب
مــــــرا دريـــــــاب
حسبی ال....من هو حسبی٬حسبی......


نوشته شده در تاريخ جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۳ توسط عقیق
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


====
free hit counter script

Locations of visitors to this page